eitaa logo
نرگِث
1.3هزار دنبال‌کننده
428 عکس
18 ویدیو
3 فایل
,اتفاقاً ما شرقی شادیم. اگر انگولکمان نکنند. 🧋 @narqaf
مشاهده در ایتا
دانلود
نرگِث
برگشتن به روند عادّی زندگی یکم سخت بود. پیگیری نکردن اخبار، نادیده گرفتن صداهای عجیب، تعقیب و گریز ن
روزها پر از تنشن. من از خبر گریزونم، از نوتیف "میدونی چیشد؟" بیزارم. و برائت خودم رو از هرگونه اخبار منفی اعلام می‌کنم. برگشتن به عادّی‌ترین روال زندگی بعد از خبرهای بد سخته. ما برای ادم‌هائی که حتی یکبار هم اون‌ها رو ندیدیم گریه کردیم آقاجون. ما از غم خواهر و برادرامون داریم آب می‌شیم. از این‌که ببینیم همه به مادرمون ایران چشم دارن خسته‌ایم.
نرگِث
روزها پر از تنشن. من از خبر گریزونم، از نوتیف "میدونی چیشد؟" بیزارم. و برائت خودم رو از هرگونه اخبار
از کانال‌های خبری تیک آبی‌دار لفت دادم. حالا ببینیم تا بعد چه‌جوری می‌تونیم روان و مدار فکری‌مون رو از جوّ متشنج اخبار حفظ کنیم. ما تنهائی بلد نیستیم خدایا تو حافظ روان ما باش. دوستتون دارم شببخیر
نرگِث
این مدّتو فقط نوشتم. نوشتم. که بعد از کاغذ بیام این‌جا سند کنم. سلام بهتون
من دفترچه‌مو گم کردم. من به عنوان یک انسان با ذهن ابر کامپیوتریایی اگر یادداشت ننویسم، اگر آلارم نذارم همه‌چی یادم می‌ره.
زور خدا از ریزغصه‌ها بیشتره. ریزغصه‌هامونو با بارون می‌شوری؛ چون تو خدای مائی. تو خدای "ید الله فوق ایدهم" مائی ما قلبامون کوچیکه، امّا خدامون بسیار بسیار بزرگ. وقتی که مستأصل می‌شیم و مضطر؛ دخیل می‌بندیم به شبکه‌های فرضی ضریح درگاهت و بالا پائین می‌پریم و جلز و ولز می‌کنیم تا شاید به چشم یکدانه و یگانه خدای هستی بیایم امّا واقعیت اینه که تو جات تو قلبای شکسته و داغان ماعه. ما دوستت داریم. رب "ملائکه و الروح"
به نظرم نون تو لایف‌استایل طنزه. قبلاً خیلی راجع به بارون و غم و این‌جورچیزا صحبت کردم. جیبم پر شد؟ نه؟ الان می‌خوام تغییر موضع بدم نسبت به زندگی، به نظرتون جیبم پر می‌شه؟ قاعدتاً نه. در هر حالت جیب من پر نمی‌شه شببخیر
من هم‌چائی خودم رو انتخاب کردم. نه تنها هم‌چائی بلکه پکیج کامل همه‌ی "هم" ها رو داره. هم‌راه هم‌مسیر هم‌فکر هم‌چائی هم‌چائی هم‌چائی هم‌چائی داشتن موهبته؛ هم‌چنان که دارید ۴ ساعت رو تو سگ سرما در حالی که استخوناتون قلیچ قلیچ صدا می‌ده و فک‌تون می‌خواد به پائین سقوط کنه و دستاتون قرمزیش به خون‌مردگی می‌زنه و سرما ته وجودتون نفوذ کرده خیابون گردی می‌کنید تا در جمعه شب بتونید جائی رو برای چائی باقلوا خوردن پیدا کنید. اعتراضی هم ندارید. به نظرم هم‌چائی خوب موهبته.
آقا یه چائی باقلوا ما رو نجات داد.
من پنگوئنی‌ام که تو یک مسیر نامعلوم و گیج کننده خیلی کلّه شقّانه پا گذاشتم و هر چه‌قدر عقلا می‌گن برگرد، کام هیر، نرو، تهش قهقراست و چدومبه از این جور حرفا من نمی‌شنوم چون پنگوئنم؛ پنگوئن.
نرگِث
دقیقا به همین اندازه و مقدار مشتاق و بَشّاش دارم با کلّه سمت یک آینده‌ی n مجهولی می‌دواَم.