بارون میباره. من لیست آرزوهام رو خیلی جدی خرچنگ قورباغهای نوشتم و گذاشتم تا بارون خیسش کنه. شاید اثر بخشی بیشتری داشته باشه.
نرگِث
مأوا در لغت به معنای محل اسکانه، و تو محل اسکان امیدی. ممنونم از لطف تو و کسایی که ایمیل زدن برای د
همهتونو زیاد دوست دارم. ممنونم از تکتکتون خوشگل بلاها
انگیزمو گرفتم. میدوام
نرگِث
همهتونو زیاد دوست دارم. ممنونم از تکتکتون خوشگل بلاها انگیزمو گرفتم. میدوام
با وجود جبر جغرافیایی کلههاتونو میبوسمو و لپاتونو گاز.
زیر بارون دعا میکنم. موقع اذان دعا میکنم، شبا دعا میکنم قبل افطار دعا میکنم. من دعا میکنم.
چون دعا تنها پل ارتباطیه. و استمرارش بندای این پل رو کت و کلفتتر میکنه.
من به دعاهایی که میکنم و دعاهایی که بقیه برام میکنن امید دارم. یکی دو خونه میرم جلو امیدوارم خدا یه نردبون کاشته باشه که یهو ده بیست خونه جلو بیوفتم. من به قدرت خدا ایمان دارم اگه به شانس من باشه که همون تو دو تا خونه اول با مار برخورد میکنم و منفی میشم.
شببخیر
در حالیکه سکنهها و شهروندان فلسطین اشغالی توی کانال ۱۲ شون خبر فرار و سوختگیری رو پوشش میدن ما مردمانی هستیم که اینجا میمونیم و اینجا میمیریم.
چون ما به مادرمون، ایران تعلق داریم.
امید دارم روز قدس، سرزمین آزادی آزاد بشه.
دوستتون دارم
مراقب خودتون باشید
برای هممیهنامون معوذتین فوت کنید.
تاریخ در حال تکراره، مهم نیست با چقدر پارامتر زمانی، فقط میدونیم که در حال تکراره. از کربلا تا جنگ ۱۲ روزه؛ و از دوازده روزه تا به الان تنها چیزی که ثابته گستاخی و سسونه واویلا بازی جناح باطله.
ما با ان الله مع الحق و ان معی ربی بزرگ شدیم. همین!
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ
نرگِث
خون شهید برکت دارد، هر جا که ریخته شود هزاران شهید دیگر جوانه میزنند. از برکت خون شهید است که اراده زاده میشود.
خون شهید جرقه بر باروت بغضِ انتقامهای انباشته شده از جناح باطل میزند.
خون شهید برکت دارد. حال فکر کن شهید، قائد یک امّت باشد؛ عجب سفرهی پربرکتی پهن باشد.
اسفند ۴۰۴