گنبد آسیب دیده حسینیه اعظم زنجان
یِل یاتار طوفان یاتار
یاتماز حسینن پرچمی
زخم برمیداریم اما راه امام حسین(ع)
را ادامه میدهیم...
@rahrezvan
@nephaar
نِـــفـــــــار
گنبد آسیب دیده حسینیه اعظم زنجان یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینن پرچمی زخم برمیداریم اما را
دشمن بزدل ۵۳ هزار جلد کتابخانه سیدالشهدا (ع) حسینیه اعظم زنجان را خاکستر کرد
🔹کتابخانه عمومی و تخصصی سیدالشهدا (ع) حسینیه اعظم زنجان، حوالی ساعت ۵ بامداد امروز در پی حمله دشمن متجاوز، تخریب شد.
🔹کتابخانه عمومی و تخصصی سیدالشهدا (ع) حسینیه اعظم زنجان که شامل مجموعهای بینظیر از کتابهای تخصصی و قدیمی با موضوع امام حسین (ع) بود، صبح امروز (سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵) در پی حمله دشمن آمریکایی -صهیونیستی، تخریب شد. در این حمله، بخشهایی از گنبد و مناره نیز آسیب دید.
@nephaar
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻فوری | سردار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، در جریان بازدید میدانی از چند شهر موشکی، با حضور در جمع نیروهای پای لانچر، به آنان خداقوت گفت.
@nephaar
21.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 آیتالله جوادی آملی: پرچم یک شرف است
🔹اول کسی که در مبارزات، پرچم به دست گرفت و روی پرچم نوشته شده بود: «لا اله الا الله» ابراهیم خلیل بود.
🔹شما مردم هم ابراهیمزادهاید، پیغمبرزادهاید، رسولزادهاید، بزرگزادهاید، بزرگوارید.
🔹ما اگر در برابر شما خضوع میکنیم، اگر در برابر شما اظهار کوچکی میکنیم، برای این است که شما خیلی بزرگید.
🔹من هر وقت این صحنه شبها را میبینم، واقعاً احساس کوچکی میکنم و این پرچم «لا اله الا الله» امروز به دست شماست.
@nephaar
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 رجزخوانی نوجوان عراقی در حمایت از مردم ایران و شهادت قائد امت:
👈 کینه و انتقامی از دشمن داریم که هرگز تمام نمیشود...
▫️ این نوجوان تنها دارایی خود یعنی دوچرخهاش را برای کمک به مردم آسیبدیدهی کشورمان اهدا کرد.
@nephaar
نِـــفـــــــار
من برخلاف معمول بچههای مازندران با تهرانیها هم زود ارتباط میگرفتم و از شناختن آدمهای جدید هیچ اب
سید حسین ازون کارکترهای درونگرایی کاریزماتیکی بود که یکم طول کشید تا بتونم بیشتر بشناسمش... یه پسر خوشتیپ البته نه قد بلند؛ سفید رو با ریشهای ده سانتیمتری بلند مرتب که اگر توی سربازی نبود حتماً فکر میکردم که اتو کشیده است و موهایی که با شماره صفر تراشیده شده بود و هیچ اثری ازش نبود که البته بعد گذشت چند هفته یهویی اون کله براق سفید به کلهی خزانه موهای تازه درآمده تبدیل شده بود و رنگ عوض کرده بود؛ ریش بلند و چهره جدی حسین در قضاوت چند ثانیهای اول شاید یک شخصیت خیلی جدی و ترسناک رو به ذهن متبادر میکرد اما همینکه یکمی با هم گپ میزدیم و حسین شروع به لبخند زدن میکرد، اینجوری که با دوتا هندل کوتاه که صدایی شبیه سرفه داشت، لبهاش از هم فاصله میگرفت و حتی چندتا دندونهای جلوییش هم مشخص میشد و این بشاش شدن چهره توی تمامی اجزای صورتش مشخص بود و البته خیلی هم طول نمیکشید که بعد از اولین معاشرتها این لبخندهای زیبارو هر کسی بتونه ببینیه؛ شخصیت حسین شخصیت مشتیگری بود؛ نحوه نشستنش روی تخت بالایی شماره ۳۰ که وقتی همه داشتیم سر صبحی تند تند کارهای آنکارد رو انجام میدادیم حسین روی تخت مینشست و همینطور که دست راستش روی زانوی راستش تکیه داده بود و آویزون بود با تعجب بچههارو نگاه میکرد؛ وقتی ما آماده میشدیم حسین تازه داشت از تخت میومد پایین؛ به نظر میرسید «سر صبحی باز این چه کاریه» خاصی همیشه توی چشاش بود... یه انتقاد توامان... راه رفتنش اینطوری بود که وقتی قدم بر میداشت کوتاه کوتاه و خرامان خرامان قدم برمیداشت؛ زانوهاش رو خیلی خم نمیکرد و در عوض با هر قدم سرش که معمولا رو به پایین بود به چپ و راست متمایل میشد؛ حرکاتش همیشه آروم بود و اهل شوخیهای پر تحرک نبود و همین جدیت و ریش و آرام حرکت کردن از حسین یک شخصیت جالبی رو توی ذهنم شکل داد؛ اما خب... اینها همهش مربوط به ظاهر حسین بود؛ باید سراغ خلقیاتش هم میرفتم و من طبق معمول میرفتم... یکروز که حسین آنطرف مقبره شهید گمنام تنهایی از محوطه مجاز فراگیرها فاصلهگرفته بود رفتم سراغش... دیدم که خیره به آنطرف دیوارهای آسایشگاه توی سکوت و خلوت ظهر، زیر گرمای آفتاب سوزان تیرماه داره اشک میریزه... حق هم داشت... از فشارهای زیادی که بهش اومده بود و دنیای اونور دیوارها برام صحبت کرد... پدر حسین از سردارهای رده بالایی بود که غرور، استقلال و عدالتخواهی حسین باعث شده بود هیچ وقت نذاره حاجی هیچ جایی سفارشش رو بکنه... بعدا فهمیدم که خود حسین قبلا تو جاهای مهمنظامی کار میکرده که... خب بگذریم! اما ازون روز حسین خیلی عزیزتر شد برام... احساسات پاکی داشت و مرام و مشتیگریش تو مرتبه صد بود؛ برخلاف ریش و استایلی که از خودش ساخته بود مسئولیت پذیر، اهل خودخوری و عذاب وجدان شدید بود؛ مثلا یباری که یه اشتباهی ازش سر زده بود از فرمانده گردان خجالت میکشید و دلش میخواست یجوری فرصتی پیدا بشه که جبران کنه تا از دلش در بیاد؛ بعد از تقریبا ماه اول بود که حسین هم به گروه راهیان میدان تیر اضافه شده بود و هر روز صبح قبل از بخط شدن راهی اونور تپهها میشد که ما سربازهای بقیه گروهان تا روزهای آخر نمیدونستیم اونور تپهها کجاست... من که حسین رو خیلی دوست داشتم هر چندبار از وسط جمعهای پر جم و جوش یه سر به تخت شماره ۳۰ میزدم که معمولا بجای درازکش روی تخت نشسته بود و دو سه نفری دورش باهاش گپ میزدن! سید حسین ازون رفقاییه که شاید دایره آدمهای دورش خیلی نباشند اما برا همون حلقه رفقای نزدیکش ۱۰۰ خودش رو میذاره... ازون مجیدسوزوکیهای مشتی که باید بری توی دلش که ببینی چه دریاییه... مرام و رفاقت و از یه طرف حریت حسین برام تا همیشه ارزشمنده... امیدوارم با همه این سرشلوغیها باز بتونم برادر خوب خودمم رو ببینم... منبعد برای من تهرانپارس فرصتیه که شاید بتونم دوباره ببینمش.. هرجا که هستی؛ سلامت باشی داداش
#روایت_گروهان
@nephaar
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلاشینکفی که سالها همراه رهبر انقلاب بود
@nephaar
❇️ تاکید شدید سردار رستگار پناه در شبکه ۳:
✍️ مردم تحت هیچ شرایطی موقعیت و آمار حملات دشمن را ندهند نه از طریق تلفن ثابت، نه در گوشی همراه و نه در شبکههای مجازی!
اینکه نزدیک ما رو زدند، فلان جا رو زدند، فلان نقطه از فلان شهر برخورد داشته، تأکید دارد که دشمن با تمام توان فنی در حال رصد است و نشونه گیریهاش دقیقتر میشود.
غیر از نقاطی که رسماً صدا و سیما اعلام میکند، هیچ اطلاعات دیگهای را از هیچ طریق مکالمه یا پیام دادن، به اشتراک نگذارید.
@nephaar
عقبنشینی #ترامپدوفیل از ادعاهای اول جنگ: تغییر رژیم ایران هدف امریکا نبود!
رئیسجمهور رژیم تروریستی آمریکا:
تغییر رژیم جزو اهداف من نبود. من یک هدف داشتم: آنها هیچ سلاح هستهای نخواهند داشت و این هدف محقق شده است. آنها هیچ سلاح هستهای نخواهند داشت.
همچنین باز هم تأکید کرده که موضوع #تنگه_هرمز به آمریکا و او ربطی ندارد و مشکل دیگران است و خودشان هم باید حل کنند!
به نظر میرسه داریم کم کم به لحظات ملکوتی لفت دادن ترامپدوفیل از مخمصه و تنها موندن رژیم صهیونیستی در مقابل #جبهه_مقاومت در منطقه نزدیک و نزدیکتر میشیم!
@SaeedTavanarad
@nephaar