عاشقش بودم ولی یک شب جوابم کرد و رفت
این مَنِ دلداده را مجنون خطابم کرد و رفت
نسخه را پیچید و گفت با من نباشی بهتر است
با همان یک نسخه اش عمری کبابم کرد و رفت
از یکی پرسیدم..
چرا بعضی آدم ها انقدر قشنگ و یهویی میان میشن عزیز قلبت؟
و جوابی قشنگتر از این نداد..
طلوع آفتاب رو دیدی؟
تا یکی دو دیقه قبلش اصلن نمیفهمی که آفتاب کی میخواد طلوع کنه
همه جا تاریکه
ولی در عرض چند دیقه همه جا نورانی میشه
یهویی و عاشقانه..
#دستنویس
#دورتریننزدیکمن
چرا وقتی میفهمند چقدر مهم شدهایم، میروند؟
میدانی، گاهی اوقات، صداقتِ احساس ما، سنگینترین بار میشود.
وقتی ما کسی را به قلب خود راه میدهیم، تمام دیوارها را فرومیریزیم، تمام شک و تردیدها را کنار میگذاریم و به او نشان میدهیم که چقدر برایمان ارزشمند است.
این اوج آسیبپذیری ماست.
آنها نرفتند چون شما کم بودید؛ رفتند چون اهمیتِ شما، برای خودشان بیش از حد بزرگ بود.
این رفتن، شکستِ شما نیست؛ گواهی است بر عمقِ عشقِ شما و کوچک بودنِ ظرفِ آنها.
#دستنویس