eitaa logo
نیمرخ | علی حقیقی
74 دنبال‌کننده
13 عکس
2 ویدیو
1 فایل
🌗اینجا فقط نیمی از من را می‌بینی! یادداشت‌های علی حقیقی کارشناس ارشد مدیریت رسانه تهیه‌کننده و کارگردان
مشاهده در ایتا
دانلود
اکسیری به نام «صمیمیت» به بهانه‌ی پخش نودمین برنامه‌ی «من ایرانم» علی حقیقی نخستین روزهای ماه رمضان بود و محمدرضا شهیدی‌فرد، بعد از سالها با برنامه‌ای به نام «پریزاد» به قاب تلویزیون بازگشته بود. برنامه‌ای که به علت محدود بودن موضوع، ظرفیت چندانی برای همه‌پسند شدن نداشت و انتظارات بالای کارشناسان رسانه را هم برآورده نمی‌کرد. جنگ که شد، یکی دو شب بیشتر طول نکشید که مسیر برنامه به‌کلی تحول پیدا کرد و «پریزاد» تبدیل شد به «من ایرانم» شهیدی‌فرد که سالها در برنامه‌هایش برای جا انداختن مفاهیم میهنی مثل «مردم»، «سرود ملی» و «پرچم ایران» تلاش کرده بود، حالا اجرای برنامه‌ای را تجربه می‌کرد که به‌تمامی برای «ایران» و در ستایش «ایران» ساخته می‌شد. او که با برنامه‌هایی مثل «مردم ایران سلام» و «پارک ملت» مسیر برنامه‌سازی خلاقانه در تلویزیون را دچار تحول کرده بود، حالا باید در شرایطی روی آنتن می‌رفت که به اقتضای جنگ، فرصت خاصی برای پیش‌تولید در اختیار نداشت. حالا به گواه آمار گروه تحلیل داده‌ی «نمافر»، «من ایرانم» با بیش از ۵ میلیون بازدید، محبوب‌ترین برنامه گفتگومحور رسانه‌ی ملی است. جدا از اینکه این موفقیت، حاصل تلاش‌های یک تیم منسجم و قوی‌ست، شکی نیست که مهم‌ترین نقش پیش‌برنده‌ی برنامه برعهده‌ی محمدرضا شهیدی‌فرد در کسوت مجری برنامه است‌. شهیدی‌فرد با تسلط بی‌نظیر خود، برنامه‌ی شبانه‌اش را به کلاس عملی «گفت‌وگو در رسانه» تبدیل کرده است. اشراف او به دایره‌ی وسیعی از موضوعات ملی، مذهبی، تاریخی و سیاسی مثال زدنی‌است. حضور ذهن شهیدی‌فرد در حفظ نقل قول‌ها، وقایع معاصر، مصاحبه‌ها و سایر نکات خاص، به حدی‌ست که گاهی جزییاتی را که خود مهمان در مورد زندگی خودش فراموش کرده، به خاطرش می‌آورد! اما تسلط به تنهایی کافی نیست. چیزی که «من ایرانم» دارد و خیلی برنامه‌ها ندارند، اکسیری به نام «صمیمیت» است‌. گفتار شهیدی‌فرد، هم با مهمان برنامه و هم با مردم‌، در نهایت صمیمیت و سادگی‌ست. گفتگوها سرزنده و جان‌دارند. حس زنده بودن برنامه به حدی‌ست که گمان می‌کنید شاهد یک برنامه‌ی زنده روی آنتن هستید. شهیدی‌فرد با طیف متنوعی از مهمانان از چهره‌های هنری گرفته تا مسئولین و مداحان و خانواده‌ی شهدا به شکلی گفتگو می‌کند که انگار ساعتها در مورد سوژه پژوهش کرده است. او با سوالات دقیق و به‌جا مسیر گفتگو را هدایت می‌کند؛ اما در عین حال از چارچوب‌های حرفه‌ای و اخلاقی خود خارج نمی‌شود و به بهانه‌ی صراحت و رک بودن، اخلاق و ادب را زیر پا نمی‌گذارد‌. «من ایرانم» برای زمان مخاطب ارزش قائل است. ریتم برنامه متناسب و به‌اندازه است. در انتخاب مهمان‌ها دقیق و بر حسب خواست مخاطب عمل می‌کند. تا جایی که ممکن است از کلیشه‌ها و حرف‌های تکراری پرهیز می‌کند. حتی در غمبارترین موضوعات، از احساسات مخاطب سواستفاده نمی‌کند و روایتی امیدآفرین ارائه می‌دهد. مجموع این نکات، نکاتی است که برای موفقیت یک برنامه ضروری است. چیزی که در برنامه‌های گفتگومحور تلویزیون کمتر می‌توان یافت. تماشای «من ایرانم» در این شبها، تجربه‌ی شیرینی است که حاصل تسلط، صمیمیت و امیدآفرینی است. باید به شهیدی‌فرد و تیمش برای چنین بازگشت موفقیت‌آمیزی به قاب تلویزیون تبریک گفت. @nim_rokh1
بالاخره شغل مورد‌علاقه‌م رو پیدا کردم. تنها مشکلش اینه که صدسال پیش منقرض شده. @nim_rokh1
نوجوان امروز، شاید کمتر از نسل‌های قبل مطالعه کند و حوصله‌ی کمتری برای مواجهه با محتوای طولانی داشته باشد، اما در عین حال منتقدی سخت‌گیر و بی‌رحم است. در دنیای شبکه‌های اجتماعی، او عادت کرده در چند ثانیه درباره‌ی یک محتوا تصمیم بگیرد‌ و اگر چیزی را نپسندد، معمولاً منتظر بهتر شدنش نمی‌ماند؛ رد می‌شود و دیگر برنمی‌گردد. به همین دلیل، با محتواهای خنثی، محافظه‌کار و کلیشه‌ای، نتیجه‌ی چندانی ندارد. نوجوان به دنبال مسئله، چالش و کشف است. آن‌چه او می‌خواهد این است که دیگران، جهان واقعی او را ببینند و دغدغه‌هایش را جدی بگیرند. نوجوان ممکن است با یک حرف موافق نباشد، اما اگر احساس کند که طرف مقابل به جای تریبون یکطرفه، به دنبال شکل‌گیری گفتگوست، به آن فرصت می‌دهد. چیزی که نوجوان را فراری می‌دهد، خنثی و بی‌خاصیت بودن است. @nim_rokh1
مخاطب فقط «تحلیل نظامی» نمی‌خواهد! پرمخاطب شدن برنامه‌هایی مثل «به‌وقت ایران» در ایام جنگ، اتفاقی مهم و قابل توجه است؛ اما این موفقیت، نباید ما را از کارکردهای دیگر رسانه‌ی ملی غافل کند‌. هر یک از گروه‌های مخاطب رسانه‌ی ملی، نیازهای متفاوت و متناسب با وضعیت خود دارند. به ویژه مردمی که به‌طور همزمان، درگیر جنگ نظامی، جنگ سیاسی، جنگ اقتصادی و جنگ روانی هستند. از همین رو، در کنار برنامه‌های تحلیلی و خبری، باید برای تولید برنامه‌هایی با محوریت مدیریت روانی بحران، آموزش مهارت‌های زندگی و تقویت تاب‌آوری اجتماعی نیز برنامه‌ریزی جدی صورت گیرد. @nim_rokh1
انتشارات امیرکبیر خیلی بی‌سروصدا یه کتاب منحصر‌به‌فرد چاپ کرده به اسم «تجربه‌نگاری فیلم اول». فیلم از مصاحبه با ۱۴ کارگردان تشکیل شده که به‌نوعی تاریخ شفاهی فیلم‌اولی‌های سینمای ایران در سال‌های اخیر محسوب میشه. هسته‌ی اصلی سوالات مصاحبه‌کننده، مسیر طی‌شده‌ی کارگردان‌ها از فیلم کوتاه تا فیلم بلنده. کتاب بیانگر تجربیات واقعی سینماگرها و موانع و چالش‌های مسیر اوناست و می‌تونه یه کارگاه انتقال تجربه‌ی خوب برای فیلمسازای جوان باشه. @nim_rokh1
موهبتی به نام سانسور! گاهی بزرگ‌ترین لطف تلویزیون به بعضی چهره‌ها، همان چارچوب‌هایی است که معمولا با عنوان «سانسور» از آن گلایه می‌کنند. برنامه‌ساز تا وقتی که ناچار است در چارچوب قواعد مشخصی کار کند، به استانداردهای حرفه‌ای نزدیک‌تر است. اما همین که به فضای کمی‌بازتر پلتفرم‌ها پا می‌گذارد، وسوسه‌ی جلب توجه به هر قیمت، کمی اوضاع را متفاوت می‌کند. حالا ویژه‌برنامه‌ی جام جهانی فیلمنت با اجرای ابوطالب حسینی، کسی را به عنوان مهمان دعوت کرده که تنها معرفی‌اش همین یک خط است: «نابینایی که به علی پروین فحش ناموسی داده!» فارغ از آن‌که چه گفتگویی میان مجری و مهمان رد و بدل شده، اصل دعوت از چنین مهمانی، یک خطای رسانه‌ای است. سوار شدن بر موج میم‌ها و ترندهای مجازی، سریعا دیده می‌شود و به مذاق برنامه‌ساز خوش می‌آید. اما هم برنامه‌ساز و هم پلتفرم نباید فراموش کنند که «اعتبار» از «شهرت» مهم‌تر است. گزاره‌ای که انگار مدتهاست فراموش شده. «چارچوب‌» طنابی است که رسانه به دست و پای برنامه‌ساز می‌بندد و ممکن است باعث رنجش شود، اما همان طناب است که در لبه‌ی پرتگاه، او را از سقوط نجات می‌دهد. علی حقیقی @nim_rokh1
مقصد من کجای دنیا بود؟ از کجا آمدم کجا رفتم؟ چشم بستم به روی این دنیا خواب دیدم که کربلا رفتم دم رفتن نگاه کرد و مرا بدرقه کرد مادرم با اشک پدرم گفت: یاد من هم باش موقع روضه‌ ی دو دست و مشک رزق نان حلال بابا بود که سرافراز عالمین شدم بین عالم هزار مرتبه شکر عاشق حضرت حسین شدم از کجا عاشق حسین شدم؟ چه زمان عشق، دل ربود مرا؟ یادم آمد همیشه با روضه مادرم شیر داده بود مرا از همان روزها شناختمت تو همانی، حسین کودکی ام تا ابد من بخاطر این عشق مانده ام زیر دِینِ کودکی ام کوچه ها بوی نذری و اسپند کوچه ها بوی کربلا می داد مات و بی اختیار، کودکی ام پشت هر دسته راه می افتاد محو اشعار نوحه خوان بودم چشمهایم دوباره تر می شد دسته می رفت و باز این کودک بین هر کوچه در به در می شد من همان کودکم هنوز، حسین! جان زهرا بیا نگاهم کن مثل سابق دوباره گم شده ام تو بیا باز سر به راهم کن مقصد من کجای دنیا بود؟ از کجا آمدم کجا رفتم؟ چشم بستم به روی این دنیا خواب دیدم که کربلا رفتم گرچه عمری نداشتم هرگز طاقت زیر دِین بودن را با دوعالم عوض نخواهم کرد زیر دین حسین بودن را... علی حقیقی @nim_rokh1
خیلی مثل قبل فوتبالی نیستم اما چند تا از آیتم‌های «داستانی از یک کشور» فوتبال ۳۶۰ رو دیدم و پسندیدم. حواشی معمولا از متن جذاب‌تره. حتی توی فوتبال که مبنای ذاتیش جذابیته. واقعا اگه جام جهانی نبود، کِی از وجود کشوری به نام «کوراسائو» یا «کیپ ورد» باخبر می‌شدیم؟ تو هیاهوی برنامه‌های پلتفرمی که فقط برای وایرال شدن ساخته میشن، دیدن این آیتم‌ها خالی از لطف نیست. لینک قسمت کلمبیا http://football360.ir/post/20260617114/ @nim_rokh1
یکی از خصلت‌های هنر خوشنویسی اینه که حتی اگه شناخت فنی خاصی نداشته باشی، باز هم ازش لذت می بری و مبهوت پیچ و تاب کلمات و هم‌نشینی بی‌نظیر حروف میشی. نیاز نیست که ساختار هندسی حروف و اتصالات بلد باشید. همین که وارد دنیای بعضی آثار بشید می‌بینید که ساعت‌هاست دارید لابلای واژه‌ها و حروف گشت‌و‌گذار می‌کنید و حظ بصری می‌برید.‌ این اثر استاد نجابتی یه نمونه کم‌نظیر از ترکیب فضای مثبت و منفی در خوشنویسی ایرانیه. استاد نجابتی فضای منفی رو هم بدون ذره‌ای دفرمه‌شدن یا اعوجاج خوشنویسی کرده. لبه‌ها به‌قدری شفاف و قویه که از دور حس می‌کنید با مرکب مشکی روی خوشنویسی پس‌زمینه نوشته شده اما وقتی زوم می‌کنید از دقت و ظرافت حروف و هم‌نشینی بی‌نظیر اونها مات و مبهوت میشید. این اثر به سفارش هیئت حضرت علی اصغر(ع) قم طراحی شده‌. هیئتی که طرح دوسال پیشش با اسامی اصحاب امام حسین(ع)، که بازهم توسط استاد نجابتی طراحی شده بود عاقبت بخیر شد و به مزار شهید سیدحسن نصرالله رسید. حالا توی این شاهکار اسامی تازه‌ای دیده میشه که خوندن هرکدوم یه روضه‌ست... این شاهکار رو ببینید و لذت ببرید. @nim_rokh1
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شک ندارم کاری که این جوان بوشهری با دست خالی و تکنیک نصفه‌نیمه انجام میده، به مراتب خالصانه‌تر و اثرگذارتر از دیوارنگاره‌های عریض و طویل فلان نهاد و فلان ارگانه که میلیارد میلیارد پول بابتش هزینه میشه. اگه کارِت رو بلد باشی، همین «دیوار» رنگ و رو رفته بهترین «رسانه» ست. @nim_rokh1
خبر گرمی از آن پیکر سردت نرسید خبر از زخم نمک‌خورده و دردت نرسید سخت می‌خواست ببیند به خزان پیوستی سبز افتادی و پاییز به زردت نرسید پای رهوار تو از همسفران پیش افتاد عشق تا آنکه نفس داشت، به گردت نرسید آخرین حسرت چشمان من، این بود آن روز به تماشای تو در روز نبردت نرسید... امین شیرزادی @nim_rokh1