"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 63
گفتن بریم تو اتاق و حرف هامون و بزنیم
رفتیم داخل اتاق من
صندلی میز آرایشم و برداشتم و جلوی تخت گزاشتم
- حامی بشین روی این
+ چشم
- خب ما که همه چیو میدونیم حرفی نمیمونه😂
+ اوممممم عاشقتم میدونستی
- اینو میدونستم پسرم ولی تو میدونستی رگ میدم برات....
صحبتمون با صدای در قطع شد
دانیال اومد داخل
یکم پژمرده بود
تو فکر بود
× حامی داداش یه دقه میای؟
- چی شده دانیال؟
+ باشه داداش بریم
حامی رفت بیرون منم منتظرشون موندم
" حامی"
رفتیم ت اتاق دانیال
دانیال گوشیش و سمتم گرفت
یه پیامک بود
از طرف مونا
خوندمش
" میدونم حامی خونه ی شماست و اومده خاستگاری رز
ولی بدون نمیزارم....
نمیزارم مال هم بشن"
× حامی نگران نباش به رفیقام گفتن برن سراغش
+ مرسی ازت:)))
مرسی که هستی دانیال
× قربونت فقط به رز چیزی نگو
+چشم
رفتم تو اتاق پیش رز
- حامی چیشده؟
+ یکی از دوستای دانیال دنبال کار میگرده گفتم بیارش مجموعه ببینم چیکار میتونم براش بکنم
- آها
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 64
" دانیال"
نشستم روی تخت و سرم و بین دستام گرفتم
گوشیم لرزید و ایم آدرین خودنمایی کرد
× الو
^ دانی دختره رو گرفتیم
× کجایید الان؟
^ سوله بیرون تهران
× زنده میخوامش...
دارم میام
بلند شدم لباسم و پوشیدم بدون حرفی از خونه زدم بیرون
خون جلوی چشمام و گرفته بود
" مونا"
هه
فک کرده !
داغ رز و به دلش میزارم
اسلحه رو برداشتم و راه افتادم
نشستم توی ماشین که یکی از صندلی عقب دستمالی رو جلوی دهنم گرفت
هر جی تقلا کردم بی فایده بود
سیاهی مطلق...
یکم بعد چشم هام و باز کردم
توی یه خونه خراب بودم
تمام بدنم درد میکرد
به صدای پایی به خودم اومدم
دانیال بود...
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 64 " دانیال" نشستم روی تخت و سرم و بین دستام گرفتم گوشیم لرزید و ایم آدرین خودنم
ناشناس کویر نباشه پارت حساس بدی هم میدم💕
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 65
مونا : دانیال غلط کردم توروخدا من میترسم آقا خواهش میکنمم
دانیال: نشنیدم ، بلندتر بگو
مونا: غلط کردم آقا غلط کردمم
دانیال : من که نمیشنوم رادین تو چیزی شنیدی
آدرین یه نگاه به رادمان کرد و گفت؛
آدرین : نه والا
رادمان : خب پَ سگارو بیارر
بیاین پسرا غذا آوردم براتون بیاین
مونا : نهه دانیال غلط کردمم
از بالا نگاهم کرد و با نیشخند گفت:
دانیال : خوبه
و بعد ولم کرد و رفت...
آدرین : زیاد سر به سرش نذار؛
هر چی گفت بگو چشم
عصبی بشه کار دستمون
"فردا"
"مونا"
یه گوشه زانو هام و بغل کرده بودم و از سرما میلریزیدم که دوباره دانیال اومد
موهام و گرفت و پرتم کرد اونور
هر چی التماس میکردم بی فایده بود
با کمر بند افتاد به جونم
مونا: نزننن ، تورو خدا نزن
دانیال: بگو غلط کردم
مونا: غلط کردممم
دانیال: آدرین تو چیزی میشنوی؟
آدرین: نه داداش
دانیال: بلند ترررر
مونا : ببخشید گ غلط کردم( گریه )
دانیال: برای امروز کافیه ، فردا شاید خوراک سگا شدی
مونا: دانیال تو کی انقدر بی رحم شدی؟:))
دانیال: از وقتی نزاشتی یه آب خوش از گلوی خواهرم و رفیقم پایین بره
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 65 مونا : دانیال غلط کردم توروخدا من میترسم آقا خواهش میکنمم دانیال: نشنیدم ، بلن
خدمت شوما
ناشناس کویر نباشه هااا