حقیقت اینه که ما همیشه دنبالِ یه جور “قطعیت” هستیم؛ یه اطمینانِ مطلق که بدونیم چی درسته، چی غلط، چی به نفعمونه، چی به ضررمون. ولی زندگی خیلی وقتها پر از ابهامه؛ پر از انتخابایی که هیچکدومشون صد در صد درست نیستن. و اینجاست که دل میزنه به دریا. اون ریسکِ کوچیکی که میکنیم، اون قدمی که برمیداریم بدونِ اینکه صد در صد مطمئن باشیم، همون چیزیه که زندگی رو هیجانانگیز میکنه. خیلی از بهترین تجربهها و قشنگترین خاطرههای ما، از دلِ همین تصمیمهایِ غیرِ حسابشده در اومدن. انگار که ذهنِ منطقی ما رو به سمتِ امنیت هل میده، ولی قلبِ ما دنبالِ تجربههایِ تازهست، حتی اگه با خطر همراه باشن.
جدیدا نسبت به همهچیز یک حس متمایل به حوصله نداشتن دارم. انگار روزامون عادیه ولی نیست. حس میکردم فقط خودم تو همین حالت بهسر میبرم تا یکم نگاه به اطرافم کردم دیدم نه انگاری فقط من نیستم. بهشدت نیازِ اراده و تو وجودم حس میکنم تا دوباره تعادل زندگی و بدست بیارم.
میدونید الان چی دیدم؟ یکی وقتی که گوشیم دستش بود و من کنارش نبودم ، از خودش یه فیلم گرفته. توش کلی بوس و بغلم کرده و آخرِ فیلم بهم گفت هروقت حالت خوب نبود اینو ببین خوب شی. خواستم بگم فیلمش یه لایکِ قرمز خورد و رفت تو موردعلاقهترینام.