با یکی از بچهها رفته بودیم گلستان شهدا،رسیدیم سر مزار یه عزیزی
گفت: بشینیم واقعا ؟ خاکی میشیما...
گفتم:بشین بابا،خاکی باش که علی ابوتراب است.
بچه هنوزم که هنوزه بهم مسیج میده میگه سلام خااکی:)🥲😂
هدایت شده از بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان
🔰 #عهد_اقدام
ویژه برنامه «دوربین، حقیقت، شهادت»
🖥 ارتباط زنده با غزه
🇵🇸روایت جنایت و نسل کشی در غزه
👤 میهمان ویژه برنامه:
ابوالیمان الشیشانی
_ نقاش و هنرمند فلسطینی
_ روایتگر و فیلمبردار نسل کشی در غزه
🗓 زمان: شنبه ۶ دیماه
_ ساعت ۱۹ به وقت #ایران
_ ساعت ۱۷:۳۰ به وقت #غزه
📍در بستر فضای مجازی اسکای روم
📌همراه با روایت لحظات حساس و سخت در غزه
#هسته_بینالملل
|بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان|
📱ایتا | تلگرام | اینستاگرام | توییتر
هدایت شده از اشاره های ناخوانا
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اِمام حُسين عَليهِ السَلام مِن كَلامِهِ يَومَ عاشوراءَ:
ألا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ
فرمود: هان! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است: ميان شمشير و تن دادن به خوارى. و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم.
#ببینید
🎥 ...رقص مرگ...
#بازنشر
به ساز فتنه و آشوب، چنگانگیز میگردیم
به رقص مرگ پاکوبان پی چنگیز میگردیم
سری پر دردسر داریم و سامانش نمی خواهیم
ز خون سربدارانیم و حلقآویز میگردیم
تمنای پدر آن مُلکِ لایَبلای شیطان بود
ولی ما ساکن بلوای آفتخیز میگردیم
ز مشرق تا به مغرب ترک تازانه خروشیدیم
برو خورشید! ما خود شمس این تبریز میگردیم
نه آن خاکیم کز باران به کشتی در پناه آییم
هوادار بلا هستیم و طوفانخیز میگردیم
تو با صد اِنیکاد آیی برون از خانه؛ اما ما
به میدان گر ببارد تیر، بیتعویذ میگردیم
حساب ترس با ماها حساب جن و بسم الله ست
پیِ ابلیس ترس خود به تیغ تیز میگردیم
دگر رفت آنکه ظالم را حوالت با قیامت شد
بِدَم در صورِ جنگ ای جان که رستاخیز میگردیم
سعید صاعدی
۱۵/مرداد/۱۴۰۳
@EshareNakhana
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🗞 ردِّ پای اجنبی در آشوب مسلّحانه
📝 بررسی نقش سرویسهای امنیتی خارجی در آشوبهای اخیر کشور موضوع اصلی دویست و سومین شماره روزنامه اینترنتی «صدای ایران» است.
✍️ سرمقاله این شماره را از اینجا بخوانید.
📥 دریافت نسخه PDF
🔎 مشاهده شمارههای قبلی روزنامه اینترنتی #صدای_ایران 👇
https://farsi.khamenei.ir/tag-content?id=26358
هدایت شده از اصفهان - خبرگزاری فارس
اسامی شهدای مدافع امنیت سپاه و بسیج استان اصفهان
🔸اسامی و تمثال مبارک شهدای مدافع امنیت اصفهان از سپاه و بسیج استان که به دست عوامل تروریستی اغتشاشگر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
@isffarsna - Link
هدایت شده از حوزه هنری انقلاب اسلامی
🔹شعر #میلاد_عرفانپور برای معلم شهید حسین بابری
زیباتر از زیباشدی، آقامعلم
تصویر عاشورا شدی، آقا معلم
هم سالها پروانۀ نور حسینی
هم شمع جمع ما شدی، آقا معلم
آنشب چه شد دکتر به بالینت نیامد
آنشب چه شد تنها شدی آقا معلم!
آقا خودم دیدم تو هم لبتشنه رفتی
چون حضرت سقا شدی آقامعلم
زخمی به پهلو داشتی، زخمی به بازو
خود، روضهی زهرا شدی، آقامعلم!
یک لحظه دیدم باوجود زخمهایت
چون رستم از جا پاشدی آقا معلم
از شوق فردا گفته بودی، شوق رفتن
امشب خودت فردا شدی آقا معلم
معلوم شد دیگر، چرا اسمت حسین است
با رفتنت معنا شدی آقا معلم
ممنون که برگشتی کلاس درس، ممنون
موضوع این انشا شدی، آقامعلم
🆔 @hozehonari_ir
عرضم به خدمتتان که ، خیلی وقت است که قلم ملتمسانه صدایم میکند که بیا و کاری کن. از همان محشر پنجشنبه تا حالا که تسلیم شدهام.
نمینوشتم چون نمیدانستم که از کجا باید شروع کنم و به کجا برسانم،از کدامشان بگویم که حقی اجحاف نکنم و از کدام کلمه برای خودم به سمتشان پل بسازم که مستحکم باشد و نلغزد.
اما عجیب شب هایی به صبح رسید...
این چند وقت ، بند خانه نبودم،نه من گمان میکنم از قماش من هیچکس بند خانهاش نبود.
اینکه در خانهات نشسته باشی،و در همان حال در خیابان سر از تن کسی برداشته شود ، یا چون یزیدیان هر کس با چیزی بر سر کسی بکوبد؛ بند دل آدمی را میدرد.
خاصه میخواستم از کسی یاد کنم ، بچه بسیجیِ محل خودمان بود.
محل زندگیاش اصلا این طرف ها نبود ، آمده بود که بسیجی بودنش را اینجا معنی کند.
از خانهی ما تا محل معراجش فقط پنج تا ده دقیقه راه است چه بسا کمتر.
میگویند که هر کس با هر چه توانسته زده...
به این می اندیشم که عجب معراجی بود معراج عاشوراییِ حسین ، از کربلایش بگیر تا همین وطن خودمان _ ایران خودمان _
وقتی که رهایش کرده اند زنده بوده،از نزدیک اخبار بیمارستانش را دنبال میکردیم که خبر رسید که تمام شده...
وقتی خبر رسیده بود که زنده مانده،امید داشتم که بماند.
اما جراحت ها،رفتنیاش کرده بودند.
از تصویرش،چشمانش را فراموش نمیکنم؛شهید چشمان زیبایی داشت ، آنقدر زیبا که نمیدانم آن وحوشِ افسارگسیخته چطور دلشان آمده قمههایشان را به خون چهرهاش تر کنند.
نمیدانم از خانه که بیرون میآیم ، به آنجا که برسم چه باید بکنم؟ به کجا نگاه کنم که عاشورایش به چشمم نیاید، به چه گوش کنم که صدای جان دادنش به گوشم نرسد ، چه چیزی بو کنم که بوی خونش مشامم را پر نکند.
کاش شرمندهات نشویم آقا،کاش از پس وظیفهیمان بر بیاییم،کاش جا نمانیم از این قافله که قافله سالار حسین است.
خودمانیم ها؛ عجب صبری دارد خدا...
دعا میکنم ، که این درد را پایانی نباشد ، پایانی نباشد که از خاطرمان نرود ، از خاطرمان نرود که باز هم از خون جوانان وطن لاله دمیده...
در آخر آمین گفتن به دعایی عزیز را میسپارم به شما و والسلام.