"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊"
Part: 25
دانیال و صدا کردم
با غرور و جذابیت همیشه گی وارد شد
سرش و بالا گرفت و مغرور لب زد
× حامی داداش به رز بگو که من باهاش حرفی ندارم منو فروخته
حامی لبخند ملیحی زد میخواست جیزی بگه که رز حرفش و قطع کرد
' د..داداشی ....ب..بیا
دانیال خمار نگاهش کرد
توی دلم کای بهش خندیدم
بعد با قدم هاش شمرده به سمت رز رفت
کنارش ایستاد
' گ..گوشت و بیار
من روی صندلی لم دادم
دانیال صورتش و جلو برد
همون لحظه رز دستش و تو موهای دانیال کرد و موهاش و محکم کشید
صدای فریاد دانیال توی اتاق اکو شد
+آی آی آی دیونه چیکار میکنی ولم کن
رز محکم تر موهاش و کشید که صدای خنده ی من بلند شد
رز مو های دانیال و ول کرد
' ب..با من حرف نداری؟
+ نه بابا غلط کردم نصف مو هام و کندی ، روانی
صورتش و مظلوم کرد و با بغض به دانیال خیره شد
' من داشتم میمردم سنگ دل
دانیال نگاهش و مهرب ن کرد
+ اولا حالا که زنده ای دوما باشه گل من ببخشید
' ح..حامی
× جانم......ها چیزه ، یعنی بفرمایید
+ آفرین آقا حامی حواست و جمع کن
× بعله ببخشید
' میشه بگی مامان بابام هم بیان؟
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 25 دانیال و صدا کردم با غرور و جذابیت همیشه گی وارد شد سرش و بالا گرفت و مغرور ل
این قسمت : دانیال غیرتی میشود
😂😂
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 25 دانیال و صدا کردم با غرور و جذابیت همیشه گی وارد شد سرش و بالا گرفت و مغرور ل
عاشق انرژی رزم تو اون وضعیت....👍🏻😀