در جریان بیماری و تجربه نزدیک به من مرگ، مطالب شگفتانگیز بسیاری را متوجه شدم. من خودم را انسان وارسته ای می دانستم و فکر می کردم بهترین جای بهشت قرار می گیرم.
مسئول چند نهاد خیریه بودم. اما نشانم دادند که میل به شهرت، هیچ چیزی برایم باقی نگذاشته!
من مداح اهل بیت بودم. فکر می کردم این کار من با اخلاص است. وقتی مرور اعمالم را دیدم، بسیار ناامید شدم، هیچ کار خالصی برای خدا انجام نداده بودم.
پرسیدم: من این همه مداحی انجام دادم، از این هیئت به اون هیئت و هیچ پولی بابت آن نگرفتم، پس چرا هیچ کدام در نامه عملم نیست!
به من گفته شد: خالص ترین و بهترین جلسه مداحی شما کی بود؟
فکر کردم و گفتم شب آخر ایام فاطمیه در سال گذشته.
آن جلسه را کامل به من نشان دادند. آن شب بعد از مداح اصلی هیئت، با سوز خاصی اشعار را خواندم. بعد از اتمام جلسه، تمام دوستانم می گفتند خیلی عالی بود دیگه فلانی را به عنوان مداح دعوت نمیکنم خود شما برای ما بخوان.
من خیلی از این مطلب خوشحال بودم. هفته های بعد نیز در هیئت تلاش می کردم خودم را اثبات کنم!
📙نسیمی از ملکوت
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
✅به حضرت زهرا (س) متوسل شدم و نجات يافتم...
نمیدانم چه شد! هر قدر تلاش کردم خودم را از شر سیمهای خاردار خلاص کنم، نتوانستم. وضعیتم لحظه به لحظه بدتر میشد. نمیدانستم چه بکنم. موانع در حال تکان خوردن و بسیار خطرناک بود، چون توجه دشمن را به سمت من جلب میکرد. از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه ـ علیهم السلام ـ متوسل شدم از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه ـ علیهم السلام ـ متوسل شدم. یکی یکی سراغ آنها رفتم. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه(س)❤️ دراز کردم و با تمام وجودم از ایشان خواستم که نجاتم بدهند. گریه کردم. دعا کردم. در همین حال احساس کردم یکی پشت لباسم را گرفت، مرا بلند کرد و در آب اروند پرتم کرد. آن حالت را در هشیاری کامل احساس کردم».
احمد این ماجرا را برای دوستش تعریف کرد، او را قسم داده بود که تا زنده است، آن را برای کسی بازگو نکند.
🌷شهید احمدجولاییان🌷
📙برگرفته از کتاب مهر مادر. اثر گروه شهید هادی
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🌹بخشی از وصیت نامه.
«همیشه با وضو باشید ، قرآن بخوانید . حجاب ها را از قلب خود بردارید تا با عالم غیب ارتباط داشته باشید و اسرار غیبی را بدانید و ببینید ، نگاه های خود را کنترل کنید تا بتوانید حسین و ائمه شهداء را ببینید و زیارت کنید . بینی خود را از بوهای حرام نگه دارید تا بوی حسین ( ع ) و عشق را بشنوید و با زبان خود غیبت نکنید و تهمت نزنید تا بتوانید با مولایتان صحبت کنید»
📙برگرفته از کتاب بی خیال. خاطرات شهید علی حیدری. اثر گروه شهید هادی
طرف نوشته بود آمریکا مریخ رو فتح کرده، ما هنوز فکر اینیم با پای چپ بریم دستشویی یا راست!
خواستم بگم شهید شهریاری با پای چپ میرفت دستشویی، انگشتر عقیق هم دستش داشت و نماز شب هم میخوند، مشکل بسیار مهمی مانند غنی سازی ۲۰ درصد اورانیوم رو هم یک تنه حل کرد!
مشکل از پای چپ و راست نیست رفیق،
مشکل از مغزهای پوسیده عاشقان غرب هست، یعنی آنهایی که هیچ خدمتی برای کشور نداشتند جز خود تحقیری و...!
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
فرصتی که در بحران ها وجود دارد در خود فرصت ها نیست. اما شرطش این است که:
نترسید، نترسیم، نترسانیم...
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🍀ابراهیم روحیات جالب و عجیبی داشت. بارها دیده بودم که در مسابقات، اجازه می داد که حریف او را خاک کند!
🌸به او اعتراض می کردم که چرا فلان فن را نزدی؟ می گفت: "خب این بنده خدا هم تمرین کرده و سختی کشیده. او هم آرزو داره که حریفش را خاک کند."
🌺من واقعا نمی فهمیدم که ابراهیم چی میگه؟! مگه میشه آدم این همه تمرین کنه و توی مسابقه برای حریفش دلسوزی کنه؟!
📚سلام بر ابراهیم جلد۲
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
مرحوم آیت الله حق شناس درباره شهید نیری گفت: "در این تهران بگردید. ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟
" آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دو نماز، سخنرانیشان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند:
"این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم. از احمد پرسیدم چه خبر؟ به من فرمود: تمام مطالبی که (از برزخ و…) می گویند حق است. از شب اول قبر و سوال و… اما من را بی حساب و کتاب بردند.
رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمی دانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟!"
سپس در همان شب ایشان به همراه چند نفر از دوستان به سمت منزل احمدآقا رهسپار شدند. در منزل این شهید بزرگوار اظهار داشتند:
"من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم. به جز بنده و خادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت.
به محض اینکه در را باز کردم، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی در حال سجده است. اما نه روی زمین! بلکه بین زمین وآسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمدآقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد و گفت تا زنده ام به کسی حرفی نزنید...
رفتار و عملکرد احمد با بقیه فرق چندانی نداشت. در داخل یک جمع همیشه مثل آنها بود با آنها میخندید با آنها حرف میزد و... احمد هیچ گاه خود را از دیگران بالاتر نمیدانست. در حالی که همه میدانستیم که او از بقیه به مراتب بالاتر است.
📙عارفانه
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
💐شبهای جمعه با ذکر صلوات، شهدا را یاد کنیم تا آنها نیز در نزد ارباب ما را یاد کنند.
🌷۱۷ آذر سالروز شهادت حر انقلاب، شهید بی مزار شاهرخ ضرغام گرامی باد.
آمده بود خط مقدم، دنبال سید ابوالفضل می گشت. او را پیدا کرد و گفت: خواهشی دارم. تو مادرت حضرت زهراست، از مادرت بخواه که مرا شفاعت کند. از مادرت بخواه دستم را بگیرد تا خدای نکرده دوباره گرفتار نشوم...
شاهرخ دوسه روز بعد به جمع شهدای گمنام پیوست.
📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
9.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
°•
اگربدانید#امامزمان شما با چھ غربتۍ منتظراستڪھ شمادرست شوید
و ظھور ڪند...
اگر ذرهاےاحساسداشتھ باشید..
شبو روزخوابندارید تا خود را
اصلاحڪنید!💔
°•
برای سلامتی امام زمان صلوات🍃🌼
11.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 جملات تکان دهنده رهبری درباره #مرگ و #قبر و حساب و کتاب اعمال
💠 درس اخلاق ویژه رهبری که به درد همه ما در هر زمانی می خورد
✅ هر از گاهی با جان و دل این صحبتها را گوش کنیم تا تکانی بخوریم قبل از اینکه ما را تکان دهند...
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63