#معرفی_کتاب
شهید فرهنگ
سید مرتضی آوینی در آیینه خاطرات
مؤلف: یاسر عسگری، دفتر نشر معارف، چاپ 1392، قطع رقعی، 175 صفحه
این کتاب روایت 151 خاطره متفاوت از دورههای مختلف زندگی سید شهیدان اهل قلم است که توسط بستگان، دوستان، همکاران، همراهان و همفکران شهید بیان شده است. در ابتدای کتاب، زندگی خودنوشت شهید آوینی آمده و انتهای کتاب به گزیده سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهید ختم شده است. تنوع و تکثر خاطرات به اضافه روایت از زبان افراد و شخصیتهای مختلف، بیانگر وجوه مختلف حیات شهید است که به علاوه صفحهآرایی زیبا، کتاب را خواندنیتر کرده است.
@rahianenoor_news
#کتاب_شهدایی | #معرفی_کتاب
🔅 عارف بارانی ....
🔻 پیکرش را که برگرداندند، رفتم صورت و محاسن قشنگش را بوسیدم. این بار من دستش را بوسیدم. یک عمر او دستم را بوسیده بود، اما این بار من بوسه زدم به دستهایش. این بار من پیشانیاش را بوسیدم. این بار من شاخهگل شکسته و پرپرم را بوییدم. پسرم سفارش کرده بود که او را در فضای آزاد و زیر آسمان دفن کنیم تا وقتی باران میبارد مزارش خیسِ باران شود، چون باران را خیلی دوست داشت. قدم زدن در باران را خیلی دوست داشت. عاشق زیر باران راه رفتن بود؛
✍🏻 به کوشش: #مصیب_معصومیان
🖨 انتشارات شهیدکاظمی
➕ به راهیان نور بپیوندید👇
🆔 @Rahianenoor_News
🔰 #معرفی_کتاب | #کتاب_شهدایی
🔻 خاطراتی از شهید مصطفی کاظم زاده به نقل از همرزم و برادر قسم خورده اش
🌷 شهید مصطفی کاظم زاده در ۹ شهریورماه ۱۳۴۴ در محله شاهپور متولد شد.
➖ به کوشش: #حمید_داوودآبادی
📍توسط #انتشارات_شهیدکاظمی
➕ به راهیان نور بپیوندید👇
🆔 @Rahianenoor_News
#معرفی_کتاب
📚📚عنوان کتاب: #امنیت در حفاظت از شخصیت
🔶در گروه : امنیتی و دفاعی
🔶مؤلفین: احمدرضا فتحی و اسداله صاحبکاری
🔶 نشر:دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)
🔶 رتبه: دوم
🔶 دوره: شانزدهمین
📚 معرفی کتاب
🔺با مطالعه این کتاب که تمام مطالب آن برگرفته از منابع معتبر، گزارشهای منتشر شده مراجع رسمی و یا کتب منتشر شده است، اهمیت انجام اقدامات اطلاعاتی، امنیتی و حفاظتی و آشنایی با تهدیدات حفاظت از شخصیت ها اعم از ترور، بیوتروریسم، عملیات انتحاری، عملیات انغماسی، ربایش و گروگان گیری، تکتیرانداز، بمبگذاری، خرابکاری و... برای خوانندگان محترم مشخص و تبیین خواهد شد.
💢به کانال های رسمی پاسداران اهل قلم بپیوندید👇
📲 https://sapp.ir/ahleghalam1
📲 https://eitaa.com/ahleghalam1
📲 https://chat.whatsapp.com/K53URMCXdC92D7HJmqsNc2
🍂 فرار از دولهتو
روایتی از دوران اسارت یکی از گمنامان «تیپ نیرو مخصوص»
بیش از پنجاه مرد مسلح بالای سرمان بودند. بیشتر از اسلحه، چوب دستشان بود. با قنداق کلاش و چوب افتادند به جانمان. آنچنان وحشیانه به کتفمان میکوبیدند که بهطرف دیگری پرت میشدیم. هیچچیزی جلودارشان نبود. تمام بدنمان زیر ضرباتی بود که بیوقفه و بیامان بر آن فرود میآمد. بدنهای خسته و گرسنهای که سه روز در برف و کولاک با مرگ دستوپنجه نرم کرده بودند. وقتی عدهای از روستاییان خواستند جلویشان را بگیرند، آنها را بهسرعت از آن جا دور کردند.
زیر آن همه کتک، شروع به دادوفریاد کردم: مگه شما شرف ندارید؟ ما نظامی هستیم! ما برای این مملکت اومدیم! فلان فلان شدهها! فکر میکنید کی هستین؟
فریادهای من روی عدهای تأثیر گذاشت و سبب شد تا جلوی بقیه را بگیرند و از آنها بخواهند درباره هویتمان سؤال کنند. ولی نتوانستند راضیشان کنند دست از ضرب و شتم ما بردارند. از این عملکرد غیرحرفهایشان، فهمیدیم از نیروهای رده پایین حزب هستند.
ما را بلند کردند و دستور حرکت دادند. همچنان میزدند و بهطرف روستا میبردند. همینکه وارد روستا شدیم، بهسرعت مردم بومی را متفرق کردند. دویست متر با همان وضع راه رفتیم تا به مسجدی رسیدیم. ما را با همان لباسهای خیس و گلی، با خشونت داخل مسجد پرت کردند. مسجد بزرگی که تقریباً ۱۵۰ متر وسعت داشت. در آن لحظه، فقط توانستم درباره وضعیت زخمیها بپرسم که دستوپا شکسته با زبان فارسی به من گفتند آن دو نفر را برای مداوا به اشنویه بردهاند.
#معرفی_کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 گزیده
کتاب فوتبال و جنگ
◇◇◇◇
جمعیت زیادی منتظر هلیکوپتر آقای رئیسجمهور بودند. دستها سایبان شده بود و چشم به دور دستها دوخته بودند. جوان وقتی جمعیت را دید ناخودآگاه به طرفشان کشیده شد. از صبح در کوچه، پس کوچهها پرسه زده بود. فکر کرد، چه چیزی بهتر از این، شاید در شلوغی میتوانست از آب گلآلود ماهی بگیرد و خرج امروزش را از جیب کسی بردارد. کار هر روزش بود. بالاخره خرج مواد مخدر را باید در میآورد. آب دماغش را به زحمت بالا کشید و میان جمعیت خزید. چندبار خواست دست به کار شود ولی موقعیّت مناسب نبود.
بالاخره مردی را دید که چشم به آسمان دوخته و به تنهزدنها بیاعتناست. تنهای به مرد زد و در چشم به هم زدنی کیف پول مرد را از جیب عقب شلوارش در آورد. تندی خودش را گم و گور کرد تا ببیند چقدر کاسب شده. امّا با دیدن چند برگ کاغذ که آدرس و شماره تلفن روی آنها نوشته شده بود، حسابی دمغ شد. یکهو صدای هلیکوپتری که آرام آرام پایین میآمد، بلند شد. مثل دیگران چشم دوخت به هلیکوپتر. جمعیت دایره بزرگی را خالی میکردند تا هلیکوپتر بنشیند.
****
🔹بر اساس زندگی شهید ناصر کاظمی
🔹تقریظ شده توسط مقام معظم رهبری
🔹ناشر: سوره مهر
🔹نویسنده: محمود جوانبخت
🔹مجموعه کتاب : قصه فرماندهان
#معرفی_کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 گزیده کتاب
مهتاب خیّن
◇◇◇◇
◇ تا آن زمان بین شما و احمد متوسلیان آشنایی و یا ارتباطی ایجاد شده بود؟
لازم است اول یک نکته فرعی، ولی بسیار مهم را همینجا به شما متذکر بشوم: در آن برهه، اکثر شهرهای کردنشین مناطق غرب کشور، در وضعیتی شبیه به حکومت نظامی قرار داشت و در صورت حرکت در معابر و جادهها، به احتمال زیاد، کمین میخوردیم.
خب حالا و در یک چنین موقعیت حادی، به ما خبر رسید در شهرستان مرزی مریوان، پاسدار جوانی معروف به برادر احمد با استفاده از ۷۴ نفر- ۱۴ پاسدار و ۶۰ پیشمرگ مسلمان کرد- توانسته طلسم حاکمیت شبانه ضدانقلاب را بشکند و امنیت خوبی را در آنجا برقرار کند. این برادر احمد، که وصف او را شنیده بودیم، به دلایل زیادی معروف شده بود.
◇ از خصوصیات فردی او هم برای شما توصیف کرده بودند؟
بله. مثلا شنیده بودیم خیلی جدی و تند است. یکی از دلایل معروفیت او هم برمیگشت به این که یک بار، در اوایل آزادسازی مریوان، وقتی یکی از مسئولین نظامی منطقه که به دستور صیاد بایستی در عملیاتی با او هماهنگ میکرد این کار را نکرده بود، احمد متوسلیان سیلی محکمی خواباند زیر گوش او!
خلاصه احمد متوسلیان در بهار ۵۹، خیلی معروف شد بود. ما در سنندج مدام میشنیدیم که میگویند: برادر احمد در مریوان حکومت میکند، اصلا حاکم آنجا، کسی نیست الا احمد متوسلیان!
در سفری که از سنندج به مریوان داشتیم، خدا توفیق داد و اولین بار در ساختمان سپاه شهرستان مریوان، احمد متوسلیان را دیدیم.
#معرفی_کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🏴 #از_حسین_بخوانیم
📚#معرفی_کتاب
✨و اینگونه است زینب✨
✍نویسنده :محمود_سوری
💠📚💠📚💠📚💠📚💠📚
🌟تاکنون برای معرفی و شناخت حضرت_زینب(ع) کتابهای گوناگونی به رشته تحریر درآمده که یکی از بهترین آنها کتاب خصائص زینبیه اثر آیت الله جزایری است.
کتاب واینگونه است زینب نسخه بازآفرینی شده این اثر ارزشمند است تا برای مخاطب نسل امروز و جوانان خوشخوان و روان باشد.
📚لینک دسترسی به کتاب👇👇👇
🔸https://ketabejamkaran.ir/77830
📚 @ketab_Et
18593-fa-shohada-zolfaghar-koli.pdf
14.97M
#معرفی_کتاب
🌹شهدای مدرسه علمیه ذوالفقار🌹
🔹به مناسبت سالگرد شهادت روحانی شهید مصطفی ردانی پور، کتاب شهدای مدرسه علمیه ذوالفقار در سایت کتابخانه دیجیتالی قائمیه قابل دسترسی می باشد. این کتاب در سال ۶۲ تالیف شده و به معرفی و زندگینامه بخشی از شهدای این مدرسه می پردازد.
🔹لازم به ذکر است مدرسه علمیه ذوالفقار در سالهای منتهی به پیروزی و اوایل انقلاب در اصفهان با حدود ۶۰۰ - ۵۰۰ طلبه بوده که با شروع جنگ، اکثریت قریب به اتفاق آنان روانه جبهه شده و قریب ۱۳۰ نفر از آنها به شهادت رسیده اند که بالاترین تعداد شهید در بین مدارس کشور می باشد.
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)👇
📚 @dastanak_ir
🍂 گزیده
کتاب فوتبال و جنگ
◇◇◇◇
جمعیت زیادی منتظر هلیکوپتر آقای رئیسجمهور بودند. دستها سایبان شده بود و چشم به دور دستها دوخته بودند. جوان وقتی جمعیت را دید ناخودآگاه به طرفشان کشیده شد. از صبح در کوچه، پس کوچهها پرسه زده بود. فکر کرد، چه چیزی بهتر از این، شاید در شلوغی میتوانست از آب گلآلود ماهی بگیرد و خرج امروزش را از جیب کسی بردارد. کار هر روزش بود. بالاخره خرج مواد مخدر را باید در میآورد. آب دماغش را به زحمت بالا کشید و میان جمعیت خزید. چندبار خواست دست به کار شود ولی موقعیّت مناسب نبود.
بالاخره مردی را دید که چشم به آسمان دوخته و به تنهزدنها بیاعتناست. تنهای به مرد زد و در چشم به هم زدنی کیف پول مرد را از جیب عقب شلوارش در آورد. تندی خودش را گم و گور کرد تا ببیند چقدر کاسب شده. امّا با دیدن چند برگ کاغذ که آدرس و شماره تلفن روی آنها نوشته شده بود، حسابی دمغ شد. یکهو صدای هلیکوپتری که آرام آرام پایین میآمد، بلند شد. مثل دیگران چشم دوخت به هلیکوپتر. جمعیت دایره بزرگی را خالی میکردند تا هلیکوپتر بنشیند.
****
🔹بر اساس زندگی شهید ناصر کاظمی
🔹تقریظ شده توسط مقام معظم رهبری
🔹ناشر: سوره مهر
🔹نویسنده: محمود جوانبخت
🔹مجموعه کتاب : قصه فرماندهان
#معرفی_کتاب
🔰 معرفی و دانلود رایگان کتاب الغدیر
🔹 اَلْغَدیر فِی الْکِتابِ وَ السُّنّة وَ الْاَدَب، معروف به الغدیر کتابی به زبان عربی با موضوع اثبات امامت و خلافت بلافصل امام علی(ع) در واقعه غدیر، نوشته عبدالحسین امینی است.
🔸این کتاب در ۱۱ جلد تنظیم شده و علامه امینی برای نوشتن این کتاب به کتابخانههای کشورهای مختلف از جمله هند، مصر و سوریه سفر کرده است.
🔹 چنانکه علامه امینی گفته، او بیش از صد هزار کتاب را دیده و بیش از ده هزار کتاب را مطالعه کرده است. نوشتن کتاب الغدیر بیش از ۴۰ سال طول کشیده است.
❇️ برای دانلود رایگان این کتاب می توانید از لینک های زیر استفاده کنید:
۱. جلد اول
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۲. جلد دوم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۳ جلد سوم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۴. جلد چهارم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۵. جلد پنجم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۶. جلد ششم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۷. جلد هفتم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۸. جلد نهم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۹. جلد نهم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۱۰. جلد دهم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
۱۱. جلد یازدهم
🔹 متن عربی 👈 دانلود
🔸 ترجمه فارسی 👈 دانلود
#معرفی_کتاب
#الغدیر
#مبلّغ_غدیر_باشیم
📢 کتاب صوتی "فتح خون"
اثر شهید سید مرتضی آوینی
در شش قسمت بصورت #گزیده
با صدای #بهروز_رضوی
#فتح_خون
#شهید_آوینی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
📗#معرفی_کتاب📗
کتاب فتح خون اثر سید مرتضی آوینی، معجزه ای در روایت گری ماجرای کربلا می باشد.
متن کتاب از دو بخش درهمتنیده، تشکیل یافته است. در بخش اصلی، تاریخ کربلا (از زمان شهادت امام حسن علیه السلام تا واقعه عاشورا) مرور میشود و در بخش دوم، «راوی» وقایع تاریخی را تفسیر میکند.
این کتاب به گواه اکثر خوانندگان منظری تازه به تاریخ کربلا گشوده و ادبیات پختۀ متن و نوع نگاه سید شهیدان اهل قلم به کربلا، زیبایی کتاب را دو چندان کرده است.
👇👇👇