eitaa logo
فناوری روایت
2.5هزار دنبال‌کننده
140 عکس
40 ویدیو
24 فایل
📲سواد روایت 🖱نگاه عمیق به روایت ✍️راهبرمحتوایی: @Fadaei_Eslam
مشاهده در ایتا
دانلود
جلسه دوم.pdf
حجم: 1.1M
♨️ | سلسله نشست‌های رویداد مجازی 🎙استاد علیرضا محمدلو 🔻@activism_ideas 🔻@school_activism 🔻@narrative_thinktank
رادیو روایت.mp3
زمان: حجم: 3.7M
🎧️⃣1️⃣ با موضوع صلح تحمیلی 📜کلان روایت: تسخیر ذهن با صلح نمایی 🔴خرده روایت: معماری صلح تحمیلی، برگسل فریب بنا می‌شود. 🎙️گوینده: زهره علی‌بابایی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
@activism_ideasنشست چهارم رویداد_۲۰۲۶_۰۳_۱۷_۰۴_۵۹_۱۳_۱۹۹.mp3
زمان: حجم: 49.7M
🔻نشست چهارم رویداد ‌ جنگ‌ها همیشه زوایای پنهانی دارن که در سایه‌ی روایت‌های تکراری گم می‌شن. از امشب قراره هرشب از کلیشه‌ها فاصله بگیریم و به روایتی کاملا نو و متفاوت از جنگ رمضان بپردازیم. 🎙️استاد علیرضا محمدلو ‌ اگر به دنبال درک لایه‌های عمیق‌تر و جدیدتر این نبرد هستید، شنیدن این نشست رو از دست ندید🌱 پیوند ویدیو ضبط شده جلسه 📁 نشست سوم (قبلی) 🔻@activism_ideas 🔻@school_activism 🔻@narrative_thinktank
رادیو روایت.mp3
زمان: حجم: 4.1M
🎧️⃣1️⃣ با موضوع صلح تحمیلی 📜کلان روایت: تسخیر ذهن با صلح نمایی 🔴خرده روایت: ذهن شرطی شده، شکست را پیروزی می‌پندارد. 🎙️گوینده: مجید مرادی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
آرشیو صوت‌های ضبط‌ شده نشست‌های رویداد تا به الان: 🔻نشست اول 🔻نشست دوم 🔻نشست سوم 🔻نشست چهارم 💌 اگر می‌خوای راوی خط مقدم باشی، اینجا همون جاییه که باید باشی. هرشب ساعت ۱۹ (به مدت ۴۵ دقیقه) تو این رویداد شرکت کن. ‌
رادیو روایت.mp3
زمان: حجم: 5.4M
🎧️⃣1️⃣ با موضوع صلح تحمیلی 📜کلان روایت: تسخیر ذهن با صلح نمایی 🔴خرده روایت: پیروزی خرداد،ضامن عبور از تلاطم کنونی است. 🎙️گوینده: طاهره فتاحی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
رادیو روایت .mp3
زمان: حجم: 4.7M
🎧️⃣1️⃣ با موضوع صلح تحمیلی 📜کلان روایت: تسخیر ذهن با صلح نمایی 🔴خرده روایت: انقطاع تاریخی، هدف پنهان روایت غربی. 🎙️گوینده: الهام فتاحی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
🔻میدان نبرد امروز تغییر کرده. در روزگاری که هجمه اخبار و روایت‌های متناقض از هر سو می‌باره، سکوت یا بد نوشتن به معنای واگذاری میدان به افرادیه که حقیقت رو تحریف می‌کنن. تو بحران‌ها و جنگ‌ها، تنها کسی پیروزه که بتونه قصه‌ی جنگ رو زودتر، دقیق‌تر و هنرمندانه‌تر روایت کنه. اگر می‌خواید این مهارت مهم رو یاد بگیرید، شما رو به سلسله نشست‌های رویداد دعوت می‌کنیم🌱 جهت دسترسی به فایل‌های صوتی جلسات قبل، محتواهای آموزشی و لینک ورود به نشست‌های زنده، همین حالا به کانال اصلی رویداد بپیوندید👇🏻 @school_activism @school_activism
فناوری روایت
♨️ سلسله نشست‌های 🔻رویداد #خط_مقدم_روایت_جنگ 🎙روایتی فشرده از آنچه در میـــدان جنگ می‌گذرد. 📬 این
‌ 🚨 | امشب نشست رویداد برگزار نمی‌شه. چون الان پاسداری از خیابان‌ها از هر کلاس و تحلیلی واجب‌تره. ما اول باید میدون رو حفظ کنیم تا بعد بتونیم روایت‌ش کنیم. خط مقدم الان ما، خیابان ماست. مراقب خودتون و خط مقدم امشب باشید. زمان جلسه بعدی رو خیلی زود بهتون اطلاع می‌دیم🌱 ‌
آن روی دیگر آقای لاریجانی این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند ✍️فائضه غفارحدادی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
▪️راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنه‌ای را از دیوار می‌کند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم! ▪️رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من می‌گذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوان‌های همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید! ▫️منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمی‌گفت. گفت معذرت می‌خوام. می‌خواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم. ▫️انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسب‌ها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد. ▪️گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی می‌آید روستایتان. ▪️همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود. ▫️دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنه‌ای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.» ▫️مرد هنوز چشم‌هاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز می‌گذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بی‌نشان کنار مان زندگی می‌کرد روشن شده. ▪️حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظه‌‌ای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتی‌ها نشان بدهد و بگوید حالا می‌شناسیدش؟ نشناخته بودیم. 👤 راوی: فروغ زال به نقل از مصطفی فاضلی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
ایده های تولید محتوا در شرایط جنگ.pdf
حجم: 140.1K
🔰طرح و ایده‌های راهبردی برای تولید محتوا در شرایط حساس کنونی 🔻از منظر استاد حجت‌الاسلام والمسلمین واسطی ╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞