✳️ #نوروز_از_نگاه_روایات_اهل_بیت (ع)
خدمت استاد گرامی آیت الله دکتر علی نصیری؛
با توجه به نزدیک بودن ایام نوروز و شبهاتی که در باره جایگاه نوروز از منظر روایات مطرح می شود، مایلم که از نظر شما در این باره جویا شوم. چون در برخی از روایات از نوروز تمجید شده است نظیر روایت معلی بن خنیس و در برخی دیگر نکوهش شده است.
🔸 پاسخ:
علیکم السلام
برای آن که جایگاه نوروز از نگاه متون دینی آشکار گردد، توجه به نکات ذیل مفید است:
1. روایات ناظر به فضیلت نوروز و اعمال آن در منابع روایی؛ همچون من لایحضر، وسائل و بحار آمده است.
عنوان باب وسائل الشیعه چنین است:
«باب استحباب صلاة يوم النيروز ، والغسل فيه ، والصوم ، ولبس أنظف الثياب ، والطيب ، وتعظيمه ، وصب الماء فيه»
عنوان باب بحار الانوار چنین است: « يوم النيروز وتعيينه وسعادة أيام شهور الفرس»
2. در روایات ناظر به نوروز از این آن به عنوان روز خوش یُمن و سعید یاده شده که در آن برکاتی از سوی خداوند به مردم رسیده یا عذابی متوجه کافران شده است.
در روایتی نوروز روزی دانسته شده که کشتی نوح بر کوه جودی سامان گرفت و ابراهیم (ع) بتها را شکست.
در روایت امام صادق (ع) چنین آمده است:
« إن يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ فيه النبي ( صلى الله عليه وآله ) لأمير المؤمنين ( عليه السلام ) العهود بغدير خم فأقروا له بالولاية ، فطوبى لمن ثبت عليها ، والويل لمن نكثها ، وهو اليوم الذي وجه فيه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) عليا ( عليه السلام ) إلى وادي الجن ، وأخذ عليهم العهود والمواثيق ، وهو اليوم الذي ظفر فيه بأهل النهروان وقتل ذي الثدية ، وهو اليوم الذي فيه يظهر قائمنا أهل البيت وولاة الامر ، ويظفره الله بالدجال فيصلبه على كناسة الكوفة ، وما من يوم نيروز إلا ونحن نتوقع فيه الفرج ، لأنه من أيامنا حفظه الفرس وضيعتموه»
تحقق عید غدیر در نوروز و ظهور ولی عصر (ع) در چنین روزی برای نشان دادن عظمت آن کافی است.
جمله آخر این روایت شگفت آور است: « وما من يوم نيروز إلا ونحن نتوقع فيه الفرج ، لأنه من أيامنا حفظه الفرس وضيعتموه»
یعنی هیچ روز نوروزی نیست، مگر آن که ما اهل بیت (ع) منتظر ظهور ولی عصر (ع) هستیم و امام از اعراب به خاطر عدم توجه به این روز گله و از ایرانیان به خاطر ارج گذاردن به آن تمجید فرموده است.
2. فقیهان شیعه در منابع فقهی خود از اعمال و مستحبات نوروز و حتی در باره چگونگی تعیین زمان آن گفتگو کرده اند.
عبارت علامه مجلسی در این باره چنین است:
«الفائدة الثانية : اعلم أن الشيخ الطوسي - قدس سره القدوسي - وسائر من تأخر عنه ذكروا النيروز والاعمال المتعلقة به : الغسل ، والصوم ، والصلاة ، و غيرها ، ولم يحققوا تعيين اليوم . فلا بد من التعرض له والإشارة إلى الأقوال الواردة فيه.»
در این بین تنها یک روایت است که با سایر روایات سازگاری ندارد و آن روایت ذیل است:
المناقب : حكي أن المنصور تقدم إلى موسى بن جعفر عليهما السلام بالجلوس للتهنئة في يوم النيروز وقبض ما يحمل إليه ، فقال : إني قد فتشت الاخبار عن جدي رسول الله صلى الله عليه وآله فلم أجد لهذا العيد خبرا ، وإنه سنة الفرس ومحاها الاسلام ومعاذ الله أن نحيي ما محاها الاسلام . فقال المنصور : إنما نفعل هذا سياسة للجند فسألتك بالله العظيم إلا جلست ، فجلس
بماند که این روایت به صورت «حکی» نقل شده که خود بیانگر سستی صدور آن است.
علامه مجلسی در تحلیل آن چنین آورده است:
«هذا الخبر مخالف لاخبار المعلى ، ويدل على عدم اعتبار النيروز شرعا وأخبار المعلى أقوى سندا وأشهر بين الأصحاب.»
آن گاه ایشان دو احتمال در توجیه آن ذکر می کند:
«ويمكن حمل هذا على التقية لاشتمال خبر المعلى على ما يتقى فيه ، ولذا يتقى في إظهار التبرك به في تلك الأزمنة في بلاد المخالفين ، أو على أن اليوم الذي كانوا يعظمونه غير النيروز المراد في خبر المعلى.»
بر نکات پیشگفته این نکته مهم را نیز باید افزود که بنای اولیه و بنیادین اسلام مخالفت با آداب و رسوم ملت ها نبوده و نیست، مگر آن که آن سنت با محذوری قابل ملاحظه روبرو باشد.
از این جهت متن روایات معلی بن خنیس قابل اعتناء بوده و می توان از نوروز به عنوان سنتی دینی یاد کرد.
موفق باشید.
@nasirigilani_ir
بهار پر از طراوت و شادابی طبیعت که با بهار طهارت و بندگی خداوند در ماه مبارک رمضان قرین شده است را به همه همراهان مکرم تبریک و تهنیت می گوییم.
از خداوند فیض گستر می طلبیم که سال پیش رو را برای همه ما سالی پر از خیرات و برکات بی پایان قرار دهد! بمنه و کرمه
@nasirigilani_ir
✳️ عرصه سیاست و مدیریت برای برخی حقا فاجعه است!
شهاب الدین که در متون تاریخی ذیل از او یاد شده که در آغاز از عالمان برجسته و مشهور بود و پس از دریافت منصب وزارت به جرم، جنایت و شراب خواری روی آورد، همان کسی است که دست ناپاکش به خون پاک و مظلوم فتال نیشابوری صاحب روضة الواعظین آلوده است.
متن ذیل از مقدمه کتاب روضة الواعظین به قلم محقق نستوه مرحوم خرسان است:
وأما ناصر الدين المنشى الكرماني - 725 ه فيقول في كتابه نسائم الأسحار من لطائم الاخبار ص 58 ما ترجمته:
الوزير شهاب الاسلام عبد الرزاق بن إسحاق الطوسي . كان ابن أخ الوزير نظام الملك . وكان من قروم الأئمة يومئذ وفحول العلماء المشاهير . اشتغل في أيام صباه وريعان شبابه بتحقيق أحكام الشرع ، وتدقيق رموز وإشارات الأحاديث النبوية . وصرف شرخ شبابه بشرح جواب المشكلات ، وإزالة الشبهات . أمر السلطان سنجر - السلجوقي - بنقله من المدرسة والمحراب إلى سرير الوزارة ، وأعطى مقاليد الأمور ، فتبدل عما كان عليه من زي النسك والورع إلى كثير من الصفات المذمومة والأفعال القبيحة ، كالبخل وشرب الخمر إلى أن توفى مشوه السمعة ممقوتا .
وقال سيف الدين العقيلي من أعلام القرن التاسع في كتابه آثار الوزراء :
شهاب الاسلام عبد الرزاق وزر للسلطان سنجر السلجوقي بعد عزل ابن عمه صدر الدين بن فخر الدين بن نظام الملك . قال السلطان سنجر عند اجتماعه في مرو بالوزير معين الدين أبى نصر أحمد الكاشي أنه رأى من وزيره شهاب الاسلام من سوء السيرة وخبث السريرة ما لا ينبغي صدوره من السوقة فضلا عن أصحاب الدرس والفتوى والعمائم والتقوى . وقال السلطان أيضا : أغمضت عما شاهدت منه كله إلى أن توفى .
وورد في حبيب السير ج 2 ص 513 طبع إيران :
شهاب الاسلام عبد الرزاق الطوسي من أقارب خواجة نظام الملك ، استوزره السلطان سنجر السلجوقي بعد ما ظهرت خيانات كثيرة من صدر الدين ابن فخر الدين بن خواجة نظام الملك ، فتمرد وطغى وسرق الخزانة إلى أن أمر السلطان بقتله ، واستوزر من بعده شهاب الاسلام ، هذا وكان في أول أمره يشتغل بطلب العلم فلما وزر طغى وتعجرف وشرب الخمر متجاهرا بذلك انتهى .
(روضة الواعظين، ص 13 (مقدمه)
به این دو عبارت دقت کنید:
«أمر السلطان سنجر - السلجوقي - بنقله من المدرسة والمحراب إلى سرير الوزارة ، وأعطى مقاليد الأمور ، فتبدل عما كان عليه من زي النسك والورع إلى كثير من الصفات المذمومة والأفعال القبيحة ، كالبخل وشرب الخمر إلى أن توفى مشوه السمعة ممقوتا.»
«أنه رأى من وزيره شهاب الاسلام من سوء السيرة وخبث السريرة ما لا ينبغي صدوره من السوقة فضلا عن أصحاب الدرس والفتوى والعمائم والتقوى»
به قول مولوی:
نردبان خلق این ما و منیست
عاقبت زین نردبان افتادنیست
هر که بالاتر رود ابلهترست
که استخوان او بتر خواهد شکست
وقتی پاک نشدیم و خبث و خباثت همه یا بخشی از وجود ما را دربر گرفته است، چه اصرار داریم که فلان مدیریت و مسئولیت را به ما بدهند که فرجام کار نه آبروی برای ما بماند و نه آبرویی برای روحانیت و اسلام!
@nasirigilani_ir
✳️ چرا حضرت خدیجه (سلام الله علیها) تا این حد محبوب و ممتاز است؟!
می دانیم که رسول خدا (ص) بنا به دستور الهی و به اقتضای مصالحی آشکار و پنهان، همسران متعددی داشت که برای ایشان تا سیزده همسر برشمرده اند. برخی از آنان؛ همچون ام سلمه، ماریه قبطیه و سوده از شایستگی های معنوی و اخلاقی برجسته ای برخوردار بودند، اما نیک می دانیم که از میان همه آنان خدیجه (ع) از جایگاه بس ممتازی برخوردار بوده است.
این امر حداقل از دو بستر قابل اثبات است:
🔹یک؛ روایات متعددی در سیره عملی و قولی رسول اکرم (ص) وجود دارد که از ارادت تام آن حضرت نسبت به خدیجه حکایت دارد که از جمله آنها حزن و اندوه عمیق آن حضرت به هنگام یادآوری یاد و خاطره خدیجه است. چنان که از رسول خدا نقل شده که فرمود: خدیجه مانند آسیه و مریم از زنان کامل در جهان و از بهترین زنان است.
🔹دو؛ در عموم زیارت نامه های رسول اکرم و نیز برخی از زیارت نامه های اهل بیت (ع)، از نام خدیجه (ع) به صورت ویژه یاد می شود که این امر در باره هیچ یک از همسران رسول خدا (ص) به چشم نمی خورد.
باید پرسید راز این همه محبوبیت و برتری چیست؟
در این جا می توان سه نکته اساسی را برشمرد:
🔸یک؛ خدیجه (ع) حتی بدون ملاحظه ازدواج او با رسول خدا (ص)، دارای اندیشه ای بلند و منش اخلاقی و انسانی برجسته و ستودنی بود. او را در دوران جاهلیت طاهره می گفتند. او با کاروانهای تجاری خود سفر نمیکرد و دیگران را از طرف خود به این کار می گمارد. او به بتها ایمان نداشت و آنها را نمیپرستید. او به فقرا غذا میداد و لباس میپوشانید و به اقوام خود کمک مالی میکرد و برای افراد سهمیه ازدواج فراهم میکرد.
آیا همین مقدار برای نشان دادن بخشی از عظمت شخصیت ایشان کفایت نمی کند؟!
🔸دو؛ خدیجه (ع) گرچه به خاطر عموی خود؛ ورقة بن نوفل محتملا از جایگاه رسالت و نام آوری رسول خدا (ص) حتی پیش از ازدواج آگاهی یافت، اما او از ازدواج با آن حضرت هرگز به دنبال نام، کسب آوازه و شهرت نبود. به عبارت روشن تر، اگر او تا آخرین لحظه حیات رسول خدا زنده می ماند و با چشم خود می دید که جهانی به ایشان روی آورده است، هرگز در دل خود تفاخر و تبختر نداشت و از این که به او بانوی اول اسلام بگویند، بر خود نمی بالید! او حقیقتا عاشق خود پیامبر بود و او را شایسته عشق ورزیدن می دید؛ نه نام و مقام اجتماعی ایشان را!
باری، آن چه افراد را جاودانه می سازد، عشق و ارادت تام به زیبایی حقیقی از سر اخلاص و بی شائبگی است!
🔸سه؛ خدیجه (ع) با ثروتی افسانه ای (کاروان تجاری او به تنهایی با همه کاروان تجاری قریش برابری داشت) با پیامبر ازدواج کرد، در حالی که نیک می دانست آن حضرت در بیست و پنج سالگی بهره ای از مال دنیا ندارد!
او همه این اموال را بی منت و بی ادعا و بی آن که حتی یک بار بر زبان نامی از حمایت مالی ببرد، در خدمت پیامبر اکرم (ص) و اهداف نورانی ایشان قرار داد. او در پایان در حالی در شعب ابی طالب در محاصره شدید چشم از جهان فروبست که حتی پارچه ای برای کفن او در اختیار نبود!
او عاشقانه به رسول خدا (ص) خدمت کرد و در دورانی با مال، اعتبار و بلکه با همه وجود خود از آن حضرت حمایت کرد که کسی جرات و جسارت یاری از پیامبر خدا را نداشت.
این نمونه تاریخی بهترین گواه مدعا است:
«روزی پیامبر اکرم (ص) در مکه در ایام حج بر فراز کوه صفا سه بار با صدای بلند اعلان کرد که ای مردم! من فرستاده خدا هستم. ابوجهل با سنگ پیشانی آن حضرت را شکست و چون خدیجه توسط حضرت امیر (ع) با خبر شد، هر دو با مقداری غذا به سراغ پیامبر رفتند و با صدازدن و گشتن در کوهها به دنبال او بودند...
به دنبال آن، جبرئیل به پیامبر اکرم چنین خبر آورد: «یا رسول الله! خدیجه را دریاب که از گریۀ او، فرشتگان به گریه درآمدند! او را به سوی خود صدا کن و سلام مرا به او برسان و بگو: خداوند متعال، تو را سلام میرساند و به او بشارت ده که در بهشت برای تو خانهای از مروارید است که آن را با نور، زینت دادهاند و در آن جا هیچ ترس و وحشتی وجود ندارد.» خدیجه با کمک حضرت امیر پیامبر(ص) را با بدنی خونین به منزل بازگردانده و در زیر صخرهای پناه دادند. با این حال، مشرکان آنان را تعقیب و سنگباران کردند. در این میان خدیجه خود را سپر پیامبر (ص) قرار میداد تا سنگها به او برخورد نکند.»
سلام و درود بی پایان الهی بر حضرت خدیجه؛ بانوی فرازمند اسلام
(سلام الله علیها)
دوم فروردین ماه 1403
دهم رمضان المبارک 1445
@nasirigilani_ir
🔻عمامه عاریتی؟!
✍حکایتی شیرین و عبرتآموز که حاج شیخ عبدالکریم بر فراز کرسی درس خارج در قم،این خاطره را از دوران جوانی خویش نقل کرده اند: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی در سامرا بود. در محضر امیر المومنین (ع) در حرم به آقا امیر المؤمنین میگوید:
آقا ما داریم بر میگردیم به ایران و میدانم برگردم، سیل مقلّدین و مراجعین در مسائل شرعیه به سمت ما میآید. آقا، یک الگویی را به ما معرفی کنید که من در آیندهی زندگیام این الگو بشود برای ما شاخص، این استقبال دنیا، مرجعیت، عزّت، ثروت و آقایی، ما را غافل نکند.
حاج شیخ عبدالکریم حائری سه ماه نجف می ماند و صبح و شام وقتی حرم مشرّف میشد از امیر المؤمنین (ع) همین خواسته را تقاضا میکرد. سه ماه هم ایشان کربلا میماند. جمعاً میشود شش ماه. دیگر ایشان داشته باز ناامید میشد که شاید آقا امام حسین (ع) هم مصلحت نمیدانند که معرفی کنند، آن شب با دل شکسته از حرم میرود در همان منزلی که در کربلا اسکان داشتند. شب خواب سید الشهداء (ع) را میبیند که میفرمایند:
شیخ عبدالکریم! از ما یک انسان جامعِ کاملِ وارسته میخواهی به عنوان الگو؟" میگوید: بله آقا. میفرمایند: فردا صبح وارد حرمِ ما که میخواهی بشوی طلوع فجر، کنار قبرِ حبیب بن مظاهر اسدی، یک جوان 18 سالهای نشسته، عمامهای کرباسی به سر دارد و یک عبای کرباسی و لباس کرباسی هم پوشیده. شما که وارد میشوی، این جوان بلند میشود وارد حرم میشود یک سلامی پایین پا به من میکند، یک سلام به علی اکبر، یک سلام به جمیع شهداء، از حرم خارج میشود. بعد از طلوع فجر این جوان را دریاب که یکی از انسانهای بزرگ است.
حاج شیخ میفرماید: بیدار شدم. طلوع فجر، وقتی وارد حرم شدم، دیدم کنار قبر حبیب بن مظاهر، همان گوهری که امام حسین (ع) حواله کرده بود، نشسته بود. وارد شدم، این قیام کرد و آمد در حرم و یک سلام به حضرت سید الشهداء(ع)، یک سلام به علی اکبر و یک سلام به جمیع شهداء، از حرم خارج شد آمد به ایوان و از آنجا به صحن رفت. دنبالش دویدم. در صحن، صدایش زدم و گفتم: آقا بایست من با تو کار دارم. برگشت یک نگاهی به من کرد و گفت: آقا! عمامه من عاریتی است و رفت
از صحن رفت بیرون، رفت در کوچه پسکوچههای کربلا، دنبالش دویدم: آقا! عرضی دارم، مطلبی دارم، بایست. دوباره درحال حرکت برگشت و گفت: آقا! عبای من هم عاریتی است و رفت. آقای حاج شیخ عبدالکریم میگوید: دیدم دارد از دستم میرود؛ محصول شش ماه زحمت درِ خانه دو امام، با این دو کلمه دارد میگذارد و میرود. دویدم و خودم را به او رساندم و دستش را گرفتم و گفتم:
بایست. عبای من عاریتی است؛ عمامه من عاریتی است یعنی چه؟ شش ماه التماس کردهام تا شما را معرفی کردهاند، کار داریم با شما. یک نگاهی به حاج شیخ میکند و میگوید: چه کسی من را به شما معرفی کرد؟ آقا شیخ عبدالکریم میگوید: صاحب این بقعه و بارگاه، سیدالشهداء(ع). میگوید: دنبال من بیا. در کوچه پسکوچههای کربلا میروند تا به خارج از کربلا میرسند. یک تلّی بود که روی آن تل، یک اتاقکی بود. میرسد به درِ آن اتاق و میگوید:
اینجا خانه من است، فردا طلوع فجر وعده دیدار من و شما همین جا. میرود داخل و در را میبندد. مرحوم حاج شیخ فرموده بود: من در عجب بودم؛ خدایا، این چه مطلبی میخواهد به من بگوید که موکول کرد به فردا. چرا امروز نگفت؟! آن درسی که بناست به من بدهد و زندگی آینده من را تضمین کند در معنویت؛ بشود درس؛ بشود پیام
ایشان میفرماید: لحظهشماری میکردم. آن روز گذشت تا فردا و طلوع فجر، رفتم بیرونِ کربلا روی همان تل. پشتِ همان اتاقک. آمدم در بزنم، صدای ناله پیرزنی از درون آن اتاق بلند بود و صدا میزد: وَلَدی! وَلَدی. پسرم، پسرم. در زدم دیدم پیرزنی با چشمان اشک آلود در را گشود. گفتم: خانم دیروز یک جوانی زمان طلوع فجر وارد این خانه شد و گفت اینجا خانه من است و با من وقت ملاقات گذاشته. این آقا کجاست؟
گفت: این پسرِ من بود، الآن پیشِ پای شما از دنیا رفت. وارد شدم. دیدم پاهای این جوان به قبله دراز، هنوز بدن گرم. گفتم: وا أسفا! دیر رسیدم. حاج شیخ در درس خارج فرموده بود: آن درسی که آن جوانِ بزرگ و کامل از طرف امام حسین (ع)به من آموخت، درسِ عملی بود. روز قبل به من گفت: آقا عمامه من عاریتی است! عبای من عاریتی است! فردا جلوی چشمانِ من، عبا و عمامه را گذاشت و رفت. میخواست به من بگوید:
شیخ عبدالکریم حائری!
▫️ مرجعیت،عاریتی است
▫️ ریاست،عاریتی است
▫️ خانههایتان،عاریتی است
▫️پولهایتان،عاریتی است
▫️وجودتان،عاریتی است
▫️سلامتیتان،عاریتی است.
▫️هر چه میبینید،عاریه است و امانت است.
دل به این عاریهها نبندید
✳️ ماه مبارک رمضان موثرتربن فرصت برای تهذیب نفس است!
یکی از اهداف ماه مبارک رمضان مبارزه با امیال و هواهای نفسانی است و یکی از بسترهای نفسانیت انسان خودبرتر بینی در عرصه هایی همچون علم، ثروت، قدرت و ... است.
از این جهت باید بت نفس و نفسانیت را با تبر تقوا شکست و فروریخت.
به استناد روایت ذیل درنگرید که امام باقر (علیه السلام) برای آن که نفسانیت محمد بن مسلم که مال انبوه و قوم نام آوری داشت، شکسته شود، چگونه به او توصیه می فرماید که خود را به کاری که دون شٱن اجتماعی او بود؛ یعنی خرما فروشی، روی آورد:
محمد بن مسلم چنان که در کتاب های رجال آمده از اعاظم اصحاب حضرت امام باقر و حضرت امام صادق علیهما السلام و از راویان حدیث و بسیار مورد اطمینان و انسانی عادل است که روایات اهل بیت او را جزء مقربان و صدّیقان دانسته اند.
ابو نصر می گوید: از عبد اللَّه بن محمد بن خالد درباره ی محمد بن مسلم پرسیدم؟ گفت. مردی بسیار بزرگوار ولی از نظر مال دنیایی تنگدست بود، امام باقر علیه السلام به او فرمود: ای محمد! فروتنی پیشه کن. زمانی که به کوفه بازگشت ظرفی بافته شده از نی که معمولًا در آن خرما می ریختند پر از خرما با ترازویی برداشت و کنار در مسجد جامع نشست و صدایش را به خرمافروشی بلند کرد.
عشیره ی او نزدش آمدند و گفتند. با این کاری که پیشه کرده ای ما را رسوا ساختی این کار در شأن تو و قبیله ی ما نیست. گفت مولایم حضرت باقر علیه السلام مرا به یکی از خصلت های اخلاقی و حسنات نفسی که تواضع است فرمان داده و من هرگز با پیشوا و رهبر الهی ام مخالفت نمی ورزم و اینجا را ترک نمی کنم تا از فروش همه ی خرما آسوده شوم. قبیله اش به او گفتند. اکنون که برای خود از شغل و کسب چاره ای نمی بینی، پس در میان بازار آسیاب داران برو و آسیاب و شتری برای آسیا کردن گندم و جو آماده کن.
@nasirigilani_ir
✳️ #برکات_روزه_را_با_گناهان_خود_ضایع_نکنیم!
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و با آرزوی قبولی طاعات و روزه ها؛
سؤالی برایم پیش آمده بود؛
دیده ام که روایت نقل شده از یکی از معصومین؛ (مضمونا) چه بسیار روزه دارانی که از روزه به جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نمی برند.
خواستارم این روایت را لطف کنید و شرح دهید؛
برای حقیر سؤالاتی پیش آمده؛
1 —- اگر فردی گناهی می کرده در ماه مبارک هم قادر به ترک نبوده، ولی روزه اش را ترک نکرده، هیچ بهره ای جز گرسنگی و تشنگی نبرده؟ راه نجاتی برای خود نگذاشته؟
2 —- کارهایی که تأثیر روزه را به گرسنگی و تشنگی محدود می کند، چیست؟ گناهان؟ نگاه حرام؟ صوت حرام؟.........؟؟
باتشکر فراوان از وقت گذاری شما
علیکم السلام
طاعات و عبادات شما نیز قبول حق باشد.
روایت مورد اشاره شما از زبان رسول خدا (ص) این روایت است:
كم من صائم ليس له من صومه إلا الجوع والعطش
چنان که در روایت دیگر از زبان حضرت امیر (ع) چنین آمده است:
«كم من صائم ليس له من صيامه إلا الظمأ ، وكم من قائم ليس له من قيامه إلا العناء.»
مقصود این دست از روایات روزه آن دست از افراد است که تنها به فکر صورت روزه هستند و گمان می کنند که روزه فقط با نخوردن و نیاشامیدن محقق می شود.
تبیین کامل این امر و تاکید بر روزه بودن همه اعضاء در روایت ذیل به خوبی بازتاب یافته است:
امام صادق (ع) در جایی فرمود:
«إن الصيام ليس من الطعام والشراب وحدهما ، فإذا صمتم فاحفظوا ألسنتكم عن الكذب وغضوا . أبصاركم عما حرم الله ، ولا تنازعوا ، ولا تحاسدا ، ولا تغتابوا ولا تسابوا ، ولا تشاتموا ، ولا تظلموا ، . . . . واجتنبوا قول الزور ، والكذب والخصومة ، وظن السوء ، والغيبة ، والنميمة ، وكونوا مشرفين على الآخرة ، منتظرين لأيامكم ، منتظرين لما وعدكم الله ، متزودين للقاء الله ، وعليكم السكينة والوقار ، والخشوع والخضوع ، وذل العبيد الخيف من مولاها خائفين راجين.»
در این روایت فهرست جامعی از گناهانی که برکات و آثار روزه را نابود می کند، ذکر شده است.
چنان که از امام صادق (ع) در جایی دیگر چنین نقل شده است:
«إذا أصبحت صائما فيصم سمعك وبصرك وشعرك وجلدك وجميع جوارحك»
پیداست که اثر نهایی و واقعی روزه زمانی محقق است که با گناهی همراه نشود، اما چه کسی است که می تواند ادعا کند که روزه بدون گناه گرفته است؟!
اگر گناه فرد در زمینه حقوق الهی باشد، استغفار کند و امیدوار باشد که خداوند بهره او را بیش از گرسنگی و تشنگی خواهد داد.
اما اگر کناه مربوط به حقوق مردم باشد، باید به هر طریق تدارک شود.
اساساً خود این که جوانی مثل شما نسبت به این امور دغدغه دارید و نگرانید که نکند سهم ناچیزی از روزه نصیب شما شود، خود نوید و بشارت الهی مبنی بر پذیرش روزه است. ان شاء الله تعالی
موفق باشید.
@nasirigilani_ir
✳️ پاسخ به پرسشی در باره اعتبار دعای روزهای ماه مبارک رمضان
عرض سلام و ادب محضر مبارک استاد گرانقدر
سوالی خدمتتان داشتم
دعای هر روزه ماه مبارک رمضان در مفاتیح شیخ عباس قمی است سی دعا از روز نخست تا روز اخر از نظر حضرتعالی اعتبار سند این دعا چگونه است؟
آیا از معصوم نقل شده یا کار غلات شیعه است.
با توجه به اینکه کانال ها و گروه های تلگرامی مختلف به مناسبت ماه مبارک هر روز دعای مربوطه را بارگذاری می کنند؟
التماس دعا از نورانیت وجودتان
🔸 پاسخ:
علیکم السلام
شماری محدود از دعاهای مورد اشاره شما در کتاب «اقبال الاعمال» سید طاوس (م 664) گزارش شده است.
اما متن کامل آنها بر اساس اطلاعات موجود، برای نخستین بار توسط کفعمی (م 905) در دو کتاب «البلد الامین» و «المصباح» از ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل شدهاند.
با این تفاوت که در کتاب مصباح با تفکیک روزهای ماه مبارک ذکر شده، اما در بلد الامین بدون تفکیک روزها آمده است.
از سویی دیگر، ترتیب دعای برخی روزها یا برخی عبارات با هم متفاوت است.
در متن اصلی پس از ذکر هر یک از دعاها پاداش و ثواب هر دعا به تفصیل ذکر شده است.
مرحوم شیخ عباس قمی این دعاها را به نقل از بلد الامین بدون ذکر منبع آنها در کتاب مفاتیح آورده است.
عبارت کفعمی در کتاب «البلد الامین » چنین است:
«ويستحب أن يدعو في أيام شهر رمضان بهذه الأدعية لكل يوم دعاء على حده من أوله إلى آخره من كتاب الذخيرة رواها ابن عباس عن النبي»
در کتاب المصباح چنین آمده است:
«ويستحب أن يدعو في أيام شهر رمضان بهذه الأدعية لكل يوم دعاء على حدة من أوله إلى آخره من كتاب الذخيرة رواها ابن عباس عن النبي»
عبارت شیخ عباس قمی چنین است:
«دعاهاى روزها؛ از ابن عباس روايت كرده اند كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله فضيلت بسيار از براى روزه هر روز ماه مبارك رمضان بيان فرمود واز براى هر روز دعاى مخصوصى با فضيلت وثواب بسيار از براى آن دعا ذكر كرده وما به اصل دعا اكتفا مى نماييم ...»
با توجه به توضیحات پیشین، در باره اعتبار این دعاها باید به سه نکته توجه کرد:
1. این دعاها در منابع حدیثی و دعایی شیعه پیش از سده هفتم ذکر نشده است. سید بن طاوس نیز از کنار آن بدون ذکر سند و متن دعا و تنها با اشاره به مضمون چند مورد، گذشته است.
البته باید اذعان کرد که متاسفانه متون و اسناد دعاها آن گونه که نسبت به روایات فقهی یا حتی اعتقادی اهتمام وجود داشت، از آغاز چندان مورد توجه عالمان شیعه قرار نگرفته است.
2. برای این دعاها سند روشنی ذکر نشده است. کتاب ذخیره که کفعمی دعا را از آن نقل کرده است، حداقل برای این ناچیز شناخته شده نیست.
3. روایاتی که عبد الله بن عباس از پیامبر (ص) نقل کرده است، عموماً جزو روایات عامه تلقی می شوند که خود از اعتبار آنها کاسته می شود.
بنابر این راه چندان محکمی برای اعتبار سنجی این دعاها به نظر ما نرسیده است.
البته در متن این دعاها مضامینی آمده است که قابل تایید است.
بنابر این می توان آنها را به قصد رجاء بر زبان جاری کرد.
موفق باشید.
@nasirigilani_ir
✳️ مراسم معنوی شب های ماه مبارک رمضان در حسینیه امام صادق (ع) مژده
در سایه الطاف و عنایات الهی و توجهات حضرت ولی عصر (ع)، مراسم معنوی شب های ماه مبارک رمضان، به شرح ذیل در حسینیه امام صادق (علیه السلام) مژده برگزار می گردد:
🔹آغاز برنامه ها:
از شب هفدهم ماه مبارک رمضان 1445 قمری برابر با هشتم فروردین ماه 1403 شمسی تا شب آخر ماه مبارک
🔹زمان شروع: از ساعت نه تا ساعت دوازده شب
🔹چیدمان برنامه ها:
یک؛ خوانش دعای افتتاح
دو؛ سخنرانی مذهبی
سه؛ جلسه پرسش و پاسخ
🔹برنامه شب های قدر:
شروع برنامه از ساعت یازده تا ساعت دو شب
چیدمان برنامه:
یک؛ خوانش دعای جوشن کبیر
دو؛ سخنرانی مذهبی
آدرس: روستای مژده، حسینیه امام صادق (علیه السلام)
منزل آیت الله دکتر علی نصیری
@nasirigilani_ir
May 11
✳️ تاکید امام حسن مجتبی (ع) بر حیات علمی و معنوی در عالی ترین سطح
امام حسن مجتبی (علیه السلام) در دقایق پایانی عمر خود خطاب به محمد حنفیه چنین فرمود:
«كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ ومَصَابِيحَ الْهُدَى» (کافی، ج 1، ص 301)
این عبارت کوتاه سرخط زندگی برای همه شیعیان و دوستان اهل بیت (ع) و در مرتبه ای فراتر، ماناترین توصیه برای طالبان علم و حوزویان است؛ یعنی در زندگی خود به حیات علمی و حیات معنوی اهتمام تام داشته باشید.
در فقره «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ»، واژه «اوعیة» جمع وعاء به معنای ظرف، و هر آن وسیله ای است كه در آن چيزى جمع و نگهدارى كنند. از سویی دیگر در متون دینی از جان انسان به عنوان ظرف یاد شده است؛ به عنوان نمونه حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه فرمود: «يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِه الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا» (حکمت 147) مفهوم این فقره آن است که باید ظرف جانتان پر از علم، آگاهی و دانش باشد.
مفهوم «مَصَابِيحَ الْهُدَى» آن است که از شما تنها انتظار نمی رود که اهل هدایت باشید یا حتی در اندیشه هدایت دیگران باشید، بلکه باید آن چنان وجود شما از اهتدا و استغراق در هدایت الهی پر باشد که بسان چراغدان ها راه درست اندیشیدن و درست زیستن را به دیگران نشان دهید.
راستی چنین است که اگر دو بال علم و عمل کنار هم نباشد انسان هرگز به کمال مقصود نمی رسد و بلکه وجود یکی بدون دیگری چه بسا زیان ها در پی دارد.
چنان که حضرت امیر (ع) در جایی چنین فرمود:
«قصم ظهري عالم متهتك وجاهل متنسك ، فالجاهل يغش الناس بتنسكه ، والعالم ينفرهم بتهتكه»
نیز از امام صادق (ع) این چنین نقل شده است:
«قطع ظهري اثنان: عالم متهتك ، وجاهل متنسك ، هذا يصد الناس عن علمه بتهتكه ، وهذا يصد الناس عن نسكه بجهله»
این فرمایش امام حسن مجتبی (ع)همان عبارت متداول در حوزه است که گفته می شود: باید ملا و آدم شد و البته ملا شدن چه دشوار و آدم شدن محال است!
روز پانزدهم ماه مبارک رمضان 1445
برابر با هفتم فروردین ماه 1403
(همزمان با ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع))
@nasirigilani_ir