.
آمدم یاد ِتو از دل،
به برونی فِکنم،
دل برون گشت...
ولی یادِ تو با ماست هنوز...!
#مهدی_اخوانثالث
@nabzekhatereh
جای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگر
هرچه برد از آنچه روزی خود به دستم داد برد
@nabzekhatereh
*پندانه*
بیاموزم تو را گر کاربندی
که بی گریه زمانی خوش بخندی
چو خندان گردی از فرخنده فالی
بخندان تنگدستی را به مالی
نه بینی آفتاب آسمان را
کز آن خندد که خنداند جهان را
#نظامی
@nabzekhatereh
چه غمی داره این جملهی
سلمان امین که میگه:
به آنها بگو رفتنهای ما
هجرت نبود!
گریز بود،
سفر نکردیم!
کوچانده شدیم...
@nabzekhatereh
نه تو میمانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
🔹سهراب سپهری
@nabzekhatereh
*برشی از یک کتاب*
میدانید آتشی که زیر خاکستر میماند چه دوام و ثباتی دارد؟
عشقِ پنهانی، عشقی که انسان جرأت نمیکند هرگز با هیچکس درباره آن گفتگو کند، به زبان بیاورد، به هر دلیلی که بخواهید ـ از لحاظ قیود اجتماعی، از نظر طبقاتی، به سبب اینکه معشوق ادراک نمیکند و به هر علت دیگری آن عشق است که درون آدم را میخورد و میسوزاند و آخرش مانند نقره گداخته شفاف و صیقلی میشود.
✍بزرگ علوی
📚چشم هایش
@nabzekhatereh