eitaa logo
𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🩸
460 دنبال‌کننده
142 عکس
7 ویدیو
0 فایل
رمـ☠ـان " 𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊🖤🤍 📝𝟬𝟴𝟲 "عضو جمعیت نویسندگان📖" به قلم یاسی🤍🖤 ﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎ Me: @Moror_28 Me²: محنا🤍 ﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎ ناشناسمون:https://abzarek.ir/service-p/msg/4311289 شِـروعمـون: 𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟏𝟎/𝟑𝟎 __________🖤🤍_________
مشاهده در ایتا
دانلود
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 30 رز و رسوندم خونه دستش و گرفتم و نزدیکش شدم اونقدر نزدیک که نفس های گرمش به صورتم برخورد میکرد انقدر نزدیک که تصویر خودم و توی دوتا تیله های سیاهش میدیدم آرم لب زدم + دلم برات تنگ میشه زنگ بزن ' من از الان دل تنگتم پسرم گونم و بو/سید و پیاده شد ماشین بوی رز و میداد دلم میخواست ساعت ها بشینم و بو کنم رفتم خونه لباس هام و عوض کردم و روی تخت ولو شدم گوشیمو جلوی صورتم گرفتم و به دانیال زنگ زدم + سلام دادا × سلام حامی جان خوبی؟ + خوبم تو خوبی خانواده خوبن × من که خوبم ولی خانواده خیر + ااااا خدا بد نده × نگران نباش بخاطر مرگ اون لَنده هوره + خب ، بهتر نیسن حواست به خودت و رز باشه × چشم خدافز تلفن و قطع کردم و چشمام و بستم تا یکم استراحت کنم
"𝑫𝒐 𝒓𝒂𝒉𝒊" Part: 31 همین طوری دراز کشیده بودم که با صدای مهیبی از جام پریدم یکی با سنگ به شیشه زد و شیشه اتاقم خورد شد یکی از پایین داد زد < اگه مردی بیا پایین مامانم با ترس اومد بالا = ح..حامی چیشده؟ + هیچی نیست مامان الان درستش میکنم لباس و پوشیدم و رفتم پایین چشم هام از خشم پر بود در و باز کردم و غریدم + چه غلطی میکنی زنیکه چشم هاش مظلوم شد جلو اومد و دستش و روی شونم کشید < چه اندامی ، رز حق داره عاشقت شده صالحی دستش و پس زدم و یکی خوابوندم تو گوشش طوری که روی زمین افتاد گویی خاکی روی زمین تکون خورد بلند شد جلو اومد < ولی من عاشقتم چشم هام گرد شد خشم تمام وجودم و فرا گرفته بود + بدبخت همین امروز خاکسپاری اون مردیکه بود اومدم در و ببندم که با لحنی شیطانی گفت < ولی تو مال من میشی در و محکم کوبیدم و دست هام و مشت کردم اونقدر سفت که ناخون هام کف ستم و ترح دار کردن
چشم گفتممم ندارم🥺 پیدا کردم چشم چون ناشناس کویره🙂