خلاصه ما به یه بنده خدایی زنگ زدیم و گفتیم ایشون دروغ گفته و قضیه اینجوریه؛ گفت شماره اش رو بدید به من، من به بهانه ی اینکه از بستگان دختر هستم و میخوام ازش تحقیقات کنم باهاش قرار میذارم و بقیه اش رو بسپرید به ما🥸
قرار شد دختر هم عادی رفتار کنه و چیزی به روی خودش نیاره اما
قبل از اینکه قرار منعقد بشه، دختر خانم طاقت نیاورد و به پسر گفت که جوابم منفیه و برات متاسفم که انقدر بهم دروغ گفتی و خونِ شهدا گردنته😶 که انقدر درباره ی شهدا حرف زدی تو جلسات!
و حتما هم به حسابت رسیدگی میشه و ولت نمیکنیم!
#ادامه_دارد
#داستان_واقعی
@naneebrahim
من باشم نه تنها طاقت میارم بلکه خودمم با بیل میرم سر قرار برادرا رو پوشش میدم
یکیشونم به خاطر ناکامی و ناراحتی میزنم زیر بغلم به جای مورد قبلی میارم🤣
#پیام_مخاطب
@naneebrahim
بعد پسره کاملا انکار کرد و گفت من دروغ نگفتم که!!
ما هم گفتیم پس چرا تو سامانه، اصلا کدملی شما رو بالا نیاورد؟
پسر هم همش میگفت: توضیح میدم. صبر کنید توضیح میدم
ما هم گفتیم آره داره فکر میکنه که دروغای جدید تحویلمون بده😏😏
بعد پسر گفت من آدرس محل کارم رو میدم که پدرتون بیان برای تحقیقات!
و آدرس رو داد🚶♀️
#ادامه_دارد
#داستان_واقعی
@naneebrahim
فیش نقد نقد فقط همین الان پارت بعدی پیلیز😭🤌😂
#پیام_مخاطب_پرپر_شده
@naneebrahim
326K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لابد تهش میگه حقیقتا چون کار من خیلی سکوریتیه اسمم و تو سپاه نزدن، فقط خود اقا خبر داره و سردارحاجی زاده هم جدیدا فهمیده.
الان دیگه فقط شما و سردار حاجی زاده و اقا خبر دارین و مسئولیتتون برای حفظ این راز خیلی سخته لطفا به کسی نگید.
ادرس محل کارشم لابد ساندویچی پوششیه.
یکی از اینا به تور منم خورده اصلا از رو نمیرن، فقط باید تیر زدشون🤣
#پیام_مخاطب
@naneebrahim
خیلییییی دلم میخواست آخر داستان اینجوری تموم شه که بگم ما یه جاسوس موساد رو گرفتیم و جاسوسِ موساد، عاشقِ دختر مذهبیِ داستان ما شده بود😶و وقتی فهمید ما حقیقت رو فهمیدیم دست کرد تو موهای پرپشتِ خرمایی رنگش و اشک تو چشمایِ درشت عسلیش جمع شد و قسمم داد که از موساد میام بیرون، فقط بذار به عشقم برسم😕 ولی من کوتاه نیومدم و منو گروگان گرفتن و اینا...
ولی خب تهِ داستان اینجوری تموم شد که بابای دختر رفت تحقیقات و همه چی درست بود🐒 و چون واقعا شغلش یه جایِ حساس تو سپاه بود، کدملیش تو استعلام نشون داده نشده بود🙊
قسمت اینجوری بود که تهِ داستان با خیط شدن من و دوستم تموم شه و همگی سینه خیز رفتیم از پسره حلالیت گرفتیم👩🦽👩🦽
#داستان_واقعی
#ادامه_دارد
@naneebrahim
چرا همه فازِ "ای وای، از دست رفت" و "حیف شد" برداشتید؟🙄
پسرِ بگیر که به این زودی ها جا نمیزنه!
پسر خیلی عادی برخورد کرد و گفت شما حق داشتید نگران باشید و اینا😎
دو سالی هم هست عقد کردن!
حالا چرا الان داستانشون رو تعریف کردم؟
چون این دنیای لعنتی خیلی گرده😆 و من دیشب جایی بودم، این زوج عزیز هم بودن!
من سوار ماشینشون شدم و منو رسوندن خونه🦦
البته آقا پسر واقعا نباید مسائل مهم شغلیش رو جلسه اول میگفت و باید به کلیات بسنده میکرد، اما گفت چون خواستگاریِ دخترای فانتزی باز زیادی رفته بودم که وسط کار جا میزدن؛ خسته شده بودم و تصمیم گرفتم همون اول همه چی رو بگم🐽
هر از گاهی هم به دوستم میگه : خونِ همه شهدا گردنِ منه🤣🤣🤣
@naneebrahim
یک موسسه خیریه در مرکز شهر تهران جهت تکمیل کادر خود دعوت به همکاری مینماید:
1⃣ مددکار اجتماعی (خانم)
🔻شرایط احراز:
محدوده سنی: ۲۲ تا ۳۵ سال
دارای سابقه کاری مرتبط
منظم، پیگیر و مسئولیتپذیر
تسلط بر آفیس
روابط عمومی بالا
روحیه کار تیمی
🔸 ساعت کاری:
شنبه تا چهارشنبه ۹ تا ۱۷ به صورت حضوری
2⃣ گرافیست و تدوینگر (خانم یا آقا)
🔻شرایط احراز:
محدوده سنی: ۲۲ تا ۳۵ سال
دارای سابقه کاری مرتبط
تسلط به فتوشاپ و ایلاستریتور
منظم و مسئولیتپذیر
خلاق و ایدهپرداز
روحیه کار تیمی
🔸 ساعت کاری:
شنبه تا چهارشنبه ۹ تا ۱۷ به صورت حضوری
3⃣ ادمین صفحات مجازی (خانم)
🔻شرایط احراز:
محدوده سنی: ۲۲ تا ۳۵ سال
روحیه کار تیمی
دارای سابقه کاری مرتبط
داشتن قلمی رسا و روان و تسلط به اصول نگارش
خلاق و آشنا به سناریوسازی و داستانسرایی
آشنا به ادمینی سایت و تمامی شبکههای اجتماعی
🔸 ساعت کاری:
شنبه تا چهارشنبه (حضوری تمام وقت)
پنج شنبه و روزهای تعطیل (دورکار)
🔹 حقوق و بیمه: طبق وزارت کار + مزایا ویژه به تناسب توانمندیهای شخص
🔅واجدین شرایط رزومه خود را به تلگرام یا ایتا زیر ارسال نمایند: @menhayefaghr_admin
✔️ پس از بررسی رزومهها، واجدین شرایط جهت مصاحبه حضوری دعوت میشوند.