پلهی هفتم
«فانوس برافروز، نترس از تاریکی»
جهان پر از تاریکیست؛
تاریکیِ جهل، تاریکیِ قضاوت، تاریکیِ بیمعنایی…
و بسیاری از ما، در این تاریکیها به تماشا نشستهایم.
خاموش، خسته، بیصدا.
اما تو را برای خاموش ماندن نیافریدهاند.
تو فانوسی هستی، هرچند کوچک،
که روشنیات میتواند راهی را برای کسی روشن کند.
نگو که نور من کمسوست،
نگو که در این شبِ بلند، سهمی ندارم؛
هر روشنایی، حتی اندک، نوریست در دل ظلمت.
در زمانهای که امید کمرنگ شده،
و اعتماد به روشنی در حال خاموشیست،
همینکه تو نور خودت را نگهداری،
یعنی چراغی برای دیگران افروختهای.
پس بمان…
بلند شو…
و فانوس وجودت را بالا بگیر.
شاید کسی، جایی، راه را با نور تو بیابد.
@nardebanenoor
سلام🌹
*دنیای زیبای درونتان را با فکر کردن به اشتباهات دیگران به جهنم تبدیل نکنید ، سعی کنید لبخند بزنید و ببخشید ، آنها شاید بخاطر تربیت در محیطی دور از فرهنگ ، دیگران را آزار می دهند ، شما آرام باشيد و بی تفاوت...!!!*
شاد باشید🌴
🔹 پلهی هشتم
«تو هنوز در راهی… حتی اگر خستهای»
شاید امروز احساس کنی دیگر نایی نمانده؛
از تکرار، از بیپاسخی، از تلاشهای بیثمر… خستهای.
نه کسی مانده که بفهمدت،
نه آغوشی که بفشاردت،
و نه حتی صدایی که بگوید:
«ادامه بده… تو هنوز مهمی.»
اما گوش کن:
در سکوتِ همین روزهای مبهم،
ندایی آرام از درونت برمیخیزد؛
صدایی که میگوید:
«من هنوز زندهام،
و تا زندهام، راهی هست.»
خستگی، پایان راه نیست؛
علامت آن است که راهی پیمودهای…
و حالا وقت آن است که بر خاک نیفتی، بلکه بر خویش تکیه کنی.
اگر هیچکس نباشد،
تو باش.
اگر نوری نباشد،
تو فانوس برافروز.
و اگر حتی زمین زیر پایت بلرزد،
تو استوار بمان؛
نه برای دیگران،
که برای احترام به راهی که آمدهای.
@nardebanenoor
✨ معرفی کتاب: سفر به روشنای رهایی ✨
آیا تاکنون در دل خود احساس کردهاید که روزمرگیها شما را محصور کرده و نوری که باید در درونتان بدرخشد، خاموش شده است؟
کتاب «سفر به روشنای رهایی»، مسیری است برای یافتن آن نور، راهنمایی برای رهایی از بندهای درونی و کشف زندگیای سرشار از معنا، آرامش و رضایت عمیق.
این اثر، نه یک کتاب صرفاً روانشناسی و توسعه فردی است، و نه صرفاً یک راهنمای معنوی؛ بلکه یک سفر ادبی و عرفانی است که هر فصل آن همچون فانوسی است در تاریکی مسیر زندگی، و خواننده را قدم به قدم به سوی روشنایی هدایت میکند.
📖 ساختار کتاب
کتاب در قالب هفت فانوس مسیر تنظیم شده است که هر کدام، دریچهای به سوی رشد درونی و رهایی از محدودیتهای ذهن و دل باز میکند:
1. فانوس پذیرش تنهایی – همراهی با سکوت و تنهایی، و یافتن آرامش در خود.
2. فانوس ارتباط با خدا و توکل – سپردن خود و جهان به حکمت پنهان الهی و تجربه اعتماد واقعی.
3. فانوس رسم ادب در مهمانی خاک – شناخت جایگاه خویش در جهان و رفتار با احترام و متانت در زندگی.
4. فانوس تلاش – اهمیت عیار تلاش و حرکت مداوم در مسیر رشد و تعالی.
5. فانوس فایدهآفرینی – تبدیل زندگی به بستری برای خدمت و مفید بودن در جهان.
6. فانوس منِ قوی – ساختن هویتی محکم، مقاوم و بیدار در میان چالشها و روابط اجتماعی.
7. فانوس رهایی – گذار از خودمحوری به رهایی حقیقی و تجربه بیخویشی که آزادی مطلق را به همراه دارد.
🌟 ویژگیهای برجسته کتاب
نثر ادبی و مسجع: هر جمله، چون نغمهای آرام، خواننده را به تأمل و مکاشفه درونی دعوت میکند.
رویکرد عرفانی و عملی: خواننده تنها با مطالعه، بلکه با تمرین و تجربه، راه رهایی را در زندگی خود لمس میکند.
قابل استفاده برای همه سطوح: چه کسی که تازه به مسیر رشد درونی وارد شده و چه کسی که سالها در جستجوی معناست، هر یک از فانوسها چراغی است برای روشن کردن راه.
💡 چرا باید این کتاب را خواند؟
زیرا در جهانی پر از فشارهای بیرونی و آشفتگیهای ذهنی، «سفر به روشنای رهایی» دعوتی است برای سکوت درونی، شناخت عمیق خود، و یافتن حکمت و آرامش در مسیر زندگی.
این کتاب فرصتی است تا هر فرد، گام به گام، بر تاریکیهای درون خود غلبه کند و روشنایی حقیقی را در زندگی تجربه نماید.
✨ یک تجربه عمیق و بیهمتا در انتظار شماست…
خواندن این کتاب، تنها مطالعه نیست؛ یک سفر درونی، یک مکاشفه، و آغاز رهایی شماست.
اعضای فرهیخته «نردبان نور»
سلام بر شما…
در روزهایی نفس میکشیم که سنگینیِ غم را در جای جای وطنمان می توان حس کرد؛
از سکوت خانهها، از اضطراب خبرها، از دلهای ترک برداشته،...
در چنین روزهایی، آدم گاهی میخواهد بنشیند… کنار بکشد… خاموش شود…
اما یک حقیقت روشن در میان این تاریکی باقی میماند:
تا وقتی زندهایم، رسالتی بر دوش ماست.
زنده بودن یعنی هنوز مأموریتی تمام نشده…
یعنی هنوز باید در حد توان، چراغی روشن نگه داریم.
اگر قرار بود پایان باشد، نفس هم نبود.
این روزها ممکن است آینده مبهمتر از همیشه به نظر برسد…
اما خدا از صحنه بیرون نرفته است.
او شاهد است…
شنونده است…
و هیچ آهی در این سرزمین، بیپاسخ در آسمان نمیماند.
اگر امروز دلتان سنگین است، بدانید تنها نیستید.
پس اگر افتادهایم، باید بلند شویم…
اگر ناامید شدهایم، باید دوباره خودمان را جمع کنیم…
اگر زخمی شدهایم، باید زخم را به حکمت بسپاریم و راه را ادامه دهیم.
دوستان عزیز…
درد هست، حقیقت دارد.
اشک هست، طبیعیست.
اما تسلیم شدن، انتخاب ما نیست.
تا وقتی نفس هست، راه هست.
تا وقتی خدا هست، بنبست معنی ندارد.
برای ایران دعا کنیم…
برای دلهای شکسته…
و برای طلوعی که دیر یا زود، از راه خواهد رسید. 🤍🌿
دست هم را بگیریم و با مدد خداوند
ادامه دهیم. 🕊