ما بزرگ شدهی به طاها به یاسینای فانی و دعای عهد کلّه سحر رادیو معارفِ فرهمند و دانمارکی و شربت آبلیموی نیمه شعبانیم. ما هنوزم وقتی به بن بست میرسیم به شما قول میدیم که نمازامونو اوّل وقت بخونیم، شما همون نور امیدی که وقتی به تنگنا میرسیم و غم تا خرتناقمون بالا میآد میتابه رو دلمون. من مطمئنم نرگساای که میذاریم تو گلدون و عطرش میپیچه تو محیط خونه هم دلاشون برای تو میتپه
آقای خوشگل و خوشسیمای مهربونمون، بابای آدمای جهان، کِی میای دسته جمعی شمع تولدّتو فوت کنیم؟
نرگِث
ما بزرگ شدهی به طاها به یاسینای فانی و دعای عهد کلّه سحر رادیو معارفِ فرهمند و دانمارکی و شربت آبلی
امامِ تایمِ ما، بیا و وصل دوا کن، چون هجر و درد به استخوان رسید. دولا دولا داریم زیر انواع و اقسام فشارا راه میریم. چون که شما منجیای🤍
نرگِث
ما بزرگ شدهی به طاها به یاسینای فانی و دعای عهد کلّه سحر رادیو معارفِ فرهمند و دانمارکی و شربت آبلی
نمیدونم دقیقاً چندساله که داریم بدون شما شمع فوت میکنیم و Happy Birthday to you میخونیم و آخر مراسم تولد یه شکم سیر گریه میکنیم چون اونی که باید باشه نیست. امّا امیدوارم امسال آخرین سالی باشه که خیابونا رو برای تولدی که صاب تول نیست چراغونی میکنیم. امیدوارم سال بعد کل جهان برات تو ملک پادشاهی قشنگ و باشکوهت جشن بگیرن.
دوستت داریم بابای آدما و صاحب همهی گلای نرگس جهان
تولدت مثل ۱۱۹۲ بار قبلی مبارک
زیر بارون خندیدیم، برای آدما دست تکون دادیم، ساندویچ کثیف خوردیم، اتوبوس رو بیهدف سوار شدیم، تا زانو رفتیم تو آب و گل و هزاربار زنده شدیم، رفرش شدیم.
آدمیزاد دوپا برای زندگی به همینا نیاز داره.
نرگِث
زیر بارون خندیدیم، برای آدما دست تکون دادیم، ساندویچ کثیف خوردیم، اتوبوس رو بیهدف سوار شدیم، تا زان
باقلوا و دوناتم خریدیم. آب جوش پیدا کردیم امّا تیبگ نه.
روزمرّهنویسی تو محیطی که شاید ۲۰۰، ۳۰۰ نفر میخوننت کار خیلی عجیبیه. هم عجیبه هم جالبه.
مثل اینه که دست ۲۰۰، ۳۰۰ نفرو گرفتی و جلو خودت نشوندی و داری از روزت براشون میگی.