eitaa logo
نوای دل
150 دنبال‌کننده
231 عکس
206 ویدیو
9 فایل
کانال مذهبی اشعار آئینی از شعرای ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
مناجات اگربیقراری بگویاعلی اگرداغداری بگو یاعلی اگرناامیداز همه عالمی اگر غم نداری بگو یاعلی ##### اگر روسیاهی بگو یاعلی اگرپرگناهی بگو یاعلی اگر پادشاه همه عالمی ویا بی پناهی بگو یاعلی ##### اگر غرق دردی بگو یاعلی اگر چهره زردی بگو یاعلی اگردل به آل علی داده ای بدان مرد مردی بگو یاعلی ##### گرافسرده هستی بگو یاعلی زمین خورده هستی بگویاعلی غریبی اسیری دل آزرده ای پدر مرده هستی بگو یاعلی ##### الهی به عشق و وفای علی به احسان بی انتهای علی مرانی مرا امشب از درگهت گدایم گدایم گدای علی ##### الهی به جود و سخا ی علی به سرمایهٔ خاک پای علی مرانم مرانم مرانم خدا گدایم گدایم گدای علی ##### الهی به حق دعای علی به سوز دل و ناله های علی پناهی ندارم به جز لطف او گدایم گدایم گدای علی سلام الله علیه مصطفی نظری طهرانی https://eitaa.com/navayedel1
عرفان کربلا غزل عرض ادب به محضر سلطان کربلا صد بار پس سلام به سامان کربلا بر « لا اله »ختم رسولان نبرده پی هر عارفی نگشته مسلمان کربلا علامه هم نخوانده حروفی ز درس دین تا آشنا نگشته به عرفان کربلا با اضطراب پود جهان را سرشته اند غیر از دمی که بوده پریشان کربلا جسمی بدون روح بود هر عبادتی در آن دمیده تا نشده جان کربلا بعد از دویست سال شد آدم خلاص تا یک قطره اوگریست به عطشان کربلا با آب آب آب شده آبروی آب شرم فرات ریخت به دامان کربلا یک راه بیشتر نبود تا پل صراط بزم عزا برای شهیدان کربلا ای کربلا به غربت زینب تو نوحه کن یک زینب است و شام غریبان کربلا سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی ۱۸ شعبان ۱۴۴۱ https://eitaa.com/navayedel1
⚜ثواب جا مانده ی از زیارت حسین علیه السلام هشام بن سالم: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: کسی که خودش به واسطۀ بیماری یا مشکلی نتواند به زیارت امام حسین علیه السلام برود و در عوض شخصی دیگر را روانه کند(هزینه هایش را بدهد)، چه اجری دارد؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: 1.به ازای هر درهمی که خرج کند، خداوند همانند کوه اُحد برایش حسنه می نویسد. 2.چندین برابر آنچه هزینه کرده را در همین دنیا به او برمی گرداند! 3.بلاهایی را که فرود آمده تا به او برسد، از او می گردانَد و از وی دور می کند و مالش حفظ می شود. هشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع:.. قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ یجَهِّزَ إِلَیهِ وَ لَمْ یخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِیبُهُ لِقِلَّةِ نَصِیبِهِ قَالَ: یعْطِیهِ اللَّهُ بِکلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ- مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یخْلِفُ عَلَیهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ یصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِیصِیبَهُ وَ یدْفَعُ عَنْهُ وَ یحْفَظُ فِی مَالِهِ.[1] پس اگر جا مانده از قافله عشق حسینی علیه السلام در پیاده روی زیارت حسین علیه السلام به هر علتی توفیق نشد. بی نصیب نمی مانیم. چرا که امام صادق علیه السلام بشارت داده است. به شرطی که در مسیر حسین علیه السلام قدم برداریم و برای زائر حسین علیه السلام هزینه کنیم. گرچه به یک درهم و دینار، باشد. 🍃🍃کامل الزیارت، ص129. https://eitaa.com/navayedel1
اربعین و جا مانده ها اربعین است و چگویم که دل وامانده رفت با قافله ٬اما تن من جامانده چند ساعت شده ام خیره به تصویر حرم چشم من مات به آیینهٔ سیما مانده هرم این هروله ها آتش جانم شده است حسرت کرب وبلایت به دل ما مانده دل هوایی شدو پر می کشد این مرغ دلم تا خرابات دلم رفت ولی ٬ پامانده دست من نیست اگر کرب و بلایی نشدم آه ای جمع ٬ بدی در کف منها مانده زائر امشب ارباب مرا هم دریاب به دعاهای شما چشم تمنا مانده همه بر سینه بکوبید پریشان زهراست واحسینا ه بلب حضرت زهرا مانده آه از آتش شرم تو شدم آب حسین دخترت گوشهٔ ویرانه اگر جا مانده سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی جامانده وامانده
علی ولی الله اربعین زبان ساده چل روزه از غم حسین گذشته چل روزه زینب داغ سرنوشته چل روزه که بی سروسامون شده چل روزه آواره و حیرون شده چل روزه که بی داداشی کشیده چل روزه تو بیابونا دویده فراق چل روزهٔ اون سراومد کربلایی پاشوکه خواهراومد کبوترای پر شیکسته اومد پاشوداداش زینب خسته اومد ببین داداش موی سرم سپیده ابرسیاهی روی ماه کشیده ببین داداش شبیه زهراشدم نگو چرا خمیده و تا شدم نپرس چرا رنگ رخم پریده هول و تکون مجلس یزیده خسته شدم داداشی جون ندارم زنده باشم دیگه٬ گمون ندارم آخه صبوری هم اندازه داره ماتم وغم٬ از سرو روم میباره شبای سردو پشت سر گذاشتم داغ تورو روی جیگر گذاشتم پاشو پیرنِه پارتو آوردم یادگاری غارتو آوردم جسارت مردم شامو دیدم آتیشو سنگ روی بامو دیدم آخ نگو با علی ما چی کردن هرچی تونستن به سرش آوردن دلش جیگرش سرشو سوزوندن تو خرابه روی زمین کشوندن ولی رگ حیاتشونو سوزوند خطبه که خوند بزم یزیدو پاشوند حقارت بزم شرابو دیدم سرتو و آه ربابو دیدم رباب هنوز داغ گلوی پارست مونس اون گهواره و قنداقست موج میزنه آب پیشه چشای اون تشنه جیگر میسوزه لبای اون پریشونی از سر و روش می ریزه خانوم خانومات شبیه کنیزه رباب میگه می‌خواد بمونه اینجا ترسم اینه بمیره تک وتنها باغ گل پر پرتو٬ آوردم رقیه نیست کاش جای اون می مردم یادگار روزه اسیری ام نیس امونتیت ٬ عصای پیری ام نیس پرستوی خسته پر خرابه دو هفته ای هست که همون جا خوابه یه دست من شبیه نیلوفره دست دیگّم ٬ هی بی هوا می پره نپرس از ام کلثوم وسکینه روشون نمی شه که برن مدینه منم نمی خوام که برم مدینه چیکار کنم با خواهش سکینه لیلا مثه من پای رفتنش نیس بعد علی٬ جون دیگه تو تنش نیست اگه می رم دلواپس کلثومم می میره بی من خواهر مظلومم داداش دعا کن بعدتو بمیرم دیگه بسه ازین زمونه سیرم چل روزه دل اسیره داغ ودرده چل روزه غم با دل ما چه کرده چل روزه که کباب ماتم شدم چل روزه که مثه یه بید خم شدم چل روزه این دلم به تاب و تبه نگو غریبه اومده٬ زینبه باز من و چل روز غم بیقراری غم فراق و اشگ و آه و زاری چل روزه این دلم هوائی شده بعد چهل روز کربلایی شده چل روزه گُر گرفته تارو پودم چل روزه آب و آتیشه وجودم هرروزه این چل روزه چل سال غمه هرچی بگم چی شد داداش٬ بازکمه نیومدم گله کنم چی دیدم چی به سرم اومده ٬ چی کشیدم این همه ماجرا جزای عشقه دربه دری درد و بلای عشقه به جون خریدم همهٔ غمارو زخم زبون خندهٔ آدمارو نگو چرا موی آشفته دارم هزارتا غصهٔ نگفته دارم اگه بپرسی هم دلم نمی خواد بگم چی شد تو بزم ابن زیاد نمی تونم بگم تو کوفه چی شد چرا صورت بچه هات خاکی شد نگو چرا پاره شده لباسم نگو چرا شیکسته مثه داسم نپرس چرا دستام بالا نمی شه رباب چرا نشسته پا نمی شه نگو چرا حال رباب خرابه هنوز حیرونه مجلس شرابه نپرس چرا موها سرم کم شده گوشواره ها النگوهام گم شده نگو چرا می لرزه دست لیلا آخه بغل کرده سر علی را داداش نپرس تو شهر کوفه چی شد این تنای غرقه شکوفه ٬ چی شد؟ چرا صورتا درب و داغون شده چرا تنا کبودو گلگون شده؟ مردا. رو بام رفتن و سنگ می زدن لباس مارو زنا چنگ می زدن هر کی موی سرخ داره بدم میاد مجلس شامی هارو یادم میاد دسته گلاتو همه رو آوردم سکینهٔ فاطمه رو آوردم رقیه می خواست تو خرابه باشه همش می گفت هوایی باباشه توی خرابه عشقشو نشون داد وقتی می بوسیدش لباتو جون داد اگه که قد خواهرت کمونه خجالت من از برای اونه منو ببخش که چاره ای نداشتم دخترتو٬ خرابه جا گذاشتم حالا که از خزون غصه زردم دعا بکن مدینه برنگردم سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1
اربعین حسینی علیه السلام باغبون چشاتو واکن گل پرپرت رسیده بگو با داداش ابالفضل پاشو خواهرت رسیده چله عزات رسیده اومدم داداشه خوبم دست سالمی ندارم که برات سینه بکوبم دست نگو دو ساقهٔ گل زخم بیداد خزونه تن نگو لالهء پرپر درد قلب باغبونه نکنه با تن زخمیت می خوای از زمین تو پاشی من میام پیشت می ترسم مثه برگ گل سواشی نگی تو هفت آسمون هم ندارم یکی ستاره کسیکه حسین و داره دیگه هیچی کم نداره من مسافری غریبم. هم پیاده هم سواره سوغاتی برا ت آوردم. از خرابه گوشواره سوغاتی برات آوردم داداشی چشاتو واکن هر کدومو که گرفتی. منو با گریه صدا کن گل‌من گلاب آوردم. آب می خواستی آب آوردن تا برات لالایی بگه اصغرم رباب آوردن یه دونه گهواره خالی. مونده رو دست ربابه یه گوشش قنداق خونی. یک گوشش یه جام آبه ضربان دل لیلا. شده با نام تو میزون هی میگه فدات علی جون. بمیرم برات علی جون یه دونه پیرن خونی. که برا تنت بزرگه هر کجا شو که ببینی جای پنجه های گرگه شده اخگر دلامون روضه خونی سکینه بگو بابا بی رقیه چطوری برم مدینه برامون از همه عالم. یه علی بیشتر نمونده اگه چه صورت اونهم آتیشه شامی سوزونده من میگم آمین دعا کن. ای داداش مهربونم وقتی برگشتم مدینه دیگه من زنده نمانم «سلام الله علیهم اجمعین» مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1
«زبانحال جامانده های اربعین» سوارمرغ خیالم شدم به عشق حرم مرابه کرب وبلا می برد ٬چه خوش سفرم پیاله درکف پلک است تابیفشاند به شوق فرصت برگشتنم به پشت سرم چه زود رفت براق وصال همچون برق گرفت فرصت همراهی ازدوچشم ترم پیاده مرکب پامی کشید جسم مرا گرفت دامن دل را لبان نوحه گرم چه مرغ خاطرهءلاابالیی دارم درون گنبدوگلدسته بردبی خبرم چه های وهوی نجیبی چه جوشش بکری چه عطرسیب عجیبی گرفته دورو برم گرفت رعشه دودست دلم که آنجادید خدانشسته به عرش ضریح درنظرم کشیدمرغ خیالم پرش به آینه ای شکست بال و نشدقسمتم دگربپرم لبم لبالب ذکراست و دیده بارانی بدست قافیه افتاد روح محتضرم هنوزمست سرورم هنوزمات حضور نشست مرغ خیالم دوباره پشت سرم مصطفی نظری طهرانی چهاردهم صفر 1437ه ق https://t.me/navayedel1
علی ولی الله اربعین غزل مرثیه هنگام بیقراری یک باغ بید شد وقتی که رعد آمد و طوفان شدید شد خمخانه جوش میزدوساقی سبو سبو مجنون وصل طالب هل من مزید شد این بزم وحدت است توسرو خمیده ای این اتحاد تا قد زینب خمید شد . ای یاس سربریده سرم نذر پیکرت فکر و خیال نیست٬ گلم راکه چید شد تازنده ام نگاه به خنجر نمی کنم چاک این دلم٬ دمی که گلویت بریدشد حرف از نقاب و موی پریشان زینب است عباس شرمسارمرا تاکه دیدشد یک شهر برغریبی من خنده می زدند بنگر چگونه عصمت کبری وحید شد من دختر علیم و با بانگ یاعلی نعره زدم که خصم علی نا امید شد دست مرا سکینه ونجمه گرفته اند بامن نگو چه باعث تاری دید شد چاک لب تو ٬ مات گریبان زینب است این سینه ٬ چاک مجلس شوم یزید شد اسباب ناامیدی من بی حساب نیست کنج خرابه خواهر تو نا امید شد من بی رقیه آمده شرمنده ام حسین آخر سه ساله دخترک تو شهید شد گفتم رقیه عدهٔ دیگر نیامدند بیخود نبود موی سرمن سپید شد پروانهٔ شکسته پرت را حلال کن چند روز زنده ماندن من هم مدید شد آمین زمن دعا زتو ٬ من فکر رفتنم تیر دعا که از دل مضطر پرید٬ شد سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1
علی ولی الله مثنوی اربعین چله آمد دفتر غم بازشد دل به داغ اربعین دمساز شد صحبت یک اربعین کرب و بلاست داستان راستان کربلاست اربعین یاس های پرپراست چلهٔ آلاله های بی سراست اربعین حلق های پاره است داستان غارت گهواره است اربعین ماتم دست قلم اربعین غارت مشک و علم چلهٔ تیرو گلوی اصغر است اربعین گریه های مادراست هرکه با ما میشود چله نشین سینه می کوبد برای شاهدین ما چهل روز است در تاب وتبیم بیقرار غصه های زینبیم چلهء ماه است روی نیزه ها باده نوشی از سبوی نیزه ها داغ این غم تا قیامت باقی است چلهٔ تاراج چشم ساقی است اربعین داغهای بی بیان چلهٔ بی رحمی یک ساربان چلهٔ خم گشتن شمشاد شد اربعین قاسم داماد شد اربعین ماه افتاده درآب چلهٔ خورشیدهای بی نقاب چلهٔ تیر به بازو دوخته اربعین معجرانی سوخته چلهٔ ما چلهٔ خون است و اشک تیرباران کردن ساقی و مشک چلهٔ زنجیر و زخم شانه است سوختن٬ جان کندن پروانه است اربعین صبربی اندازه است داغهای داغ زینب تازه است هرزمان ازغم شکایت می کنم یاد ایام اسارت می کنم وای لیلا کز جفای روزگار شدچهل منزل روی اشتر سوار اربعین یک سبد نیلوفر است لالهٔ پرپر شده با خنجراست اربعین سربه پا انداختن سوختن با داغ دلبر ساختن اربعین آبروی ریخته حسرت جام و سبوی ریخته اربعین غنچه های چیده شد یادبود حنجر پاشیده شد اربعین ناله های لیلی است گوش ناسور از جفای سیلی است اربعین بی وفایی فلک بردل مجروح پاشیدن نمک خندهٔ مستانه از جام غرور حکم ظالم دست جور و پای زور اربعین ماتم ارباب شد این چهل شب قلب زینب آب شد چلهٔ باغ هلاک تشنگی است ماتم لبهای چاک تشنگی است اربعین جسم افتاده به رو است داستان بوسهٔ زیرگلوست چلهٔ تکفیرآل بوتراب خاطرات رفتن بزم شراب چلهٔ بی رحمی و آزارهاست بی حیایی برسربازار هاست اربعین ساختن باسوختن چشم از اجرصبوری دوختن اربعین استقامت بربلا صبرکردن تا وصال کربلا صحبت یک اربعین حیرانی است حرف از هجران یار جانی است کربلا هجران به پایان آمده روز وصل بیقرار ان آمده آه ای سرو شکسته از تبر کاروان سالار آمد از سفر کو زبان پرسش احوال او کس نمی آید به استقبال او خیر مقدم کس نمی گوید چرا زینبا اهلا و سهلا مرحبا وقت رفتن سرو قدش خم نبود چهرهٔ آیینه اش درهم نبود برگهای آرزویش چیده شد این چهل روزه چرا پاشیده شد جور تزویر فلک پیرش نمود آه زینب را زمین گیرش نمود اربعین داغ بداقبالی است بینشان جای رقیه خالی است سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1
نوحه اربعین زمینه ( سبک یا فاطمة الزهرا « سلام الله علیها ») دل داغ مصیبت شد پایان اسارت شد هنگام زیارت شد زینب ز سفر آمد(۲) ای کرب و بلا برخیز شاه شهدا برخیز ساقی تو ز جا بر خیز زینب ز سفر آمد(۲) ای دسته گل پرپر بر خیز ز جا اکبر بهر کمک مادر زینب ز سفر آمد(۲) یک قافله دلخسته پروانهٔ پر بسته سر ها همه بشکسته زینب ز سفر آمد(۲) لبها همه خشکیده دلها همه تفتیده آلالهٔ پاشیده زینب ز سفر آمد(۲) چهل روزه چها دیدند بیداد و جفا دیدند هم طشت طلا دیدند زینب ز سفر آمد (۲) در شام چه غوغا شد غم قاتل جانها شد قد همگی تا شد زینب ز سفر آمد (۲) با خطبه خود سجاد پاشید ز هم بیداد لرزه به ستم افتاد زینب ز سفر آمد (۲) اطفال تو جا مانده زینب شده شرمنده برگشته چرا زنده زینب ز سفر آمد (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی https://t.me/navayedel1