eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
764 دنبال‌کننده
148 عکس
4 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
اهل کتاب بود و خواندن و خریدن کتاب و گشتن در کتاب‌فروشی برایش تفریح جذابی محسوب می‌شد. ° ° @naahiit
• برای روز‌هایی که پیش میاد و حرفی هست ✨ جاحرفی‌
• دستتُ دورم نگه دار من یه شمعِ رو به بادم..
دردش اینجوریه که از کمر تا رگِ پشتِ پارو خواب می‌کنه؛ کمر دردمو میگم. انگار مجبوری ساعت‌ها چهارزانو جلویِ استادی بشینی که قطره‌چکونی حرف میزنه، وسط حرفش خیلی مکث میکنه و از تمومِ جزئیاتی که ارتباطی به موضوع موردِ بحث نداره، اطلاعات میده! ° ° @naahiit
یکشنبه عصر است و چایَم سرد شد. تابستان به آفتاب کم‌‌جانش افتاده. صدایِ کتری می‌آید. مامان تلفنی با خاله از دوختِ لباس‌ها صحبت می‌کنند و من مطالعه‌ی کتابِ جدیدی را شروع کرده‌ام. زندگی همین چیزهاست دیگر! ° ° @naahiit
• بدی در قفا عیبِ من کرد و خُفت بَتَر زو‌ قرینی که آورد و گفت..
پیامک دادم و نوشتم: کجایی؟ نوشته: تو قلبت. همون جا که تار عنکبوت بسته، خاکیه، هیچکی نمیره! ° ° @naahiit
من همونی‌ام که اگر توی جمع، حرفت به هر دلیلی نصفه موند، میگم خب؟ داشتی می‌گفتی.. ° ° @naahiit
_ ولی چشمانش را به من انداخت و احساس کردم لبخند محوش دارد مرا مانند قندی که در استکان چای داغ افتاده است ذوب می‌کند. 📚سرزمین پرتقال‌های غمگین ° ° @naahiit
اذان شده که میگم. نه فقط به تو، که هزار باره به خودم گفتم. برا نمازات ارزش قائل شو. حوصله کن. بدون داری چی میگی و رو به کی وایسادی! ° ° @naahiit