*ملائکه در شب قدر کجا نازل میشوند؟*
همیشه فکر میکردم شب قدر یعنی شب نزول قرآن . ارزش شب قدر را به نزول قران میدانستم
آیا نزول قرآن شب قدر را شب قدر کرده ؟ یا اینکه شب قدر شب قدر بوده و قرآن در آن نازل شده است ؟ نزول قران یک کار مهم و بزرگی است اما در شب قدر اتفاق افتاده….
انا انزلناه فی لیلة القدر .
یعنی اول شب شب قدر بوده و بعد قرآن در آن نازل شده .
دلیل بهتر آیات بعدی است که شروع میکند به توضیح چیستی شب قدر .
لیلة القدر خیر من الف شهر
تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم
من کل امر
سلام هی حتی مطلع الفجر .
«انزلناه» فعل ماضی است یعنی نازل کردیم .
در معرفی شب قدر میگوید «تنزل» فعل مضارع است یعنی هنوز نازل میکنیم یک عملی در این شب هر سال تکرار میشود و در توضیح عظمت این شب ..
«الملائکه» یعنی «کل ملائکه» این الف و لام در زبان عربی معنای «کل »میدهد .
«الروح» همان رئیس ملائکه است در ان شب همه اینها متوجه زمین اند و فرود میآیند .چه واقعه ای رخ میدهد ؟ چه شده که همه آسمانی ها در صحنه عالم متوجه زمین اند ؟
هر سال ؟ همه ؟ از تمام آسمانها ؟ به سوی زمین ؟
یعنی هر خبری هست اینجاست و در عوالم بالا خبری نیست !
سوال اینجاست که اینها کجا نازل میشوند؟ محل نزول کیست؟ به کجا میایند ؟
برای پاسخ خوب است اول بپرسیم اینها برای چه میآیند ؟
«من کل امر .»
یعنی چه ؟
یعنی برای تصمیم گیری برای همه چیز . این امر، امر تکوینی است یعنی هر موجودی .
از این جا باید فهمید کجا میآیند .
تکلیف مهمترین شبهای زندگیم را تعیین کنم باید میفهمیدم کجا باید بروم و چه باید بکنم ؟
«من کل امر .»
«امر» چیست ؟
این امر دو جای دیگر در قرآن آمده: یکی «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» و دیگری «ائمة یهدون بامرنا .»
علامه طباطبایی از اولی این را استفاده میکند که معنای این «امر» هر شیئی است که وجود داشته باشد امر تکوینی . و از آن استفاده میکند که آیه «ائمة یهدون بامرنا» فصل امامت را بیان میکند یعنی وجه تمایز ائمه را نشان میدهد که آنها هدایت تکوینی میکنند همه موجودات عالم را .
و در شب قدر تکلیف کل امر است که مشخص میشود . ....
آن رئیس حقیقی و ذاتی عالم آن خدای لا یزال همه را به سراغ فرمانده زمینی و خلیفه خود میفرستد همه متوجه ولی عصر هستند اوست که قرار است همه تصمیمات منجز و معلق عالم یعنی قضا و قدر به دستش برسد و از مجرای او جاری شود . شب شب اوست .یعنی چی ؟
یعنی ! اگر تا به صبح مناجات کنی و قران سر بگیری اما از او غافل باشی بیراهه میروی .
هیچ عملی بی رنگ فریاد درونی «یا صاحب الزمان» فایده ای ندارد بقیه همه بیراهه رفتن است .
مردم !بدانید باید به چه چیز بچسبید . کدام ریسمان را چنگ بزنید .
این ایام همه عطش دارند اما نمی دانند کدام حلقه را باید بگیرند . آن حلقه گم شده ، امام است چه بفهمی چه نفهمی .
یک عده خوابند و اصلا در حرکت نیستند
یک عده در حرکتند ولی جهت را نمی دانند .
راه امام عصر علیه السلام است و بقیه راهها مسدود است .
شاید حسابی در کار بوده که شهادت مرد ولایت و امامت علی مظهر خلافت خدا در این شب ها رخ میدهد .
حقیقت دین معرفت امام است معرفت امام و حجت خدا .
شب قدر شب تجلی خلافت خلیفة الله است .
خلافت او در این شب تجلی میکند . تمام گردانندگان عالم هستی «من کل امر » بر او نازل میشوند . بله حالا آن گردانندگان تحفه قران را پیش پیامبر آوردند جبرئیل دست خالی نیامد آن تحفه را هم آورد و البته این اهمیت و ارزش قران را می رساند .
نکند همه عالم از دیو و دد تا فرشته و جبرئیل متوجه او باشند و من و تو متوجه جای دیگر !
معقول نیست ،محال است سلام کنی و او جواب ندهد .
در تاریخ سراغ نداری سائلی دست پیش امام دراز کند و دست خالی برگردد زبان حال و قال شما این باشد :
..... یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین.....
این ماه هم در حال تمام است
من کجا او را پیدا کنم ؟
او کجاست ؟
میزبان و مهماندار این مهمانی خدایی کجاست ؟
نکند همه عالم متوجه او باشند و ما متوجه جای دیگر؟!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حاجامیر_کرمانشاهی_علی_گفتن_بها_داره_.mp3
6.87M
📝 علی گفتن بها داره
👤 حاجامیر #کرمانشاهی
◾️ ویژه شهادت #امام_علی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
جناب تولیت آستان قدس رضوی! تَهَجُّر، یعنی همین.
۱۰ فروردین ۱۴۰۳ | رحیمپور ازغدی، عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در گفتگوی ویژه خبری سیما: بعضی از آدابی که الان در حرم امام رضا (ع) وجود دارد، از گرز و کلاه خدام گرفته تا شمع روشن کردن و دخیل بستن، نه ریشه اسلامی دارند و نه شیعی؛ خیال میکنند اگر خادمان حرم یک گرزی به دست دارند و آن را ببوسیم، به بهشت میرویم!
گُرز، جزو آداب دستگاه مأمون بوده است؛ کلاهی که خدام محترم امام رضا (ع) بر سرشان میگذارند، این کلاه افسران غربی نظام رضا شاه بود؛ ساعت زنگ حرم، به عمد، زنگ ناقوس کلیسا بوده است؛ تهجر، یعنی همین که فکر میکنیم، اگر چیزی ظاهرش مذهبی است و در یک ساختمان مذهبی وجود دارد، کلا جزو مقدسات ما است!
بعضی از ماها، مناسک سازی میکنیم تا از اصل مسئولیت فرار کنیم و کاری به خیلی از کارها نداریم و دائم به دنبال یک حدیث یا فتوایی هستیم که بگوییم با کوچکترین کاری به بهشت میرویم و به دنبال مفتخوری معنوی هستیم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️چرا رزق و روزیم کمه ؟
🔻موقع تقسیم رزق و روزی ما کجاییم و چه میکنیم؟
✅برشی از برنامه زندگی پس از زندگی
4_6039845223683592519.mp3
3.37M
اثر ماندگار ابالفضل من
حاج محمود کریمی
بمناسبت شب شهادت امیرالمومنین(ع)
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
نتیجه بدی به همسر
زندگی پس از زندگی
کلاس درس دشمن شناسی
تیم والبرگ ، نماینده جمهوری خواه کنگره از میشیگان :
"ما نباید حتی یک ریال برای کمک های بشردوستانه در غزه خرج کنیم.
باید مانند ناکازاکی و هیروشیما همه چیز را تمام کنیم . همه چیز باید سریع اتفاق بیفتد."
همانطور که میبینید این ملعون در مورد جنگ غزه و اوکراین بیانیه ای داد و خواستار پایان آن با یک پایان هسته ای شد.
هم جمهوری خواهان و هم دموکرات ها این ذهنیت را دارند که در صورت شکست احتمالی می توانند هر کاری انجام دهند و آشکارا همه چیز را برای اثبات آن مطرح می کنند.
غرب بدون رتوش
غرب وحشی
قنبر در بین افتخارات خویش از این افتخار برخوردار است که با اینکه در جریانی مرتکب تخلفی شد و از ناحیه مولی مجازات گردید، این سر سوزنی از محبت او نسبت به مولی نکاست:
امام باقر (ع) فرمود: امیرمؤمنان علی (ع) به قنبر دستور داد بر مردی حد جاری کند او اشتباها سه تازیانه اضافه زد مولی دستور قصاص داد و سه تازیانه اضافه بر قنبر نواخته شد! (7)
سرانجام قنبر جانش را به عشق مولی فدا کرد و شهید عشق علی (ع) شد .
نوشته اند: روزی حجاج گفت دوست دارم یکی از اصحاب ابوتراب (امام علی «ع ») را بکشم تا به خدای تقرب یابم! ! به او گفته شد کسی را نمی یابیم که از قنبر به او نزدیکتر بوده و همانند او مصاحبت طولانی با ابوتراب داشته باشد . او گفت احضارش کنید . او را نزد حجاج آوردند . حجاج پرسید آیا تو قنبری؟ گفت بله از قبیله همدانی؟ گفت بله .
- غلام علی (ع) هستی؟ گفت خدا مولای من است و علی ولی نعمتم!
- باید از دین علی (ع) برائت جویی؟ ! گفت آنگاه که برائت جستم آیا دینی بهتر از دین علی داری؟
حجاج گفت ترا می کشم، هرگونه قتلی را که
می خواهی برگزین! !
قنبر گفت: این به اختیار توست!
حجاج پرسید چرا؟
قنبر گفت: هرگونه که مرا بکشی همانگونه ترا خواهم کشت (و در قیامت قصاص خواهم کرد) امیرمؤمنان به من خبر داد که ترا ظالمانه سر می برند .
حجاج گفت: گردن او را بزنند . (8)
امام هادی (ع) فرمود: وقتی قنبر غلام علی (ع) را پیش حجاج آوردند حجاج گفت در خدمت علی (ع) چه کاری انجام می دادی؟
قنبر گفت: وسائل وضوی مولی را فراهم می کردم .
حجاج گفت: وقتی علی (ع) از وضو فراغت می یافت چه می گفت؟ قنبر گفت: این آیه را می خواند:
«فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم ابواب کل شی ء حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغتة فاذا هم مبلسون × فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمد لله رب العالمین » (انعام، 44 - 45)
هنگامی که اندرزها سودی نبخشید و آنچه به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز از نعمت ها را به روی آنها گشودیم تا کاملا خوشحال شدند و دل به آنها بستند ناگهان آنها را گرفتیم و سخت مجازات کردیم، در این هنگام همه مایوس شدند و درهای امید بروی آنها بسته شد .
حجاج گفت: گمان می کنم این آیه را بر ما تطبیق می کرد؟
قنبر گفت: بلی .
حجاج گفت: چه حالی داری وقتی گردنت را زدم؟ ! !
او گفت من سعادتمند می شوم و تو بدبخت .
در این هنگام دستور داد گردنش را زدند . (9)
سلام بر قنبر ، و سلام بر عشق پایان ناپذیر او به ولایت .
2 - حجر بن عدی
از رزمندگان وفادار رکاب مولی علی (ع) حجر بن عدی است . با کمی سنش از فضلا و بزرگان صحابه پیامبر (ص) محسوب شده و از خواص امیرمؤمنان علی (ع) شمرده می شد . او ضرب المثل شجاعت، تقوا، زهد، بندگی بود تا آنجا که او را «حجرالخیر» نامیدند . (10) او در سیر و سلوک تا آنجا پیش رفته بود که مستجاب الدعوة شده بود . (11) نقل شده به هنگامی که ماموران معاویه او را به شام می بردند اظهار کرد که سهم آب آشامیدنی مرا بدهید و فردا مطالبه آب نمی کنم، مامورین گفتند: ممکن است از تشنگی بمیری و معاویه ما را اعدام کند . حجر دست به دعا برداشت و از خدا آب خواست ناگهان ابری ظاهر شد و در پی آن باران که حجر به اندازه نیاز آب برداشت، بلافاصله ابر ناپدید شد . (12)
او مجسمه غیرت دینی بود، هرگز در مقابل باطل و منکر آرام نمی گرفت و از معترضان بر عثمان بود و تمام تلاشش را در هت حاکمیت امام حق علی (ع) به کار گرفت . (13) او در تمام جنگهای امیرمؤمنان علی (ع) حضور داشته و نقش حساسی را به عهده می گرفت . (14)
او از عاشقان بی قرار مولی علی (ع) بود و سرانجام جانش را در این راه نثار کرد .
محمد بن حنفیه گوید که صبح روز بیستم ماه رمضان که اثر زهر در تمام بدن پدرم امیرمؤمنان اثر کرده و اصحاب و یارانش درب خانه اجتماع کرده تقاضای ملاقات با حضرت داشتند حضرت اجازه فرمود جمعیت وارد شد . یک به یک به مولی سلام کردند آنگاه فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی » بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید ولی سؤالات را به جهت حالم کوتاه کنید . جمعیت سخت گریه کردند و چون حال حضرت را سخت دیدند کسی چیزی نپرسید .
حجر بن عدی برخاست و اشعاری به این مضمون سرود:
افسوس بر آقای پرهیزکاری که پاک و پدر پاکان است .
افسوس بر آقا و سروری که فردی کافر، گنهکار و ملعون و شقی و زنازاده ای او را کشت .
هر که از شما منحرف شود و بیزاری جوید مورد لعنت خداست، زیرا شما در روز محشر ذخیره بندگانید و شمائید که عترت پیامبر هدایتگرید .
امام (ع) پس از آنکه اشعارش را گوش کرد فرمود: ای حجر چگونه ای وقتی که ترا به بیزاری از من بخوانند؟ ! حجر گفت: به خدا قسم یا امیرالمؤمنین اگر با شمشیر قطعه قطعه ام کنند و در آتش افکنند دست از محبت شما برنمی دارم .
امام فرمود: خدا ترا بهر خیری موفق بدارد و از جانب خاندان پیامبر پاداش خیرت دهد . (15) او پیوسته در برابر کارگزاران حکومت معاویه مقاوم و نستوه می ایستاد و در برابر اهانتی که به مولی روا می داشتند آرام نمی گرفت و فریاد بر می آورد . (16) سرانجام حکومت سفاک معاویه او را در سرزمینی که با همت حجر فتح شده بود «مرج عذرا» به شهادت رساند .
به هنگام شهادت به حجر و یارانش گفتند اگر از علی (ع) برائت جسته او را لعن کنید از مجازات اعدام رهائی خواهید یافت و آزاد خواهید شد . آنها گفتند ما چنین نمی کنیم . دستور دادند زنجیرها را از آنها باز کردند و آنها آن شب را تا به صبح عبادت کردند، صبح روز بعد ماموران معاویه به آنها گفتند دیشب حال خوشی در نماز و دعا داشتید بگوئید نظرتان درباره عثمان چیست؟ آنها گفتند: او اول کسی است که ستم در حکومت را رواج داد و بناحق عمل کرد! سپس برای آخرین بار به آنها گفتند: حاضرید از علی برائت بجوئید؟
آنها گفتند: هرگز! ! ما علی را دوست می داریم . (17)
حجر به هنگام شهادت گفت: گرچه مرا می کشید ولی بدانید اول سواری بودم که در این سرزمین خدا را تهلیل گفتم (من آن را فتح کردم) سپس گفت: «لاتنزعوا عنی حدیدا و لاتغسلوا عنی دما فانی لاق معاویة علی الجادة » یعنی آهن را از پایم نگشائید و خون را از بدنم نشوئید تا معاویه را این چنین در صراط ملاقات کنم . (18)
شهادت حجر طوفانی علیه معاویه بپا کرد، امام حسین (ع) شهادت حجر را لکه ننگ ابدی در پرونده سیاه او نامید . و دیگرانی که حتی با مولی میانه ای نداشتند برآشفتند، عائشه، حسن بصری، عبدالله بن عمر و . . . همه اعتراض کردند و حتی خود معاویه به شدت از به شهادت رساندن حجر نادم شد و به هنگام مرگ پیوسته می گفت: «یومی منک یا حجر یوم طویل » روز محاکمه من و تو سخت و طولانی خواهد بود . (19)
و سرانجام این پیشگویی پیامبر (ص) تحقق یافت که فرمود: «سیقتل بعذراء ناس یغضب الله لهم و اهل السماء» بزودی در عذراء جماعتی از امت من کشته می شوند که خداوند و ساکنان آسمانها برای آنها غضب می کنند . (20)
3 - محمد بن ابی بکر
او از یاران وفادار امیرمؤمنان علی (ع) و سرانجام جانش را بر سر عشق مولا فدا کرد . پدرش ابوبکر است و مادرش اسماء بنت عمیس و از سه سالگی در دامن علی (ع) بزرگ شده است . اسماء ابتدا همسر جعفر بن ابی طالب بود، بعد از شهادت جعفر به همسری ابوبکر درآمد و بعد از مرگ ابوبکر مولی علی (ع) اسماء را به تزویج درآورد و او محمد سه ساله را با خودش به خانه علی (ع) آورد . در دامن امام علی (ع) و در کنار برادران بزرگواری همچون امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بزرگ شد و جانش با معرفت و محبت اهل البیت (ع) درآمیخت و از این رو گاه امام علی (ع) می فرمود: «محمد ابنی من صلب ابی بکر» محمد فرزند من است از صلب ابوبکر! ! (21)
محمد بن ابی بکر از پیشگامان اعتراض علیه رفتار نادرست عثمان بود و بهمراه انقلابیون مصر در اعتراض علیه او در مدینه شرکت داشت .
و سرانجام محمد بن ابی بکر بدستور معاویه با وضع بسیار فجیعی به شهادت رسیده و بعد از شهادت پیکر او را سوزاندند . (22)
شهادت محمد بن ابی بکر مولی علی (ع) را شدیدا متاثر ساخت . (23)
پیوسته او را به بزرگی یاد می کرد و از خصال برجسته او می فرمود . او را به عنوان فرزندی دلسوز، کارگزاری سخت کوش و شمشیری برا، و رکنی دفاعگر می ستود؟ (24) مامور اطلاعاتی مولی در شام به حضرت گزارش داد هنگامی که خبر شهادت محمد بن ابی بکر به شام رسید معاویه در منبر قتل او را اعلام کرد، من هرگز مردم شام را چنین مسرور ندیدم! حضرت فرمود: باندازه شادی آنها ما در شهادت محمد ابن ابوبکر اندوهگین هستیم . (25)
4 - کمیل بن زیاد
او نیز از شهیدان عشق به مولی علی (ع) است . در جنگ صفین بهمراه مردم کوفه شرکت کرد . امیرالمؤمنین او را عامل فرماندار هیت (از شهرهای عراق) قرار داد . لکن به علت توان اجرایی ضعیف مورد ملامت مولی قرار گرفت، (26) لکن این ملامتها ذره ای از عشق او به مولی نکاست که عاشقان بی قرار مولی این چنین اند سرانجام حجاج بن یوسف ثقفی جلاد معروف عرب او را دستگیر کرد کمیل به او گفت دندانهایت را علیه من تیز نکن و مرا تهدید منما که از عمرم چیزی باقی نمانده! هر کار می خواهی بکن! که موعد من و تو روزی است که در پیشگاه خداوند حاضر می شویم و بعد از قتل من باید پاسخگو باشی و امیرمؤمنان علی (ع) به من خبر داد که تو قاتل من خواهی بود! سپس دستور داد گردن کمیل را زدند . (27)
او راوی دعای ملکوتی کمیل است که امیرمؤمنان علی (ع) آن را به عنوان هدیه ارزشمند به کمیل اهداء فرموده است .
5 - مالک اشتر
او رزمنده ای شجاع، سرداری قهرمان، یاری وفادار برای امیرمؤمنان علی (ع) بود . امام علی (ع) پیوسته او را به خوبی، خبرویت، قهرمانی، بصیرت و . . . ستوده است . و بهترین معرف مالک که مدال افتخاری برای اوست فرمایشات درربار امیرمؤمنان علی (ع) درباره اوست: به هنگامی که مولی امارت مصر را به مالک واگذار کرد، در نامه ای به مردم مصر نوشت:
«اما بعد فقد بعثت الیکم عبدا من عبادالله لاینام ایام الخوف و لا ینکل عن الاعداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار و هو مالک بن الحارث اخو مذحج فاسمعوا له و اطیعوا امره فیما طابق الحق فانه سیف من سیوف الله لا کلیل الظبة و لا نابی الضریبة فان امرکم ان تنفروا فانفروا و ان امرکم ان تقیموا فاقیموا فانه لایقدم و لایحجم و لا یؤخر و لا یقدم الا عن امری و قد آثرتکم به علی نفسی لنصیحته لکم و شدة شکیمته علی عدوکم » (28)
اما بعد بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم مردی که به هنگام بحران به خواب نرود و در ساعات خوف از دشمن رخ برنتابد، بر دشمنان از لهیب آتش سوزنده تر است او مالک بن حارث از قبیله مذحج است تا جایی که دستوراتش مطابق حق ست بشنوید و اطاعت کنید که او شمشیری است از شمشیرهای خدا که نه تیزی اش کند شود و نه ضربتش بی اثر ماند، اگر گفت به راه افتید، براه افتید و اگر گفت درنگ کنید، درنگ کنید او نه به خود در کاری اقدام می کند و نه از کاری باز می ایستد و نه قدم واپس نهد و نه پیش گذارد مگر به فرمان من . من در فرستادن مالک به دیار شما، شما را بر خود ترجیح دادم زیرا مالک را دلسوز شما دیدم و دیدم او از هر کس دیگر سخت تر لجام بر دهان دشمنانتان زند . و به هنگامی که خبر شهادت مالک را شنید فرمود:
مالک و مالک، نمی دانید مالک که بود؟
«والله لو کان جبلا لکان فندا و لو کان حجرا لکان صلدا» ، بخدا قسم اگر کوه بود کوهی بی همتا و سرفراز بود و اگر صخره ای بود، صخره ای سخت بود .
«لایرتقیه الحافر و لایوفی علیه الطائر» (29)
هیچ مرکبی نمی توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده ای به اوج آن راه نمی یافت .
در نقلی دیگر آمده است که:
«فان موته من مصائب الدهر، مرگ مالک از مصائب بزرگ روزگار است .
فرحم الله مالکا فقد وفی بعهده و قضی نحبه و لقی ربه مع اناقد وطننا انفسنا ان نصبر بعد مصابنا برسول الله فانها من اعظم المصیبة .» (30)
خدای مالک را رحمت کند او به عهدش وفا کرد براهی که می بایست رفت و پروردگارش را ملاقات نمود، ما با اینکه خود را آماده ساخته بودیم که پس از مصیبت رسول خدا صبر پیشه کنیم، با این حال مرگ مالک از بزرگترین مصیبتهاست .
نیز درباره مالک فرمود:
«کان الاشتر لی کما کنت لرسول الله » (31)
اشتر برای من همانگونه بود که من برای رسول خدا بودم!
نیز فرمود:
«و لیست فیکم مثله اثنان بل لیست فیکم مثله واحد یری فی عدوی مثل رایه » (32)
کاش در میان شما دو نفر مثل او بود بلکه کاش یک نفر بود که در مورد دشمنان من همچون او فکر می کرد .
درباره مالک گفتنیها فراوان است اصحاب سیر او را فراوان ستوده اند ولی به نظر می رسد با این توصیف مولا از مالک اشتر، توصیف دیگران قابل ذکر نیست .
سرانجام شهادت مالک اشتر به دست معاویه، برگ ننگین دیگری بر پرونده سراسر سیاه معاویه افزود، او با تحریک یکی از دهقانان مسیر راه مالک به مصر و وعده های فراوان به او او را واداشت تا هر گونه که می تواند مالک را به شهادت برساند او نیز با شربت عسل مسموم مالک را به شهادت رساند . وقتی خبر شهادت مالک به معاویه رسید گفت:
«ان علیا کان له یمینان قطعت احداهما بصفین یعنی عمار والاخری الیوم یعنی الاشتر» (33)
یعنی علی دارای دو دست راست بود یکی در جنگ صفین قطع گردید و آن عمار بود و دیگری امروز و او «اشتر» است .
مالک در جنگ صفین رشادتهای فراوانی به خرج داد تا آنجا که می رفت طومار حیات ننگین معاویه درهم پیچیده شود که با شیطنت عمروعاص و حماقت بسیاری که بعدا به خوارج مشهور شدند این مهم انجام نشد و مالک در این ماجرا خون جگر فراوانی خورد . به فضل خداوند در مقاله آینده به بررسی ماجرای تحکیم، در جنگ صفین می پردازیم .
آنچه در این دو مقاله آمد، سیمای برخی از رزمندگان وفادار مولا علی (ع) در جنگ صفین بود که برخی در همان جنگ به شهادت رسیدند و برخی بعدها به جرم عشق مولا به مسلخ عشق رفتند و فدایی راه خدای علی (ع) شدند ولی شهیدان عشق مولا محدود به اینها نیست! اینان بسیارند هم دیروز، هم امروز و هم فردا و فرداها .
شهیدان عشق ولایت امروز، شهیدان عزیزی اند که جانشان را در راه تثبیت و استقرار نظام اسلامی که افتخار آن این است که می خواهد از حکومت الهی علوی الگو بگیرد جانشان را فدا کردند . سلام و درود خداوند بر امام علی (ع) و یاران وفادار و شهیدش در طول تاریخ . قلم وقتی به یاد مولی و عشق بی قرار یارانش می رسد عنان را از کف می دهد که قلم را یارای ترسیم اوج عشق یاران وفادار حضرت نیست .
اظهار عجز در این زمینه هنری ستودنی است:
سائلی را گفت آن پیر کهن
چند از مردان حق گوئی سخن
گفت خوش آید زبان را بر دوام
تا بگوید حرف ایشان را مدام
گرنیم زیشان زایشان گفته ام
خوشدلم کاین قصه از جان گفته ام
گر ندارم از شکر جز نام بهر
این بسی بهتر که اندر کام زهر
پی نوشت ها:
1 . قنبر المذبوح فی حب علی، از ص 23 تا 29 .
2 . بحارالانوار، ج 27، ص 196، ح 57 .
3 . مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 602، از تفسیر فرات کوفی، ص 308 .
4 . امالی سید مرتضی، ج 1، ص 18 .
5 . مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 602، از امالی شیخ مفید، ص 118، ح 2 .
6 . رجال الکشی، ص 307، ح 556، معجم رجال الحدیث، ج 14، 85، قاموس الرجال، ج 7، ص 390، تنقیح المقال ج 2، ص 30 .
7 . الکافی ج 7، ص 260، ح 1، التهذیب ج 10، ص 148، ح 18 .
8 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب ج 12، ص 251 و ص 252 و ص 253 به نقل از ارشاد ج 1، ص 328 .
9 . همان به نقل از رجال الکشی ج 1، ص 290، تفسیر عیاشی ج 1، ص 359 .
10 . سیر اعلام النبلاء ج 3، ص 463 و . . .
11 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب (ع) ج 12، ص 85 .
12 . الاصابة ج 1، ص 314 .
13 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب (ع)، ج 12، ص 85 .
14 . وقعة صفین ص 117، الاستیعاب ج 1، ص 389 ، اسدالغابة ج 1، ص 697، الاخبار الطوال، ص 210، الامامة والسیاسة، ج 1، ص 169 .
15 . پیغمبر و یاران ج 2، ص 221، به نقل از بحارالانوار، ج 42، ص 290 .
16 . ماجرای برخورد حجر را با مغیره و زیاد بنگرید به موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج 12، از ص 89 تا ص 92 .
17 . الاغانی ج 17، ص 155، تاریخ طبری ج 5، ص 275، انساب الاشراف، ج 5، ص 266 .
18 . پیغمبر و یاران ج 2، ص 233، به نقل از کامل ابن اثیر ج 3، ص 323 و اسدالغابة ج 1، 386 .
19 . کامل ابن اثیر ج 2، ص 500 تاریخ طبری، ج 5، ص 257 .
20 . پیغمبر و یاران ج 2، ص 238 .
21 . شرح نهج البلاغه ج 6، ص 53 .
22 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب ج 7، ص 93، و ص 94 به نقل از تاریخ طبری ج 5، ص 103، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 412، الغارات ج 1، ص 282 - 285، انساب الاشراف، ج 3، ص 171 و ص 172 .
23 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج 7، ص 94 و ص 95 .
24 . نهج البلاغه، نامه 35 .
25 . بحارالانوار، ج 33، ص 592 .
26 . نهج البلاغه، نامه 61 .
27 . موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج 12، ص 274، به نقل از الارشاد، ج 1، ص 327، الاصابة ج 5، ص 486، تاریخ طبری، ج 4، ص 404، تاریخ دمشق، ج 5، ص 256 .
28 . نهج البلاغه، نامه 38 .
29 . نهج البلاغه، حکمت 443 .
30 . الامالی مفید، ص 83، الغارات ج 1، ص 264 .
31 . ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، ج 3، ص 456 .
32 . همان .
33 . الغارات، ج 1، ص 264، الاختصاص ص 81; تاریخ طبری، ج 5، ص 96، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 410 .