eitaa logo
پᩘرونده های ناشᩘناخته꯭۪͠👻
6 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
درود 🖤 اینجا قراره شوکه زدی شی سعی میکنم هر روز براتون داستان به همراه عکس و فیلم ترسناک از زبان خودم بزارم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام من مصطفی هستم ۲۳ سالمه اهل تهران 😁واقعیتش یک اتفاقی چند وقت پیش برام افتاد که گفتم باید حتما با شما ها درمیون بزارم !واقعا عجیب بود خب داستان از جایی شروع شد که....
عموم و زن عموم میخواستن برن به یک سفر کاریه مهم گفتن خونشون خالیه و کلید خونه رو به من سپردن سفارشم کردن که اونجا حداقل یک شب بمونمو به گل ها اب بدم گفتم چرا که نه حتما انجام وظیفس خلاصه صبح زود حرکت کردنو منم قرار شد یک شب اونجا بمونم
اینم یک عکس از نمای خونشون 😆فعلا که ساعت ۱۲ و ۳۴ دقیقه ظهره منم بیکار از صبح تا الان اینجا نشستم
حوصلم سر رفت گفتم چرا نرم یک سری به حیاط پشتیه خونه بزنم از بچگی تا حالا هروقت اومدم به این خونه هیچوقت زیاد توی حیاط پشتی گشت نزدم
این حیاطشونه تقریبا همون فضای قدیمی با یکم تغیر خیلی وقته که اینجا نیومدم... فضولیم گل کرد گفتم ببینم توی اون دره که گوشه حیاطه چیه دست بکار شدم و رفتم یک سری بزنم😶
کلید چراغو که دم در بود زدم روشن شه ببین چی پیدا کردم😐یک انباریه خیلی قدیمی که بوی خاکش داشت خفم میکرد همه جا پره تار عنکبوت و گرد و خاک بود وخیلی هم شلوغ بود ظاهرا خیلی وقته کسی نرفته توش منم که فضول رفتم به سختی جلو ببینم چی به چیه🤓
ببینید چی پیدا کردم😳یک عروسک که خیلی قدیمیه رو پیدا کردم جدی جدی شبیه انابل نیست؟😂اره همون عروسک فیلم ترسناکه ولی خوب چه ربطی داره به هر حال مهم نیست حالا تا خفه نشدم باید برم بیرون🤧 الان ساعت ۱۲ و ۵۳ دقیقه هس 🙂 برم ناهاری چیزی سفارش بدمو بخورم
بچه ها الان شب شده حدودا ساعت ۱۱ شبه واقعا داره از بیرون صدا های مزخرفی میاد 😵صوتشو پر کردم الان براتون میفرستم به نظرتون صدای چی می تونه باشه ؟یک حیوون؟من که جرعتشو ندارم برم توی حیاط😣
532.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این صدا های نامفهمویه که دارم از پشت پنجره میشنوم!😰
بیخیال دیگه نمی تونم بیشتر اینجا بمونم صدا ها داشت بد تر و بد تر میشد! دلمو زدم به دریا و رفتم توی حیاط خب چیز خاصی نبود ولی صدا همچنان میومد ،گوشامو تیز کردم و به دنبال صدا رفتم از در انباری میومد😶 یعنی صدای چیه ؟من ظهری داخلشو چک کردم چیزی نبود ... الان دیگه ساعت ۱۲ شبه حتی نمی تونم زنگ بزنم به عموم بفهمم قضیه چیه🫤 دلم داره شور میزنه در انباریو باز کردم کلید چراغو زدم روشن نمیشد فکر کنم سوخته،،، چیزی نمی تونستم ببینم واقعا تاریک بود رفتم توی خونه گوشیمو بیارم چراغ قوشو روشن کنم وقتی برش داشتمو اومدم صدا ها قطع شد چیزی به جز کارتونای خاکی و وسایل قدیمی نبود رفتم جلو تر همون جایی که روی قفسش عروسک بود ولی عروسک افتاده بود روی زمین!
عروسکو برداشتم گذاشتم روی قفسه سر جای قبلیش... نمی دونم چرا افتاده بود ولی یک حسی عجیبی داشتم ۰۰. ۰۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ من عادت دارم تا دیر وقت بیدار بمونمو سرمو توی گوشی کنم یک سری پروژه های ناتموم داشتم برای کارم که باید انجام میدادم توی گوشیم الان ساعت دقیق ۳ و ۷ دقیقه شبه ...دوباره داره اون صدا های عجیب و پچ پچ مانند میاد باید بفهم قضیش چیه داره نگرانم میکنه
برید از اول داستانو بخونید جدید هایی که عضو شدن☺️