مشغول بازی بودند.
توپشان درون چاله آبی افتاد که حاصل برف دیشب بود و مساحت اش بیشتر از حد معمول!
پسرک با دستکش و کلاه
و کاپشن مشکی بدون رفتن درون چاله تلاش کرد توپ را بردارد.
دوستانش فریاد زدند:برو بیارش دیگه...
لحظه ای تعلل کرد و به کفش های پارچه ای مشکی اش خیره شد.
با پاشنه پاهایش رفت و توپ را اورد.
کفش هایش خیس خیس شد.
حتما بعد جوراب و پاهاش.
و من میشنیدم صدای درد پاهایش را...
اما گاهی باید درد نشکستن غرور را کشید:)
نمیدانم خوب را از کی و کجا گم کردیم...
اخر از جایی به بعد دیگر
نه بنده خوبی بودیم
نه فرزند خوبی
نه دانش آموز خوبی
معیار خوب را گم کردیم؟ یا خودمون را در بدی ها؟
آرزو؟
همان که میگویند محال است؟
حتی اگر خدایش تو باشی؟
نه
آرزو نه...
اما محال است که دعاهایمان به دستت برسد و اجابت نکنی.
تو مهربان ترینی...
میگویند امشب، در آسمان باز است
نکند فرشته هایت آرزو های مرا بالا نبرند؟
نکند آرزو هایم گم شود جایی میان گناهانم؟
تو صدای قلبم را خوب میخوانی...
به قلب سیاهم نگاهی کن
چون یاد گرفته از تو اول از همه خودت را بخواهد:)
نــــجـوا...
آرزو؟ همان که میگویند محال است؟ حتی اگر خدایش تو باشی؟ نه آرزو نه... اما محال است که دعاهایمان به د
امشب میون حال خوبتون
مارو هم فراموش نکنین
التماس دعا🍃
930.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و مرا آرزویی نیست
جز نفس زدن در حریم تو...
على را وصف، در باور نیاید
زبان هرگز ز وصفش بر نیاید
على ترکیبى از زیباترین هاست
على تلفیقى از شیواترین هاست
على راز شگفت روز آغاز
على روح سبک بالى و پرواز
او نویس🌱
نــــجـوا...
على را وصف، در باور نیاید زبان هرگز ز وصفش بر نیاید على ترکیبى از زیباترین هاست على تلفیقى از شیو
مادرم بعد خدا نام تورا یادم داد.
هر وقت زمین خوردم نام تو نجاتم داد
نارنج🍊