- سعدیا گفتی که مهرش میرود ازدل ولی ؛
مهررفت وماه آبان نیز آرامم نکرد
- نرگسِ او .
شوق من چندین برابر میشود با دیدنت ،
وای من دیوانهام ، دیوانهی ِخندیدنت .
کاش زمان برگرده به عقبُ همونجا وایسته :
همون لحظه ای که خبر رسید آقا سالمه نگران نباشید : )
و شاعر چه زیبا گفت :
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت .
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت .
- نرگسِ او .
دلتنگیت تموم میشم:))
شوق دیدار تو را لحظه شماری کردم آنقدر لحظه شمردم ، دل اعداد شکست .