Marina full body...
I HATE IT IT'S SO UGLY EWWW
Tags: #Marina (๑ᵔ⤙ᵔ๑)
Base: used ♡ 𝒬◌࣭✿⃘ٜܿ𝇁𝇁๋ꥈּ݀݀ ּ݀
ּ ׅ___۪_݂ ּ ׅ___۪_݂
☆☆☆☆☆⎯ִᛧ⃘◌ֵׄ🌬 @nightfever
اسم: مارینا تسوتایوا / Marina Tsvetaeva
تاریخ تولد: ۱۶ مهر / ۸ اکتبر
Mbti: ENTP ,, 5w4
القاب: آنا (اسم هویتی که یه مدت ازش استفاده میکرد) ، ماری/رینا (مخفف اسمش که بیشتر توسط نیکولای اینجوری صدا میشه) یادُویتینا / yadovityna (به معنی مسمومیت ، زهر ، سم. یادویتینا اسم شکل اولیه مارینا ، یعنی قبل از طلسم شدنش ، هست.)
سن: نامشخص
قد: ۱۷۶
ویژگی های شخصیتی: با اعتماد به نفس ، باهوش ، رک ، شوخ طبع ، باهوش ، پر سروصدا ، لجباز
سازمان: تنزل فرشتگان
علایق: اذیت کردن کسایی که دوستش داره (It's her love language, hehe) ، برف و هوای سرد ، چیزای براق و شلوغ ، چیزای شیرین (مخصوصا شکلات) ، حیوانات
تنفرات: چیزای کثیف ، کسایی که جلوی راهش قرار بگیرن ، رنگای جیغ ، چیزای لزج ، درد
ملیت: روس🇷🇺
گرایش: بایسکشوال
افراد نزدیک:
- فئودور (love interest ، همسری؟🤔)
- نیکولای (دوست جونی ، ولی بعضی وقتا میره رو مخش.)
- سیگما (از نظر سیگما که زیاد بهم نزدیک نیستن ولی مارینا از اذیت کردنش خوشش میاد)
- سیلویا (مثل خواهرشه ، وقتی اون رو نجات داد تا یه چند سالی مجبور بود ازش مراقبت کنه ولی بعدش از هم جدا شدن.)
◌𖫰𖫰ּ࣭ׅ࣪࣪♱𝆬࣪ — موهبت: به وجد آمدن (Enraptured)
این توانایی یه نوع توانایی ناتوانسازی هستش که درواقع یه انرژیه که هویت اصلی مارینا به اون انرژی مرتبطه. این توانایی به مارینا اجازه میده تا با لمس کردن طرف مقابل ، روی اون یه نفرین بزاره که اون نفرین باعث میشه که طرف گیج ، سردرگم و ناتوان بشه. کسایی که نفرین میشن احساس سرگیجه ، از دست دادن تعادل ، و تاری دید رو تجربه میکنن. توی شرایط وخیم تر ، به جنون میرسن و دیوونه میشن. همچنین ، مارینا میتونه انرژیش رو از دستاش به هر وسیله ای که لمس کنه منتقل کنه ، و اگه هرکسی به اون وسیلهی به اصطلاح "نفرین شده" دست بزنه اون هم نفرین میشه. این موهبت باعث میشه که فرد نفرین شده قادر به حرکت و نشون دادن واکنش مناسب نباشه و دربرابر حملات آسیب پذیر باشن. این توانایی وقتی که مارینا یه روح بود قدرتمند تر بود ولی الان به دلیل محدودیت های بدن انسان نمیتونه از کل اون انرژی استفاده کنه و فقط میتونه از ۸۰ درصدش استفاده کنه که شامل همون موهبت الانش میشه.
گذشته:
چون الان مربوط به گذشتش میخوایم صحبت کنیم ، بیاین جای مارینا بهش بگیم "یادُویتینا" یا "تینا"
خب ، بیاین برگردیم به چندهزار سال پیش ، یادویتینا یه جادوگر یا ساده تر بگم ، یه روح سرگردان بود. مردم اروپا از یادویتینا وحشت داشتن چون بر این عقیده بودن که هرکس یادویتینا رو ببینه روز بعدش به طرز وحشتناکی مریض میشه و میمیره. و خب واقعا هم همین بود ، یادویتینا هرکسی که اون رو میدید رو نفرین میکرد و طرف مریض میشد میوفتاد میمرد. وحشت ، بیماری ، کمبود دارو و شایعه پراکنی کل اروپا (به خصوص روسیه و سایر اسلاو ها) رو برای حدود ۲۰۰ سال تسخیر کرده بود ؛ تا اینکه یه بزرگواری به اسم وِدما اومد و روی یادویتینا یه طلسم انجام داد و روحش رو توی بدن مردهی دخترش زندانی کرد (این که چرا و فلان و فلان رو بعدا میگم)
و خب ، بعد از اون اتفاق ، یادویتینا چارهای جز زندگی کردن نداشت. از اونجایی که یه روح بود و توی بدن اون دختره زندانی شده بود ، هیچوقت به دلایل طبیعی نمیمرد ، هیچوقت پیر نمیشد و برای همیشه توی اون بدن حدود ۲۹ ساله زندانی بود. حتما الان پرسیدین که چرا خود#//کشی نکرد؟ خب ، باید بگم که یادویتینا اصلا تحمل درد رو نداره و یکی از دلیلاش همینه ، چون خود&*<^×کشی درد زیادی داشت نمیخواست انجامش بده. دلیل دوم ، از روح بودن خسته شده بود و به نظرش زندگی تو بدن انسان جالب میومد. و خب ، توی ۱۰ سال ، یادویتینا تونست کل اروپا رو بگرده و یه ظاهر جدید و یه اسم جدید و یه هویت جدید برای خودش ساخته بود ، و اسم خودش رو گذاشته بود "مارینا تسوتایوا". خلاصه ، چند صد سال زندگی کرد و هر دفعه هم تو کشورای مختلف (کل اروپا و نصف آسیا رو گشته بود)
خب خب ، میرسیم به یکی از اصلی ترین و تاثیر گذار ترین بخش زندگیش ، یعنی وقتی که مارینا به آمریکا سفر کرد.
وقتی مارینا به آمریکا سفر کرد ، زیاد پولی نداشت و به سختی اونجا دووم میاورد ، تا اینکه یه روز وقتی داشت دور و بر واشنگتن میچرخید بغل کلانتری یه اعلامیه دید که راجب یه دختر گمشده توی جنگل های اطراف واشنگتن بود و پلیسها برای پیدا کردنش مبلغ 1000 دلار رو میدادن. مارینا ، با دیدن اون عدد ها جوگیر شد و تصمیم گرفت که بره اون دختر رو پیدا کنه. مارینا رفت و تقریبا کل جنگل هارو گشت ، تا اینکه توی یکی از جنگلها یه آزمایشگاه بزرگ و متروکه دید و حسش بهش گفت که دختره توی اون آزمایشگاه هستش. خلاصه ، رفت داخل آزمایشگاه رو چرخید و از زیر زمین یه سری صدا هایی شنید ، رفت زیر زمین و فهمید که یه سری بچهی بدبخت بیچاره رو جمع کرده بودن داشتن روشون آزمایش های غیرانسانی انجام میدادن تا موهبت هاشون رو دستکاری کنن یا موهبت رو ازشون بگیرن. حالا وارد جزئیات نمیشیم و فقط بدونین که مارینا اون دختر رو نجات داد و چون اسمش رو نمیدونست اسمش رو گذاشت "سیلویا". خلاصه ، اولش میخواست سیلویا رو یه راست ببره ژاپن ولی دید حال روحی و جسمی سیلویا خوب نیست تصمیم گرفت که ازش یخورده مراقبت کنه (پول رو هم پلیسها بهش دادن بعدش آدرس خونه خانواده سیلویا رو بهش دادن تا ببرتش اونجا) بعدش سیلویا رو برد ژاپن و خودش یه سری اتفاقات پیش اومد و به تنزل فرشتگان پیوست و دیگه سیلویا رو ندید.
ּ ׅ___۪_݂ ✿𐇽 #Marina #info
𝐶𝐻: https://eitaa.com/nightfever