🔴تلفات جستجوی خدمه جنگنده F-15:
- دو هواپیمای ترابری MC-130
- یک هواپیمای تهاجمی زمینی A-10
- یک بالگرد MH-6
- دو بالگرد HH-60G Pave Hawk آسیب دیدند
سنگ پای قزوین شعب آمریکا: به گفته خودشون گفتن که پیروز شدن! اینا شکستشون چجوریه؟
@nephaar
🔺واکنش توییتری قالیباف به از بین رفتن هواپیما و بالگردهای آمریکایی:
🔸آمریکا اگر سه تا پیروزی دیگر شبیه این به دست آورد، به کلی نابود خواهد شد!
پ.ن: اینجوری که دکتر قالیباف داره با روان آمریکاییها بازی میکنه، حسن روحانی با روان ما بازی نکرده! خدایی دمش گرم!
@nephaar
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا برنو کار نمیکند شاید اگر در این نقطه یک مسلسل سنگین بود حتی یک دوشکا بود شاید اثرش چند برابر میشد... این مسئله نشان میدهد چقدر توزیع تسلیحات در گستره ایران و مسلح شدن بسیجهای محلی و پاسگاههای انتظامی و نیروهای امنیتی به تسلیحات نیمه سنگین در شرایط جنگی کاربرد دارد.
@nephaar
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخ آخ آخ...
مهم برای این لحظات! ببینید امام خمینی درباره اظهارنظر علنی درباره جنگ چی فرموده! حجت تمام شد؟!
نظرتون مال خودتون!
نظرتون هر چی هست اعلام نکنید.
شما مطلع نیستید از کیفیت جنگ!
شما خیال میکنید خدمت میکنید!
@nephaar
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام شهید:
آمدند، نجس شدند، برگشتند ...
@nephaar
🔴 کاربر آمریکایی : ما کشور اشتباهی را بمباران می کنیم
کنایه از توهین به حضرت مسیح در حیفای اسرائیل و احترام به ایشان در ایران
@nephaar
نِـــفـــــــار
توی دنیای امروز دهه هفتادیها اگر بگردیم میرسیم به کلی آدم از شکست برخواسته و بر نخواستهای که جبر
یکی دیگه از کارکترهای خاص گروهان ما جناب دکتر جاناتان بود؛ دکتر جاناتان یا همون برادر نوری یه پسر خیلی لاغراندام تقریبا قد کوتاه با چشمهای بادامی و ریش خلوت سه تیغ و یک عینک مستطیل شکل بود که صورتش با شرق آسیاییها هیچ فرقی نداشت؛ دندانهای نسبتا درب و داغون و رفتار منتقدانه که دائما با نشخوار درونی و با صدای آروم به همهچیز و همه مربیا فحش میداد و هیچ ابایی ازینکار نداشت باعث شده بود که بنظرم هیچ یک از رفقا از ابتدا خیلی جدیش نگیره... البته که جمعگریزی خود جناب جاناتان هم درین گوشه نشینیها بیتاثیر نبود؛ برای من هم جاناتان خیلی شخصیت جذابی نبود تا اینکه از تحصیلات تخصصیش صحبت به میان آورده بود؛ یروزی که روی بالکن یسری داشتند کفش واکس میزدنن و یسری دیگهم داشتن فرصت بعد از غروب آفتاب تا خاموشیشون رو روی بالکن نفس میکشیدن برادر نوری هم زبونش وا شده بود و از ممبرینهایی که برای زیردریاییها طراحی کرده بود که امواج سطح آب را نویز گیری و تقویت میکرد و به دست اپراتورهای اون زیر آب میرسوند صحبت کرد! یک پروژه بسیار تخصصی که برای وزارت دفاع کار شده بود! این سطح از تخصص ابدا به ظاهر جناب جاناتان نمیخورد! حتی یادمه یک تیکه از اون قشایی که طراحی کرده هم توی کیف پولش بود و به ما نشون داد! ازون روز بود که تخصص جاناتان شخصیتش رو برام جذابتر کرد و بیشتر رفتم توی نخش... شخصیت خاص و متفاوتی داشت؛ مثلاً بدلیل فیزیکش که وقتی میدیدیش حتی فکر نمیکردید که بتونه یک کلاشینکف هم همراه خودش حمل بکنه اما خب... با همه درد زانوش و رفت و برگشتهاش با بهداری یکی از نفرات رقم زدن اون حماسه آتش و حرکت دکتر راستین همین جناب نوری بود و تا انتهای دوره با ما آمد؛ یا مثلاً وقتی فرمانده گروه شده بود و تو شبهای اردو تا صبح کشیک میداد و بالا تا پایین همگروهیهاشو به فحش میکشید که پفیوزا گرفتن خوابیدن و تنهایی جای همه بیدار بود و پست میداد! جناب نوری برای من دوستداشتنی و جالب بود! ما با هم زیاد حرف زدیم... وقتی داشتم شماره تلفن رفقا رو میگرفتم شمارهشو بهم داد ولی گفت دوست ندارم توی گروه بمونم و علاقه نداشت ارتباطش با همه رفقا ادامه دار بشه... اما به من اعتماد داشت و حتی ایمیلش هم داد که اگر از ایران رفت یا شمارهش تغییر کرد ارتباطمون قطع نشه؛ ساعتها از گذشته سختش گفت که مجبور شد هفت سالی تنهایی توی تهران کار بکنه و اتفاقات بعضا دردناکی که پشت سر گذاشت... از فقر و نوشتن پایاننامه و برگزاری کلاسهای خصوصی زبان گرفته تا نوشتن مقالات تخصصی... وقتی گفت بالای ۲۰، ۳۰ تا مقاله آی اس آی داره تا نیامده بودم میاندوره و چک نکرده بودم باورش برام خیلی سخت بود؛ برادر نوری خیلی خسته نشون میداد؛ اصالتاً گنبدی و اهل تسنن بود اما برای کم حاشیه بودن و اینکه از اساس آدم مذهبی نبود ابدا براش مهم نبود و بزبون هم نمیآورد که پدر و مادرش سنی بودند! آیلتس ۸ و سالها تنهایی زیستن و متمرکز غرق مقالات بودنش باعث شده بود اساساً انگلیسی فکر بکنه و یکی از تیکه کلامهاش دائما گفتن همین «اوکی؟» بود... اینطوری که هرچند کلمه جهت تایید گرفتن از مخاطب میگفت اوکی؟ محمد مدت زیادی افسردگی داشت و همین باعث شده بعد از اون شکست عشقی که تجربه کرده بود رساله دکتریش رو هم رها بکنه... حتی اون پروژهای که بابتش بیش از یک سال کسری خدمت گرفته بود هم بیخیال بشه و عدم پیوستگی توی خدمت اومدنش باعث شده بود اون هم بپره... شخصیت عجیب کد نویسی شده در یک عالم محصوری که خودش طراحی کرده بود! میگفت تنها چیزی که اینجا اذیتم میکنه احساس اینه که من نمیتونم طول روز هیچ یک از مقالاتم رو تا حدودی پیش ببرم... و کار علمی بکنم! کاری بود که سالها به طور روزانه انجام میداد! احساس بیهودگی براش اینطوری تعریف میشد! شاید پرداختن به این وجوه جناب جاناتان برای دیگر رفقای ما عجیب باشه و احتمالا اکثر رفقا اتفاقات بانمک گیر دادن مربیا به قیافهش که برخی جومونگ... یکی هم که گفته بود جاناتان تو ذهنشون مونده؛ و یا اینکه ایشون هم یکی از اون اضلاع مربع بچههای لشکر نصری روز آخری بود! خلاصه اما گروهان آموزشی ذاتش همینه! جمع شدن آدمهایی که شاید اگر اینجا نبودند، نه البته دوماه... حتی یک روز هم انتخابمون نبود که کنار هم باشیم... اما برای من که شیرین بود؛ امیدوارم برادر جاناتان عزیز هم هرجا هست، بهترینها براش اتقاق بیافته... چراکه شخصیتی واقعبین، منصف و سختی کشیده بود؛ دوست عزیز خسته و خوابالودی که صبحها بعد از صبحانه وقتی چفیه میکشید روی خودش و یه گوشه میخوابید آدم فکرشو نمیکرد یه موجود زنده اون زیر حضور داره؛ درست مثل شخصیت انزواطلب خودش! امیدوارم حالش خوش، راهش هموار و عاقبتش بخیر باشه
#روایت_گروهان
@nephaar
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام شهید | این نقشه طبیعی بشر است، بینی امپراتوریهای بزرگ به خاک مالیده خواهد شد.
@nephaar