هر صبح و شب گریان غمهایت نبودیم،
حال دل این بیوفا گفتن ندارد...
#صبحبخیرگفتنبهامامزمانروترندکنیم ؟
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و اگر روزی کسی دربارهی من از تو پرسید،
بگو او عاشق جزئیاتِ سادهی زندگیست :)🤍
" ناجــه "
از خادمیِ شهدا :)✨
- امشب در طول مسیر به آسمانشب و درخشندگیِ ماه خیره شدم و به همهچیز فکر کردم...
به محرم، به غم، به فراق، به کربلا، به آقا، به دلتنگیهای مداوم و به اشکهایِ بیپایان!
به این فکر کردم که چه روزهای عجیبی را میگذرانم، چه لحظات غریبی، چه احوالات عجیبی!
نمیدانم از کی اینقدر آشفته و پریشان شدم. از کی شور زندگی از من گرفته شد و بهانههای کوچک شادی، از بین رفتند...
نمیدانم از کی پروانههای قلبم مردند، پیچک امید به خشکی گرایید و
نورِ درون قلبم خاموش شد!
فقط میدانم روزهای عجیبیست. آنقدر عجیب که خودم هم دلیل محکمی برای آشفتهحالیام پیدا نمیکنم :)
آنقدر عجیب که تا به خودم میآیم، گونههایم خیس اشک است...
دلم یک تحول میخواهد. تحولی از جنس آرامش، شادی، مهربانی، عشق:)
دلم یک تحول میخواهد و مثل همیشه آن را از حسین(ع) طلب میکنم.
که حسین، پناه تمامِ غمدیدههای دنیاست...
- گلنار.
ای پرسش بیپاسخ هر جمعه عشاق،
آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟ :)
#صبحبخیرگفتنبهامامزمانروترندکنیم ؟
پیام چنلها را ندیده، رد میکنم. عکسها را باز نمیکنم، فیلمها را هم...
متن و دلنوشتهها را دهتا یکی، میخوانم.
صوتها و نماهنگها را گوش نمیدهم.
تلویزیون را خاموش کردهام. با کسی حرف نمیزنم. حال غریبی دارم...
آنقدر توان ندارم که بنشینم، ببینم و اشک بریزم. ضعیف شدهام، بهحدی که اگر کمی هم اشک بریزم، حال بدی به سراغم میآید.
سردردهایم عود میکند، چشمانم سیاهی میرود، سرفه امانم را میبُرد و قلبم تیر میکشد!
نه که نخواهم، نمیتوانم...
خستهتر و متلاشیتر از آنم که بخواهم عزاداری کنم. اشک بریزم و دلسبک کنم :)
تحمل حجم این غم، فراتر از قلب کوچک و نازکِ من است. از مدتها پیش، مدام حس میکنم هوا برای تنفس ندارم! انگار که روحم میخواهد آرامآرام از بدنم جدا شود :)
حالم آنقدر عجیب و غیرقابل وصف است که دوست دارم به خواب عمیقی فرو روم.
بخوابم و وقتی بیدار شدم، هفتهها از این روزهای تلخ گذشته باشد.
بخوابم و روزی بیدار شوم که از غلظت این غم، کم شده باشد...
ترجیح میدهم این هفته، کمتر سراغ فضایمجازی بیایم، باید به احوالات آشفتهام سامان دهم :)
اگر چراغ ناجه، کمسو شد ممنون میشوم کنارمان بمانید تا دوباره برگردم...🤍
- گلنار .
گاهی آدم نمیفهمد چطور و چگونه، ولی ناگهان گرههای کور زندگیاش باز میشود!
و آنوقت است که با خود میگوید:« کسی برایم دعا کرده بود؟»
من به همهی آدمهای دور و نزدیک زندگیام التماسدعا گفته بودم و الان نمیدانم دعای چه کسی در حقم مستجاب شده...
فقط میدانم در ناباورانهترین حالت ممکن، برای وداع با پدرِ ایران، راهی تهرانم🥺
اگر لایق باشم برایتان دعا میکنم :)
شما هم دعا کنید صحیح و سالم بروم و برگردم✨
- گلنار .