eitaa logo
بغض ِناگفته:(
132 دنبال‌کننده
36 عکس
42 ویدیو
0 فایل
در سکوت شب‌ها، بغضی که زبان به‌ فغان نیاورد... کلماتی که در گلو حبس شدند؛ اشک‌هایی که جاری نگشتند... دردهای پنهان، رازهای ناگفته، عشق‌های ناکام... اینجا پناهگاه دل‌های شکسته و بغض‌های فرو خورده است.. شروعمون؟ 1405/1/13 @Sahel2719 جانم؟ کپی؟راضی نیستم
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش‌خنثی‌کردن‌نَفس‌را‌ھم یادمان‌می‌دادند‌.. می‌گویند:آنجا‌که‌نفس‌مغلوب‌باشد، عاشق‌می‌شَوی.. عاشق‌که‌شدی‌،شھید‌میشوی‌...!
میخواین خوشحالم کنید؟ برام اهنگ بفرستید👩‍🦯
هر شب..همین موقع ها در حال حرف زدن بودیم..از ساعت ۱۱ شروع میکردیم..اتفاق های روزمره ات رو برام تعریف میکردی! منم گوش میدادم! ناراحت بودی بهم میگفتی چیکار کنی.. خوشحال بودی میگفتی که منم شریک باشم.. حتی منو روزی هم ول نکردی! یادمه یک دقیقه دیر جوابمو میدادی شروع میکردم به غر زدن که داری بجز من با کی حرف میزدی آخرشم می‌فهمیدم داشتی کار هاتو انجام میدادی ولی باز در حین حال.. با هر کی چت میکردی همش با خودم میگفتم نکنه از دستش بدم..نکنه باهاش صمیمی بشه و منو یادش بره..نکنه دیگه با من بودن براش.. اخر سر هم از چیزی که میترسیدم و انقدر روش حساس بودم...اتفاق افتاد دیگه کنارم ندارمت:( دیگه از دسته گیر دادنام راحت شدی.. یادم نمیره روزی که گفتی تنها دلیل اروم شدنم تو روزای سخت تو بودی.. ولی..ولی یادته بعد از اینکه در ارتباط نبودیم..بهت پیام دادم گفتی من بجز دو نفر کسی برام مهم نیست تو که جای خود داری..یادته به حسنا گفتی هر وقت بخوام با کسی حرف بزنم میپیچونمش که گیر نده بهم؟ بله بانو، با اینکه این پیامو نمیخونی ولی خواستم اینا رو بگم که بدونی یه جایی یه زمانی یه نفر برای داشتنت داره از دست میره!
کم سو شده چشمان من از گریه‌ بسیار ، من مانده‌ ام و یاد تو و حسرت دیدار ..
-جنس من از آهن و از سنگ نیست من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
تو دنیایی زندگی میکنیم؛ که کلمات بیشتر از گلوله ها ادم میکشن..🫠
کسی که تو رو واقعا بخواد هم وقت داره، هم حالت رو می پرسه، هم حرفی که نباید بزنه رو نمی زنه، هم حرفی که باید بزنه رو می زنه، از من و تو و صدتای ما هم بهتر می فهمه. فقط کافیه تو رو بخواد.
+تو می‌دونی؟ واقعا می‌دونی چقدر سخت بود؟ می‌دونی من همه‌ی اون مسیر لعنتی رو چطور اومدم؟ تنها. نه نصفه‌نیمه، نه با تکیه به کسی؛ تنهایِ تنهایِ تنها. اون «خانواده‌ی قشنگی» که ازش حرف می‌زنید اصلاً وجود نداشت. نبود. هیچ‌وقت نبود. من همه‌ی اون سختی‌ها رو خودم کشیدم،همه‌ی دردها رو خودم بلعیدم،شبا تو اشکام خفه شدم،واقعا خفه شدم،و صبح؟ صبح بلند شدم انگار نه انگار دیشب داشتم می‌مُردم. می‌دونی چی بهم گذشت که رسیدم اینجا؟ می‌دونی چند بار از خودم رد شدم؟ چند بار شکستم و جمع شدم؟ اونم برای چی؟ برای اینجایی که هنوزم ازش راضی نیستم. هنوزم درد داره. هنوزم کمه. خیلی کم!
هدایت شده از نـــــــیلماه:))
میدونم دل خوشی ع من ندارید ولی یه حمد شفا لطفا:)
حال بد؟ تا وقتی مامانم هست چرا باید حالم بد باشه؟🫠