eitaa logo
نفاد
77 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ما عندکم ینفد و ما عندلله باق 🔖راه ارتباطی: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sei80jt&btn=نفاد
مشاهده در ایتا
دانلود
🕰 یازده آبان، ساعت هفده و چهل و هفت دقیقه چند دقیقه ای صحبت کردیم. لا به لای حرف ها گله اش بابت اینکه توی دیوار به دنبال خانه برایش نگشته ام را ابراز کرد. صریح نه. حتی غیر صریح هم نه. از لحنش فهمیدم. گفتم: «من توی دیوار سرچ کردم ولی راحت یک میلیارد و ماهی پونزده عادی بود! گفتم اینو معرفی کنم فحش می دی! زیر این قیمت هم چیزی معرفی کنم خانمت فحش میده!» و سکوت کرد. گفتم: «به جان خودم با همین قیمت رفتی خونه گرفتی!» 😁 چند دقیقه بعد کمی پایین تر از این قیمت را تایید کرد. کمی که می گویم یعنی با سه چهارم این قیمت تقریبا. خب عدد و رقم کمی نیست! اصلا کم نیست! شاید اگر یکی دو سال پیش بود افسردگی می گرفتم که اگر من بخواهم ازدواج کنم این رقم را چطور می خواهم تامین کنم؟ الان نه خدا را شکر... نه از جهت تمکن مادی که احتمالا برخی درآمدهایم قطع شود! نه... از این جهت که تا الان گرسنه نمانده ام و بعد از این هم خدا بزرگ است... یادم هست سعید یک بار همین را گفت. توی شلوغی های چهار صد و یک عذرش را خواسته بودند. صاحبکارش گفته بود به بهانه تو ممکن است مغازه را آتش بزنند. این طفلک هم گفته بود بابا به خدا پشت نمازمو می خونم و کسی نمی بینه که! یعنی حتی به نماز خواندن هم حساس شده بود صاحبکارش. شاید هم بهانه بود. نمیدانم. ولی به هر حال بی کار شده بود. گفتم چه کار می کنی؟ گفت خدا بزرگ است... خیلی با متانت و آرامی گفت... دو سال بعد هم خانمش به دلیل فقر مالی در شرف طلاق گرفتن از او بود. با دو سه تا بچه!!! خدا بزرگ است حتما... همچنان هم... حتی اگر ازدواج نکنی... حتی اگر خانه دار نشوی... و حتی اگر همسرت طلاق بگیرد... به این باور دارم! یا ما نتوانستیم خوب زندگی را بسازیم و یا دیگری برای خوب زندگی ساختن، زندگی ما را خراب کرده و ما بی تقصیریم... در هر دو صورت خدای ما هم بزرگ است... حتی در مجردی... حتی در بی خانمانی... حتی بعد از طلاق
🕰 دوازده آبان، ساعت بیست و یک و سی و دو دقیقه چند جای زندگی حس کردم خیلی بی کس و کارم. امشب یک تکه کاغذ توی دستم گذاشته و می گوید زنگ بزن و صحبت کن. نگاه می کنم می بینم اسم خانمی را نوشته به همراه شماره اش. پس دادم. با تعجب نگاهم کرد. گفتم من که به شما گفتم نه! گفت یعنی چی بگم؟ گفتم بگید نه! شما از من چیزی نمی دانی و نه! مامان همیشه سرش را بالا می گیرد و با اشک می گوید کس و کار بی کس ها تویی خدا... همان! همان! همان! کس و کار بی کس ها... کس و کار بی کس ها نگاه کن... اگر کسی دیگر هم بود، یکی از دختران و پسران خودشان هم بود این طوری می شد؟ اینطور بی حرمتش می کردند؟ نمی دانم... فقط می دانم بابت این صحنه ها، جایی آن ته قلبم درد می گیرد. برای آن طفل معصومی که لابد داشت نگاه می کرد و می دید من کاغذ را دارم پس می دهم و برای خودم. واسطه گری هم هنری است واقعا. اینکه تو حتی اسم طرف مقابلت را نمی دانی و بعد کسی را معرفی می کنی... خب اسمش واسطه گری نیست. بی مسئولیتی است. قدیم فکر می کردم همین که تو ریش داشته باشی و طرف مقابل چادر، همین باعث می شود شما را به همدیگر معرفی کنند. الان از آن مرحله عبور کرده. همین که تو مجردی و او مجرد، شرط لازم و کافی برای معرفی شدن به همدیگر را دارید. ای کسِ بی کس ها...