تو از اون آدماییای که خندهشون حالِ یه روزِ بدو عوض میکنه،
شبیه آهنگای شاد قدیمی که آدم بیاختیار باهاش لبخند میزنه و میرقصه.
یه گوشهی دلت همیشه دنبال ماجراجوییه، حتی اگه مقصدش فقط خریدن بستنی توتفرنگی باشه))))))
و بین همهی چیزای بامزهی دنیا، هنوزم دایناسورا رو با ذوقِ بچگونه دوست داری.
شبیه شعرهای قدیمی هستی؛
هر حرفت بوی ایران میدهد، بوی کوچههای بارانخورده و غزلهای عاشقانه.
دلت میان بیتهای حافظ و صدای آرام موسیقی جا مانده، و وطن را نه فقط روی نقشه، بلکه عمیق توی قلبت زندگی میکنی.
تو خیلی آشنایی از اونایی که بوی چای تازهدم و عطر گلها آرومش میکنه،
میون طبیعت بیشتر شبیه خودش میشه.
آدمی که شعر قدیمی، عصرای ابری و کوچههای ایرانی رو بیشتر از هر چیزی دوست داره.