eitaa logo
" ناجــه "
529 دنبال‌کننده
536 عکس
81 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجــه "
- نمی‌دانم متنش از چه کتابی‌ست، اما بارها و بارها خواندمش... خواندم و به این فکر کردم چقدر این حرف حقیقت دارد! آدم‌ هرچقدر بیشتر با یک‌نفر خاطره ساخته باشد، از دست‌دادن آن فرد برایش طاقت‌فرسا‌تر می‌شود. هر موزیک یا مداحی‌ای که باهم گوش داده باشید، هر مکانی که باهم قدم زده باشید، هر شئ‌ای که باهم خریده‌اید، هر حرفی که از او شنیده‌ای، هر رفتاری که مختص او بوده باشد، می‌تواند هزاران‌بار تو را به عقب برگرداند و یاد روزهای بودنش را زنده کند! برای همین است که تازگی‌ها نسبت به خاطره ساختن با آدم‌ها محتاط‌تر شده‌ام! می‌ترسم در مکانی برای اولین‌بار خاطره بسازم و بعد تا آخر عمر دیگر نتوانم پایم را آنجا بگذارم، چون هربار مرا یاد روابط از دست رفته می‌اندازد ! می‌ترسم موزیک مورد‌علاقه‌ام را کنار فردی گوش دهم و دیگر باهر بار گوش دادنش، لحظات بودنش در ذهنم روی دور تکرار برود... آدمی‌زاد بنده‌ی مرور خاطرات‌ست، چه تلخ، چه شیرین! اتفاقاً در نظرم خاطرات شیرین، از خاطرات تلخ کشنده‌ترند. وقتی عطر حضور فردی را دیگر در زندگی‌ات نداشته باشی، لحظه‌های شیرین باهم بودن‌تان، شبیه استخوان گیرکرده در گلو عمل می‌کند! مسبب بغض‌های شبانه می‌شود و راه نفس کشیدن را می‌بندد و تو آن‌وقت به یادِ لحظه‌هایی که خندیده‌ای، سخت اشک می‌ریزی! خاطره، چیز عجیبی‌ست... و همین خاطره می‌تواند تو را تا مرز مرگ ببرد! برای همین است که ما آدم‌ها را فقط یک‌بار از دست نمی‌دهیم! آدم‌ها شاید بروند، اما در پسِ‌ذهنِ‌ما و میان انبوهِ خاطره‌هایشان، نفس می‌کشند... - گلنار .
این دردها درمان ندارد غیر وصلت، این غصه بی‌انتها گفتن ندارد... ؟
به عشقِ رویِ تو ، روزی که از جهان بروم، ز تربتم بدمد سرخ‌گل به جایِ گیاه : )
[ عیدتون‌مبارک‌شیعه‌هایِ‌مرتضی‌علی(ع)💚 ]
عید آمد و من خانه‌تکانی کردم، از دل همه را تکانده‌ام الا تـو : ) ؟
" ناجــه "
« مولا » درون دفترِ خود؛ عشق را رقم بزنم، به نام نامیِ مولا، اگر قلم بزنم! در آستان وصالش، به بال های خیال، میان صحن و سرایِ نجف قدم بزنم! دلیل خلقت عالم، وجودِ ناب علی‌ست، روا بُوَد که ز حب‌ش، دم از عدم بزنم! تمام هیبت شیعه، به ذوالفقار علی‌ست، به افتخار در این معرکه، علم بزنم... از آن دمی که علی گفت من یمت یرنی، شبانه‌روز من از شوقِ مرگ، دم بزنم :) - فاطمه‌زهرا تقدیری / گلنار ‌. - انتشار به مناسبتِ عیدِسعید غدیر🌱
اول ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه‌های پر معما :) ؟
در طلبِ وصالِ تو : )
" ناجــه "
ء . چقدر دلم برای شب‌های جمکران تنگ است... آن‌روزها فکر می‌کردم هر سه‌شنبه می‌توانم زندگی را رها کنم و گوشه‌ای از صحن جمکران، گوش بسپارم به زمزمه‌ی دعای توسل و آرام اشک بریزم : ) آن‌روزها فکر می‌کردم هرهفته، خلوت‌های اتوبوسی پابرجاست و تو خریدارِ چشم‌های بارانی‌ام هستی! فکر می‌کردم مُهر توفیق حضورم خورده و می‌توانم سال‌ها در هوایِ حضورت نفس بکشم... زهی خیالِ محال! ماه‌هاست که از تو و شهرِ مقدسم دورم... ماه‌هاست قابِ چشم‌هایم کاشی‌های آبی حرمت را ندیده! ماه‌هاست قلبم به شوق دیدنت نتپیده و روح سرگردانم در حضورت آرام نگرفته... می‌دانم که تو همین‌جایی، کنارِ من! اما در محرابِ جمکران و هنگامی که سر روی خاک می‌گذاشتم در طلبِ وصالِ تو، عطر حضورت بیشتر در فضا می‌پیچید و دست‌نوازشت را بر سرم احساس می‌کردم :) آقایِ من؛ نخواه این دوری، ماندگار شود. نخواه روزهایم بویِ غربت بگیرد و اشک‌هایم مأمنی نداشته باشند. نپسند که قلبم جز تو محبوبی داشته باشد و نخواه که در انتظار کسی، غیر از تو بمانم :) مرا به نزد خود بخوان و روزهای دوری را تمام کن... - گلنار .