eitaa logo
نِـــفـــــــار
544 دنبال‌کننده
891 عکس
1هزار ویدیو
55 فایل
قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ | در جست‌وجوی حقیقت، بدان خواهد رسید M.Sc in Road & Transportation at KHU سرباز امام خامنه‌ای | @rahbar_enghelab_ir علی عباسیان | @aliabbasian
مشاهده در ایتا
دانلود
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻فوری | سردار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، در جریان بازدید میدانی از چند شهر موشکی، با حضور در جمع نیروهای پای لانچر، به آنان خداقوت گفت. @nephaar
21.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 آیت‌الله جوادی آملی: پرچم یک شرف است 🔹اول کسی که در مبارزات، پرچم به دست گرفت و روی پرچم نوشته شده بود: «لا اله الا الله» ابراهیم خلیل بود. 🔹شما مردم هم ابراهیم‌زاده‌اید، پیغمبرزاده‌اید، رسول‌زاده‌اید، بزرگ‌زاده‌اید، بزرگوارید. 🔹ما اگر در برابر شما خضوع می‌کنیم، اگر در برابر شما اظهار کوچکی می‌کنیم، برای این است که شما خیلی بزرگید. 🔹من هر وقت این صحنه شب‌ها را می‌بینم، واقعاً احساس کوچکی می‌کنم و این پرچم «لا اله الا الله» امروز به دست شماست. @nephaar
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 رجزخوانی نوجوان عراقی در حمایت از مردم‌ ایران و شهادت قائد امت: 👈 کینه و انتقامی از دشمن داریم‌ که هرگز تمام‌ نمی‌شود...‌‌ ▫️ این نوجوان تنها دارایی خود یعنی دوچرخه‌اش را برای کمک به مردم آسیب‌دیده‌ی کشورمان اهدا کرد. @nephaar
نِـــفـــــــار
من برخلاف معمول بچه‌های مازندران با تهرانی‌ها هم زود ارتباط می‌گرفتم و از شناختن آدم‌های جدید هیچ اب
سید حسین ازون کارکترهای درونگرایی کاریزماتیکی بود که یکم طول کشید تا بتونم بیشتر بشناسمش... یه پسر خوش‌تیپ البته نه قد بلند؛ سفید رو با ریش‌‌های ده سانتی‌متری بلند مرتب که اگر توی سربازی نبود حتماً فکر می‌کردم که اتو کشیده است و موهایی که با شماره صفر تراشیده شده بود و هیچ اثری ازش نبود که البته بعد گذشت چند هفته یهویی اون کله براق سفید به کله‌‌ی خزانه موهای تازه درآمده تبدیل شده بود و رنگ عوض کرده بود؛ ریش بلند و چهره جدی حسین در قضاوت چند ثانیه‌ای اول شاید یک شخصیت خیلی جدی و ترسناک رو به ذهن متبادر می‌کرد اما همینکه یکمی با هم گپ می‌زدیم و حسین شروع به لبخند زدن می‌کرد، اینجوری که با دوتا هندل کوتاه که صدایی شبیه سرفه داشت، لبهاش از هم فاصله می‌گرفت و حتی چندتا دندون‌های جلوییش هم مشخص می‌شد و این بشاش شدن چهره توی تمامی اجزای صورتش مشخص بود و البته خیلی هم طول نمی‌کشید که بعد از اولین معاشرت‌ها این لبخند‌های زیبارو هر کسی بتونه ببینیه؛ شخصیت حسین شخصیت مشتی‌گری بود؛ نحوه نشستنش روی تخت بالایی شماره ۳۰ که وقتی همه داشتیم سر صبحی تند تند کارهای آنکارد رو انجام می‌دادیم حسین روی تخت می‌نشست و همینطور که دست راستش روی زانوی راستش تکیه داده بود و آویزون بود با تعجب بچه‌هارو نگاه می‌کرد؛ وقتی ما آماده می‌شدیم حسین تازه داشت از تخت میومد پایین؛ به نظر می‌رسید «سر صبحی باز این چه کاریه» خاصی همیشه توی چشاش بود... یه انتقاد توامان... راه رفتنش اینطوری بود که وقتی قدم بر می‌داشت کوتاه کوتاه و خرامان خرامان قدم برمی‌داشت؛ زانوهاش رو خیلی خم نمی‌کرد و در عوض با هر قدم سرش که معمولا رو به پایین بود به چپ و راست متمایل می‌شد؛ حرکاتش همیشه آروم بود و اهل شوخی‌های پر تحرک نبود و همین جدیت و ریش و آرام حرکت کردن از حسین یک شخصیت جالبی رو توی ذهنم شکل داد؛ اما خب... این‌ها همه‌ش مربوط به ظاهر حسین بود؛ باید سراغ خلقیاتش هم می‌رفتم و من طبق معمول می‌رفتم... یکروز که حسین آنطرف مقبره شهید گمنام تنهایی از محوطه مجاز فراگیرها فاصله‌گرفته بود رفتم سراغش... دیدم که خیره به آنطرف دیوارهای آسایشگاه توی سکوت و خلوت ظهر، زیر گرمای آفتاب سوزان تیرماه داره اشک می‌ریزه... حق هم داشت... از فشارهای زیادی که بهش اومده بود و دنیای اونور دیوارها برام صحبت کرد... پدر حسین از سردارهای رده بالایی بود که غرور، استقلال و عدالت‌خواهی حسین باعث شده بود هیچ وقت نذاره حاجی هیچ جایی سفارشش رو بکنه... بعدا فهمیدم که خود حسین قبلا تو جاهای مهم‌نظامی کار می‌کرده که... خب بگذریم! اما ازون روز حسین خیلی عزیزتر شد برام... احساسات پاکی داشت و مرام و مشتی‌گریش تو مرتبه صد بود؛ برخلاف ریش و استایلی که از خودش ساخته بود مسئولیت پذیر، اهل خودخوری و عذاب وجدان شدید بود؛ مثلا یباری که یه اشتباهی ازش سر زده بود از فرمانده گردان خجالت می‌کشید و دلش می‌خواست یجوری فرصتی پیدا بشه که جبران کنه تا از دلش در بیاد؛ بعد از تقریبا ماه اول بود که حسین هم به گروه راهیان میدان تیر اضافه شده بود و هر روز صبح قبل از بخط شدن راهی اونور تپه‌ها می‌شد که ما سربازهای بقیه گروهان تا روزهای آخر نمی‌دونستیم اونور تپه‌ها کجاست... من که حسین رو خیلی دوست داشتم هر چندبار از وسط جمع‌های پر جم و جوش یه سر به تخت شماره ۳۰ میزدم که معمولا بجای درازکش روی تخت نشسته بود و دو سه نفری دورش باهاش گپ می‌زدن! سید حسین ازون رفقاییه که شاید دایره آدم‌های دورش خیلی نباشند اما برا همون حلقه رفقای نزدیکش ۱۰۰ خودش رو می‌ذاره... ازون مجیدسوزوکی‌های مشتی که باید بری توی دلش که ببینی چه دریاییه... مرام و رفاقت و از یه طرف حریت حسین برام تا همیشه ارزشمنده... امیدوارم با همه این سرشلوغی‌ها باز بتونم برادر خوب خودمم رو ببینم... منبعد برای من تهرانپارس فرصتیه که شاید بتونم دوباره ببینمش.. هرجا که هستی؛ سلامت باشی داداش @nephaar
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلاشینکفی که سال‌ها همراه رهبر انقلاب بود @nephaar
توصیه سردار شهید تنگسیری به یکی از نیروهایش با دستخط خود ایشان @nephaar
❇️ تاکید شدید سردار رستگار پناه در شبکه ۳: ✍️ مردم تحت هیچ شرایطی موقعیت و آمار حملات دشمن را ندهند نه از طریق تلفن ثابت، نه در گوشی همراه و نه در شبکه‌های مجازی! اینکه نزدیک ما رو زدند، فلان جا رو زدند، فلان نقطه از فلان شهر برخورد داشته، تأکید دارد که دشمن با تمام توان فنی در حال رصد است و نشونه‌ گیری‌هاش دقیق‌تر می‌شود. غیر از نقاطی که رسماً صدا و سیما اعلام می‌کند، هیچ اطلاعات دیگه‌ای را از هیچ‌ طریق مکالمه یا پیام دادن، به اشتراک نگذارید. @nephaar
توییت مهم سید مجید از نابودی خلبانان آمریکا (امروز) @nephaar
عقب‌نشینی از ادعاهای اول جنگ: تغییر رژیم ایران هدف امریکا نبود! رئیس‌جمهور رژیم تروریستی آمریکا: تغییر رژیم جزو اهداف من نبود. من یک هدف داشتم: آنها هیچ سلاح هسته‌ای نخواهند داشت و این هدف محقق شده است. آن‌ها هیچ سلاح هسته‌ای نخواهند داشت. همچنین باز هم تأکید کرده که موضوع به آمریکا و او ربطی ندارد و مشکل دیگران است و خودشان هم باید حل کنند! به نظر می‌رسه داریم کم کم به لحظات ملکوتی لفت دادن ترامپدوفیل از مخمصه و تنها موندن رژیم صهیونیستی در مقابل در منطقه نزدیک و نزدیک‌تر می‌شیم! @SaeedTavanarad @nephaar
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هفته اول جنگ ۱۲ روزه چند نفر از رفقا جمع‌شدیم که کار فرهنگی بکنیم، درست تو لحظه‌ای که رفقا حواسشون پرت رصد لحظه‌ای اخبار جنگ شده بود و داشتند بلند بلند زمزمه می‌کردند تا بقیه هم بدونن که الان دقیقاً کجاها رو دارن می‌زنن و ما داریم کجاهارو می‌زنیم و اینا... یکدفعه حاجی وارد شد و یه حرف مهمی زد که هنوز آویزه گوشمه: «چیه نشستید خبر می‌خونید رفقا؟! جنگه دیگه.. اونا می‌زنن.. ما هم می‌زنیم.. شهید می‌دیم... کشته می‌گیریم... لحظه‌ای می‌خونید که چی بشه؟ پاشید رفقا... پاشید کار خودتون رو انجام بدید... وظیفه خودتون رو وسط جنگ پیدا کنید... به وظیفه‌تون عمل بکنید... وظیفه‌تون خبر خوندن که نیست... وظیفه‌تون جای دیگه‌ایه» راست می‌گفت حاجی، ما گرفتار خوندن خبر بودیم و درش متوقف شده بودیم؛ یادمون رفته بود که ما هم نقش داریم... اون روز من فهمیدم که پیدا کردن وظیفه و بعد عمل کردن به اون حتی از خود پیروزی در جنگ هم مهم‌تره؛ درست همون درسی که امام خمینی هم به ما داده بود: ما مأمور به انجام وظیفه‌ایم، نه مأمور به نتیجه؛ اینکه وظیفه‌مون رو پیدا کنیم؛ و در زمان خودش، به موقع انجامش بدیم... حالا اما من با دیدن تصاویر این مردم در میدان، این مردم در زیر باران و سیل و موشک، این زن و مرد و پیر و جوان مبعوث شده انقلاب اسلامی، طوری که نیمه‌شب‌ها پرچم‌ مقدس چهل و هفت ساله عزیزتر از جانشون رو به رخ جهانیان می‌کشونند و لحظه‌ای وظیفه‌ تاریخی‌شون رو ترک نمی‌کنند، به وجد میام و احساس شوق و غرور دارم؛ این ملت علمدار که امروز با وظیفه‌شناسی‌شون، صفحه‌ای درخشان رو در دل تاریخ می‌نگارند؛ این ملت مبعوث شده! @nephaar
نِـــفـــــــار
🔴 سپاه پاسداران: از این پس به ازای هر ترور، یک شرکت آمریکایی منهدم خواهد شد 🔹هشدار سپاه پاسداران به
جنگ‌نوشت| اینبار اگر خبر ترور یا شهادت یکی از مسئولان نظام تأیید شود می‌بایست منتظر انهدام یک شرکت از شرکت‌های آمریکایی ICT و AI آمریکایی باشیم! @nephaar