"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 14
#روزعقد
با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم
کاش این لباس کفنم بود:))
علی رضا اوند دنبالم
سوار ماشین شدم
× سلام خانم خوشگله
+سلام
دستش و روی دستم گزاشت
به سرعت دستم و کشیدم و فریاد زدم
+ دست به من نزن( داد )
چشم هاش قرمز شد و توی صورتم عربده زد
× هرکاری بخوام میکنم
بعدم با ابرو هایی که بهم گره خورده بود به سمت محزر حرکت کرد
وارد شدیم
عاقد بعد از سه بار خوندن گفت : عروس خانم وکیلم؟
چشم هام بارونی شد
نمی تونستم غیر حامی رو بزنم
از جام بلند شدم و داد زدم
× نه
بعدم به سرعت از محزر بیرون اومدم
تا جون توی پاهام بود دویدم
به یکی از دوستام زنگ زدم و گفتم که دارم میرم خونشون
تند تند مشت سرم و نگاه میکردم کسی دنبالم نیاد
دانیال هم مشت خم زنگ میزد
داشتم روانی میشدم
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
غش کردن یا سکته کردن مسئله این است🤍🛐
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
هعییی یاسی هعیی چه میکنی با ما😢
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
این چه بلاییه داری سرمون میاری 😭
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
ولی خوب کاری کرد نه رو بهش گفت
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
خدایا این علیرضا رو .....بده😂