چقدر دعوا داشتیم اوایل سر همین حرفها. ادم ها باهم فرق دارن من دوست داشتم اینجوری حرف بزنه بزرگوار بلدنبود و نمیتونه اینجوری حرف بزنه. داستان ها داشتیم. الان بعد ده سال تازه میفهمم همینکه میدونه چی حالمو خوب میکنه. وقتی خیلی خسته ام میره نوشیدنی مورد علاقه ام میخره برام میاره. وقتی مریضم کدوم دارو روم جواب میده کدوم میوه دوست دارم و.... . یعنی دوسم داره حواسش بهم هست دیگه.حالا نگه من تو اقیانوس چشمات خودمو خفه میکنم. الکی الکی چه روزها بین خودمون سخت گرفتم و دعوا درست کردم ها. اینهارو میخونم یاد اشتباه خودم میوفتم حرص میخورم با اونکه من ده سال از زندگیم میگذره برا خواستگاریم به کارم نمیاد نتونستم حرف نزنم😁
سلام روز بخیر
اخِ عمق چشم به چه درد میخوره ننه
از شانس ما ننه اش هم میاد تو تاریکی باید
گیس و گیس کشی کنیم می زنه چشممون رو در میاره😒
در عمق چشمانم، بیراهه ای خواهی یافت، به قلب شکسته و خرابم.
تبعیدش با من، یافتن و ساختنش با تو.
شاعر میگه که
عمق چشم که سهل است
جای تو درون عمق دل است
تبعید ابدی خوردی به اونجا
سلام در جواب چالش
در ابتدا که شدید ترین فانتزیه بنظرم که عوارض بدی داره ولی محبت کردن باید باشه
اگر یوقت لازم شد
میشه گفت
"من در قل و زنجیر غمزه ابروان توام چه توان که تو را به چشمم تبعید کنم "
یا مثلا باید گفت اول باید تو منو از دلت بیرون کنی تا .... بعدشم گفت دلت میاد؟ تهشم یه ایموجی 😭 هم میزاریم
تموم میشه میره 😅
آیا از واکنش به جملهی"مرا تبعید کن به عمق چشمانت..." و امثالهم مغزتان آچمز شده؟؟
دیگر نگران نباشید، چارهی درد شما اینجاست:
شاعرانهترین پاسخها را در لینک زیر بخوانید.
https://zarinp.al/tabassom13961.behesht.me
بهش میگم باز زدی ماشینو کوبوندی به در پارکینگ ؟
سری بعد ماشینو بزنی جایی تبعیدت میکنم خونه پدر😊