می دونید تو جنگهای امیر المومنین علی علیه السلام وقتی دل مردم خالی میشد عمار میومد شفاف سازی می کرد آگاهشون می کرد وقتی عمار شهید شد کسی نبود این بار رو به دوش بکشه تو دل مردم خالی می شد مولاروی سینش می زد میگفت آخ عمار کجاست ؟
تک تک ما اگر علمی داریم باید عمار این انقلاب باشیم
پس وظیفمونه این کار رو انجام بدیم اون دنیااگر گفتن برای ظهور چه کار کردی میگی ترس الکی دروغی رو از دل چند تا شیعه بیرون کردم.
حتی به قدر بچه های خودتم عمل کنی خیلیه.
#مرگ_بر_اسرائیل
#ندای_همت
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🛑 تا شما بودید خط مقدم ما سوریه و لبنان و غزه بود ... نه کوچه خیابانهای مشهد و شیراز و شاهرود و همدان و تهران... 😏
#آه
@nedaye_hemmat🌺
اون روز…
محله بوی آسمون میداد.
نه چون هوا فرق کرده بود،
چون یکی از آسمون برگشته بود زمین…
نگفتن اسمش چیه،نگفتن اهل کجاست،
فقط گفتن: شهید گمنامه
و همین یه کلمه کافی بود دلهامون بلرزه.
مادربزرگا با چادرای مشکی اومدن،بچّهها ساکتتر از همیشه بودن،مردا سرشونو انداخته بودن پایین…انگار هرکدوم دنبال یه جواب میگشتن…
گفتیم:
شاید اسمش «پسرم» بوده….«شاید «برادرم»…شاید هم همون جوونی
که هیچوقت برنگشت خونه…
تابوت که رد میشد
دلهامون جا میموند عقبش.
کسی گریه نمیکرد با صدا،اما همه داشتن میشکستن.
تو گمنام بودی ،اما اون روز محله فهمید
بعضی آدما با بینامی جاودانه میشن…
حالا هر وقت از این کنار پارک رد میشیم
سرمونو میاریم پایین نه از غم…از احترام.
چون میدونیم اینجایه تیکه از بهشت
خاک شده…
حالا
یک سال و چند ماه گذشته از اون روز.
کوچه همونه،دیوارا همونن،اما ما دیگه همون آدما نیستیم.دیگه ازدحام نیست،
زندگی راه خودشو میره
امایه چیزی آروم تو دل این محله
ریشه دَوونده…
گاهی عصرهایکی بیهوا میایسته کنار مزارت،نه گریه میکنه نه حرفی میزنه،
فقط دلش رو میذاره همونجاو سبکتر برمیگرده.
تو هنوز گمنامی اما اسمت بین نفسهامون جا افتاده.
تو شدی قرارِ دلهای خسته،چراغ کمسوی شبهامون.
حالا بعد از یک سال و چند ماه میفهمیم
اومدنت فقط برای تشییع نبود…
اومدی که بمونی که حواسمون رو جمع کنی که یادمون نره این کوچه
شاهدِ چی بوده…
و ما هر روز بیصدا داریم با حضورت
زندگی میکنیم…
#دلنوشته_دلی
#ندای_همت
#پناه
#شهید_گمنام_شهرک_همت