بین قفسهها چرخیدیم، خریدای پیکنیک فردا رو کردیم، کافی رو لب جدول خوردیم، بارون بارید و "زیر بارونا گمم، یعنی بیتو چی میشه" رو گوش کردیم، نرگس خریدیم، دوئیدیم؛ گفت این لحظه رو با هیچچی عوض نمیکنم
واقعا یعنی بی اون چی میشه؟
روزهائی رو که پشت سر هم مسیرم به گلفروشی میوفته رو دوست دارم ماچ کنم، ماچ آبدار، ماچ تفی
انقدری جلوی گلفروشی سر خیابون عکس دارم که میتونم باهاش گالری بزنم.
گالری نرگس و گلفروشی سر محلهشان