eitaa logo
𝓒𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾: 𝘮𝘦?
26 دنبال‌کننده
109 عکس
63 ویدیو
1 فایل
It's obvious that I'm weird! This is my special trait! 𝟷𝟺𝟶𝟻,𝟻,𝟸𝟽" id: @umilara copy? never just forward:>
مشاهده در ایتا
دانلود
وایویایوژتژهژن🤣🤣🤣
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ˒⏤͟͟͞͞𝑫𝒆𝒆𝒑 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒖𝒏𝒈𝒆𝒐𝒏๛
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسملا بگم میره؟
اراممم🗣️🗣️
بیا سکته کن فقط من نیوفتم رو دستتون_
𝓒𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾: 𝘮𝘦?
بسملا بگم میره؟
خواهش میکنم این کارو با اون شاهکار نکنید.... نه نه نه نهههههه
𝓒𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾: 𝘮𝘦?
بسملا بگم میره؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝓒𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾: 𝘮𝘦?
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از Viyaily🧚🏻‍♀️
«افکار؟» قهقهه‌ای خشک و تلخ میان لب‌هایش جاری شد؛ قهقهه‌ای که بیشتر به صدای ترک برداشتن چیزی در اعماق وجودش. «افکار، ریسمانی از رشته‌های نامرئی‌اند؛ نه آن‌قدر محکم که بتوانی به آن‌ها چنگ بزنی، نه آن‌قدر سست که بتوانی رهایشان کنی. هر رشته از جایی در گذشته آغاز می‌شود؛ از یک «اگر»، یک «کاش»، یک پرسشِ بی‌پاسخ، یا حتی چیزی که هیچ‌وقت اتفاق نیفتاد... اما ذهن؟» لبخندش محو شد. «ذهن، لجوج‌تر از واقعیت است. برای هر چیزی که پایانی نداشته، پایان می‌سازد. برای هر سکوتی، دیالوگ می‌نویسد. برای هر زخمی، دلیل می‌تراشد. و بعد...» صدایش بالا رفت. «بعد به تو می‌قبولاند که تمامش حقیقت بوده! پایانی دروغین از رشته‌ها و ریسمان‌هایی که آرام‌آرام دور قلبت پیچیده‌اند و آن را به زنجیر کشیده‌اند؛ آن‌قدر بی‌صدا که حتی نفهمیدی چه زمانی دیگر آزاد نبودی. مغزت نویسنده‌ای‌ست که برایت دروغ می‌نویسد؛ و بدتر از آن... خودش هم آن‌قدر این دروغ‌ها را بازنویسی می‌کند تا بالاخره باورشان کند. و تو می‌مانی و داستانی که هرگز اتفاق نیفتاد، اما تمام زندگی‌ات را بر اساس آن زندگی کردی.»