𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
ولی خوب کاری کرد نه رو بهش گفت
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
خدایا این علیرضا رو .....بده😂
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 14 #روزعقد با بی میلی لباس سفیدی پوشیدم کاش این لباس کفنم بود:)) علی رضا اوند د
تا مارو سکته ندی ول نمیکنی چرا😭
بدبخت رز🥺😭
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 15
رسیدم خونه سحر
× وای رز ، بگردم بیا تو
سحر و محکم بغلم کردم و اشک ریختم
× چیشده قشنگم
+از عقد فرار کردم سحر علی رضا دنبالمه
×وایییی نگران نباش جات امنه
مامان سحر صداش کرد
×رز من باید برم تو اینجا بمون بر میگردم
#حامی
با خوندن نامه رز روی زمین افتادم
نکنه کار احمقانه ای انجام بده
زنگ زدم دانیال
× د..دانیال رز کجاس
+ حامی از سر عقد فرار کرد
×فرار؟؟!!باید ببینمت
+ کجا
× بیا محزر همه اینجان منم میخوام برم دنبال رز
سریع حرکت کردم
توی راه فکر میکردم ممکنه کجا باشه که یهو یادم اومد
رز بهم گفته بود وقتی دلش میگیره فقط با یوی از دوستدارانت و نیره پیش اون
آدرسش و بلد نیستم ولی باید به دانیال بگم