فکر کنم یکی از بزرگترین توهمهای مشترک بشر اینه که نسخه آینده خودمون رو خیلی آدم مسئولیتپذیرتری تصور میکنیم برای همین با خیال راحت کارها رو بهش میسپاریم، و جالب اینجاست که اون بیچاره وقتی میرسه، میفهمه خودش هم همون آدم قبلیه.
فکر میکنم یکی از عجیبترین ویژگیهای آدمها اینه که میتونن همزمان دلتنگ گذشته باشن،ازش متنفر باشن،و بازم هر چند وقت یکبار برگردن و مرورش کنن.انگار مغز ما هیچوقت کامل چیزی رو رها نمیکنه.
اونجایی احساس کردم به دوران بزرگسالی رسیدم که دیگه تو خونه با چراغای مطلقا خاموش تند راه نرفتم و گذاشتم ارواح به ارومی سراغم بیان. ( ارواحم ازم میترسن دیگه )