به مناسبت آسمانی شدن علی لندی نوجوان قهرمان.
فاتحه و صلواتی نثار روح پاکش کنیم.🌷@nahal313
با قامت کوچکش عَلَم را برداشت
بر سینه نشانِ غیرت از حیدر داشت
پروانه میان شعلهها سوخت ولی
در خاکِ جهان بذر فداکاری کاشت
#نوید_نیّری
#نوجوان_فداکار
Arbaeen.pdf
حجم:
2.1M
🔰 نسخه PDF | #زیارت_اربعین
▫️ رهبر انقلاب: دو سه زیارت مهم روز اربعین وارد است؛ روز اربعین، همهی مردم بنشینند زیارت اربعین را با حال، با توجّه بخوانند و شِکوه کنند پیش امام حسین (علیه السّلام) و بگویند یا سیّدالشّهداء، ما دلمان میخواست بیاییم، نشد، وضع این جوری است تا یک نظری بکنند، یک کمکی بکنند. ۱۳۹۹/۰۶/۳۱
گفت: سیزده حج کردم، چون نگه کردم
همه بر هوای نفس بود!
گفتند: چون دانستی؟!
گفت: از آنکه مادرم گفت:
"سَبویی آب آور"
بر من، گران آمد...
📚از #کتاب تذکرة الاولیا | نوشته ی #عطار_نیشابوری
هدایت شده از جشنواره های باغ گردو
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن عذرخواهی مجدد بابت تاخیر پیش آمده و با گرامیداشت یاد و خاطره ی داور گرانقدر و هنرمند مهربان باغ گردو، مرحومه خدیجه بابایی، نتایج جشنواره ادبی هنری باغ گردو به شرح ذیل اعلام می شود.
بخش شعر
نفر اول: زهرا عراقی
نفر دوم: ندبه محمدی
نفر سوم: مهدیه حاجی زاده
بخش تصویر گری
نفر اول: داوران در این بخش کسی را حائز نمره کامل تشخیص ندادند.
نفر دوم: فهیمه انصاری
نفر سوم: مریم ناجی
بخش داستانک
نفر اول: داوران کسی را در این بخش حائز رتبه اول تشخیص ندادند.
نفر دوم: در این بخش خانم مریم بزرگی و سمیه خالقی مشترکا حائز رتبه دوم شدند.
نفر سوم: زهرا شوشتری
بخش داستان
نفر اول: داوران در این بخش هیچ اثری را حائز رتبه اول تشخیص ندادند.
نفر دوم: آرمینه آرمین
نفر سوم: مهدیه حاجی زاده
در آخر لازم است از همه خادمان، اساتید، داوران، زحمت کشان و مسئولین اداره کل ارشاد استان قم کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم.
دبیر جشنواره
حسین مجاهد
@Festivals
هدایت شده از میزان حق
بهنامخدا
#⃣ بابا ابری
دخترک با پشت دست چشمانش را مالید.
مادر وارد اتاق شد. با خنده گفت:
<سلام
صبح بخیر!
عزیز دل مادر
خوب خوابیدی؟>
دختر کوچولو سری تکان داد. دستش را دراز کرد، با انگشت به قاب عکس بابا اشاره کرد و گفت:
<بابا ابری ...
بابا ابری...>
مادر کنار دخترک نشست. او را بلند کرد. روی پاهایش نشاند و گفت:
<باز هم خواب بابا را دیدی؟>
صدای رعد و برق آمد. شیشهی پنجره خیس شد. دخترک تند به سمت پنجره رفت و گفت:
<مامان!
بابا و دوستانش، دارند با شلنگ رو ابرها آب میریزند، تا خانهیی که آتش گرفته، خاموش بشود.>
✍ م. ب.
روحشان شاد.
یاد شهدای آتشنشان گرامی باد!🍃🕊🌷
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هدایت شده از ز.باقری
#ایده
یک رییس آتشنشان پرتلاش و جدی با هفت مامورش توی حادثه ی آتش سوزی برجی کشته میشوند. با مرگ باز هم رییس پرتلاششون نمیتونسته دست از کار بکشه اعضا رو بهشون دستور میداده و در حوادث آنها رو این ور اون ور میفرستاده اما اونها کاری از دستشون بر نمی اومده. رییس بالاخره اونجا با رای زنی هاش با فرشته ها موفق میشه یک ابر اتوبوسی بدست بیاره و با مامورانش به جاهایی که در زمین آتش میگرفته میرفتن تا آتش را خاموش کند.