"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 12
نامه رو توی کمد گزاشتم که مامان در و باز کرد
× رز
+بعله
× عمو عقد و جلو انداخته علی رضا بعد عقد قراره بره یه سفر کاری
+مامان مگه ما مسخره ایناییم ؟کی؟
× فردا!
+ مامان بخدا
× بخدا جی؟خودتو میکشی؟بنال دیگه
سرم و پایین انداختم و رفتم تو اتاق دانیال
نامه رو توی دستم فشار دادم
+ د..دانیال!
< جانم
+ این نامه رو بعد عقد به حامی بده ولی قول بده خودت نخونی
< رز معلوم هست داری با خودت چیکار میکنی؟
+ میدونی ک من از علی رضا متنفرم!!
دیگه بحث و ادامه ندادم اومد توی اتاق خودم و پتو رو روی سرم کشیدم