eitaa logo
نمایشگاه انجمن باغ گردو
72 دنبال‌کننده
397 عکس
53 ویدیو
30 فایل
اطلاع رسانی ها * نمونه کارها * موفقیت درختان باغ * نکته هایی برای نویسندگی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام و صلوات جلسه‌ی باهم نویسی هم‌اکنون در حال برگزاری است. https://eitaa.com/joinchat/1899233377C2cdba55893
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ص ۱۰۲ است) چه تماشایی می کردند از سر بریدن مرغ‌ها و پرپر زدن‌هاشان. امشب شام مرغ پلو داشتیم‌. و میان خدمه‌ی دستگاه حمله داری یک نفر عرب هست که چندتا کلمه‌ فارسی یاد گرفته‌؛ و سر شوخی را بند کرده با یکی از همسفرهامان که آرد برنج فروش است در بازار معیر. و کله‌اش بد جوری کچل است. بهش می‌گوید "تو مخ نداری" و همه قش‌قش می‌خندند. و دم به دم. روزی صد دفعه هم که او را ببیند از نو: "مخ نیست" او خنده‌ی جماعت. دیگر اینکه پرچم به دست گرفتن از حالا شروع شده. چاره‌ی گم شدن در منی و عرفات. هر غافله‌ای پرچم ملت خود را، با اسم و رسم حمله دار و غیره... بر رویش و آن یک نفر از عمله‌ی حمله داری ما که از مدینه با جناب سرگرد بازنشسته رفته است جده، هنوز بر نگشته. و کارمان هنوز لنگ است. دوشنبه ۲۱ فروردین مکه امروز صبح من هم افتادم به خرید. چنين بازاری هیجان خرید به آدم می دهد. به گمانم اغلب چیزهایی که مردم به عنوان سوغات می‌خرند اول همین جوری می خرند. یعنی به تبعیت از همین هیجان بازار. و بعد که به وطن برگشتند روی هر کدام اسم می گذارند که سوغاتی برای فلان خویش و قوم، یا فلان دوست و آشنا. دوتا چفیه خریدم - سه تا عصای خیزران - چند بسته عود شاخه‌ای - و چهارتا خودنویس. و حضرات همسفرها پرس و جو کنان که توجه خریده‌ای؟ از قلم خوششان آمد. و چند نفری سراغ گرفتند که بخرند. اما از خیزران خوششان نیامد. کسی چیزی نگفت. ولی می شد فهمید چرا. آخر تیری که گلوی "علی اصغر" را ص۱۰۳ درید از چوب خیزران بود... مگر می شود سفرنامه‌ی حج بنویسی و گریز به کربلا نزنی؟ دیگر اینکه امروز حرکت کاروان به سمت منی شروع شده. و خیابان‌ها چنان شلوغ است که نگو. آی بوق می‌زنند این رانندگان‌‌! همان روز، همان جا داشتم قلم می زدم که دایی هوس کاغذ نوشتن کرد. خودش یک عمر میرزا بنویسی کرده، ولی حالا دستش می لرزد و نمی تواند. الان از کاغذش فارغ شدم. خودش خواست امضا کند. قلم را توي مشت گرفت و گذاشت روی کاغذ. عين چاقویی که در مشت می‌گیری و می خواهی عمودی بزنی روی میز. و به همان زحمت. و یک "محمد" امضا کرد به درشتی یک سکه‌ی یک تومنی. و خط به دورش 67
نمایشگاه انجمن باغ گردو
#سیدجلال_آل_احمد ص ۱۰۲ است) چه تماشایی می کردند از سر بریدن مرغ‌ها و پرپر زدن‌هاشان. امشب شام مر
حسین مجاهد: مگر می شود سفرنامه‌ی حج بنویسی و گریز به کربلا نزنی؟ این هم رمز اول محرم مان یادت بخیر جلال آرمینه‌آرمین: چطور بریدن‌ها به کربلا رسید. این سفر نامه را یک داستان نویس نوشته. صلوات تقدیم روحش حسین ابراهیمی: استفاده از ظرفیت‌های زبان فارسی در کوتاه‌گویی و کوتاه‌نویسی. خدایش رحمت کناد. seyyed aliasghar abdollahzadeh: نمی‌دونستم مرحوم آل احمد هم روضه خون بودند، خدا با سیدالشهدا علیه السلام و حضرت علی اصغر علیه السلام محشورشون کنه.
🌿🌿🌿🌿 مصرع پیشنهادی: در دلم این روزها 🌿🌿🌿🌿🌿
نمایشگاه انجمن باغ گردو
🌿🌿🌿🌿 مصرع پیشنهادی: در دلم این روزها 🌿🌿🌿🌿🌿
اگر تمایل دارید طبع شعر خودتان را بسنجید به گروه کوچه باغ شاعرها بپیوندید. رهگذرها را فرابخوانید به کوچه باغ. انتهای کوچه، بهشت باغ گردوست... https://eitaa.com/joinchat/1829437553C180e501fd5 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
باغچه‌ی نقاش باشی این روزها میهمان نقاشی‌های عاشورایی کودکان است. قدمتان به روی چشم👇 https://eitaa.com/joinchat/1870266473C7546c69bc0