هدایت شده از اعماقِفراموشیها
وقتی میفهمی اونم همون حسی که نسبت بهش داری رو بهت داره.. یعنی تو خوشبختی
_ نمیدونم چه حسیه که دوستش داری ولی دیگه ازش خسته شدی، دیگه توقعی ازش نداری...
حرف های ناگفته¡
_ دلیل اینکه چرا تا الان باهاش موندم رو فقط میتونم با چون دوسش دارم جواب بدم
حرف های ناگفته¡
_ اونجایی که دیگه حتی نمیتونی بهش مشکلت رو بگی چون میترسی خسته بشه و چیزی که نباید رو بگه<<<<<<<
حرف های ناگفته¡
هدایت شده از ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
او یک شازده بود، شازده ای تنها میان حرف هایی که قرنها در خود پنهان کرده بود.
او میدانست روزی از حجم بسیار حرفهایی که پنهان کرده نابود خواهد شد؛ اما قصد نداشت آن حرفها را با کسی شریک شود.
او میدانست روزی ممکن است انسانها از حرفها و رازهایش سوءاستفاده کنند، پس تصمیم گرفت تا ابد سکوت کند. سکوتی که هیچکس توان شکستنش را نداشت؛
او تا ابد سکوت کرد و میدانست روزی فرو خواهد پاشید!
- از طرف My world برای چنل زیبای حرف های ناگفته¡
حرف های ناگفته¡
او یک شازده بود، شازده ای تنها میان حرف هایی که قرنها در خود پنهان کرده بود. او میدانست روزی از حج
واقعا زیبا بود و تحت تاثیر قرار گرفتم
سپاسگزارم✨
_ من هر لحظه و هرجا به فکر تو بودم ولی تو بهم گفتی دارم از یادت میرم
حرف های ناگفته¡
_ من یکیو میخوام که جوابمو بده و باهام حرف بزنه، گوش دادن به حرفامو که دیوارم بلده.
حرف های ناگفته¡
_ وقتی میگی دوستت دارم ولی هیچکدوم از کارات اینو نشون نمیده ، حس میکنم فقط برای سود خودت باهام موندی
حرف های ناگفته¡