نرگِث
https://www.instagram.com/p/DfI9FHKiKNQ/?psln=d3d1MTdmeHoxOXg0
.
رونوشت: ساعت ۰٤:۰۳ به تاریخ ۹ آبان ٤۰۵
این دیجیتال فیگور رو تموم کردم. الان که دارم مینویسم ۰٤:۰۹ دقیقهست. اسلایدای بعدی، مرتبط با تصویر اوّلن.
من میگم شهود بالایی دارم؛ سهرابی میگه من Hypervigilance دارم.
قبل از وقوع یک پیشآمد من متوجّه میشم. بقیه میگن القای ذهنیه، من تائیدشون نمیکنم. شهود من با استرس همراهه. خیلی وقتها متوجه چیزی هستم ولی نمیتونم اثبات کنم. این بدترین چیزیه که باهاش گلاویزم.
عکس.هائی که توی اسلایدای بعدی هستن، در زمانهای متفاوت و به فاصله زمانی طولانیای از هم ثبت کردم؛ برای اوقاتی بود که به وقوع پیوست هر آنچه که حس میکردم (یا به عبارتی به وقوع پیوند زدم هر آنچه که بلانسبت مثل سگ بو میکشیدم).
یک وجه مشترکی که بین همهی این سلسله و زنجیرهی به وقوع پیوستنها هست اینه که چیزی که از قبل احساس میکنم و اتفاق میفته تو بازهی بارون باریدن و ابری بودن آسمونه.
به نظر من این احساس رنگش خاکستری سربیه. به خاطر همین توی کار از این رنگ استفاده کردم.
خیلی گشتم تا معادل تقریبی هایپرویژیلانس رو تو ادبیات فارسی پیدا کنم. یه چیزی غیر از گوش به زنگی.
از چت جپت کمک گرفتم. توی اسلایدای بعدی گذاشتم.
ندومبه این کارو توجّس صدا کنیم، ترصّد صدا کنیم یا هایپرویژیلانس.
این اثر، با توجّه به پیدا نکردن عنوان، اسمی نداره!
شاید برای شما اتفاق بیفتد..
چاکر ماکر
صاب اثر, نرگس قدسی
صبح ۹ آبان ٤۰٥، ساعت ۰٤:٤٦
برای دههی پیش رو در نظر داریم چای عراقی و خرما تهیه کنیم.
سهم هرکس؛ برای خرما و چای عراقی به نیّت مضطر کربلا ٦۹ هزار تومن..
6037997454015315 - قدسی
نرگِث
ما رو که اشک بلاک کرده. یک وحشی تمام عیاری هستم که خدا به داد اینا برسه
نه واقعاً. حال پرخاشگری ندارم. صدای خودم هم خودم رو آزار میده