تو غروب جمعهای، چایی سرد شدهای، اساماس “شما ۸۰٪ بستهی مصرفی خود را استفاده کردهاید”ای، نوتیفیکیشن ۱۵٪ شارژ گوشیمی، هندزفریای هستی که یه گوشش خرابه، دلیل قطع شدن خنده هام تو شاد ترین لحظه هامی، همیشه همینطوری بودی ولی اولا جور دیگه ای میدیدمت، تو غروب جمعه آهنگ شاد پخش میکردم، لیوان چایی رو دوباره پر میکردم، گوشی رو میزدم به شارژ، یا یه گوش آهنگ گوش میدادم. اشتباه میکردم.
هیچ نخی ازم به زندگی وصل نیست. با بحران بعدی میتونم بزنم زیر تمام میزهای جهان و جلوی باز شدن هیچ گره ای رو نگیرم گره هایی که تا قبل از این با دندون نگهشون داشته بودم.
شمارو نمیدونم ولی روان من به کل نابود شده.
یکی حرفمو نمیشنوه عصبی میشم، یکی دیر میرسه عصبی میشم، یکی دیر جواب پیام میده عصبی میشم یا یکی بیشتر از دوبار صدام میکنه بازم عصبی میشم. امیدوارم درنهایت قاتل نشم.