eitaa logo
خط خطی های یک نینجای شاعر
13 دنبال‌کننده
45 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگه نمیخوای به سلاح نیاز داشته باشی پس خودت یه سلاح باش. سلاح من قلم من است... سلاح شما چطور؟ نویسنده: @TheHunterNinja
مشاهده در ایتا
دانلود
🥷 @ninjanote داستان یک معجزه: این روزا خیلی میبینم که کمپین ها و تبلیغات زیادی راه افتاده علیه سقط جنین. اصولا هم خانواده ها توی تبلیغات وضعیت خوبی دارن و به بهونه های واهی و چرت و پرت میخوان سقط جنین بکنن! یعنی نه از لحاظ علمی مشکلی هست نه مالی نه عاطفی فقط دلشون بچه نمیخواد که این خیلی هم با واقعیت جور نیست! اما از همه اینا بگذریم به بهونه روز جهانی مادر میخوام یه داستان براتون تعریف کنم از مادری که دکتر ها بهش گفتن باید بچه تو سقط کنی! مادر تو سنین بالا و پرخطر باردار شده بود و همزمان تو رحمش میوم داشت که با بچه رشد میکرد. دکترا میگفتن یا سر زایمان از بین میری یا بچه اگه سالم هم به دنیا بیاد عقب مونده ذهنیه و خب چه بهتر که الان که میدونیم قراره یه موجود مشکل دار به مشکلات دنیا اضافه بشه حذفش کنیم! 🥷 @ninjanote
خط خطی های یک نینجای شاعر
🥷 @ninjanote داستان یک معجزه: این روزا خیلی میبینم که کمپین ها و تبلیغات زیادی راه افتاده علیه سقط ج
مادر قصه ما دو تا دختر دیگه داشت و بچه سومی هم که باردار بود دختر بود. پس براش فرقی نداشت. اندازه بازتولید جمعیت جوان که بچه دار شده بود و این بچه هم که دکترا میگفتن مشکل داره. چه بهتر که حذف بشه!(میدونم از لحاظ عاطفی بی رحمانه ست اما خب از لحاظ منطق دنیایی یه واقعیتیه!) اما این وسط مادر داستان یه انتخابی کرد و اون این بود که بچه رو نگه داره و نذر فاطمه زهرا(س) کنه! خودش رو تو سپر حفاظت اهل بیت (ع) قرار داد و جلو رفت. البته سختی زیادی کشید چون نه ماه بارداری رو نتونست دراز بکشه و نشسته میخوابید و برای همین بعد از اون مهره های کمرش دچار مشکل شدن اما بازم پا پس نکشید. بچه به دنیا اومد اما... هیچ مشکلی نداشت! تپل و خوب و سالم و حتی باهوش! مادر هم غیر از همون مشکل مهره ها به خاطر نخوابیدن درست هیچ مشکل دیگه ای که براش پیش نیومد هیچ، تو ماه های آخر بهش گفتن معجزه شده و رشد میوم ها در رحمت متوقف شده! نوزاد این قصه منم! مادرم تصمیم گرفت که علارغم محاسبات علمی من رو نگه داره به خاطر ایمانش، خدا هم براش معجزه کرد. من تو دوره دبستان نابغه بودم. هوشبهرم(IQ ) به شدت از همه بالاتر بود. البته دچار کمبود هوش هیجانی(EQ) پایین بودم. یعنی سطح هوش هیجانی من از بقیه و حتی سنم خیلی پایین تر بود. تو دوره راهنمایی تصمیم گرفتم برم مدرسه حفظ قرآن. اینکار رو فقط به خاطر ایمانم انجام دادم و بعد از اون من طی یک سال پیش رفت چشمگیری توی هوش هیجانیم داشتم و ظرف یک سال هوشم مطابق با سنم رشد کرد. سال بعد هم باز مدرسه حفظ قرآن رو انتخاب کردم و رشد هوش هیجانیم بیشتر هم شد! یعنی از سطح سنم بالا تر رفت. من اینو معجزه قرآن میدونم. ادامه در کامنت ها... حالا این بچه ای که دکترا میگفتن اگه به دنیا بیاد عقب مونده ذهنیه، چه از لحاظ هوشبهر(IQ ) چه از لحاظ هوش هیجانی(EQ ) و چه از لحاظ هوش معنوی(SQ) نه تنها عقب افتاده نیست بلکه جلو هم هست!(خودم نمیگم. تست های سنجش هوش میگن.) من همیشه میگم خدا واسه ما معمولیاش معجزه نمیکنه چون میدونه ما ول کنش نیستیم. یعنی بندازتمون تو جهنمم باز به خودش پناه میبریم اما خب... معجزه رو توی خودمون قرار میده. ما با تصمیماتی که میگیریم تو زندگی میتونیم کاری بکنیم که خدا برامون معجزه کنه! اگه هم نکرد نه اینکه ولمون کرده باشه بلکه یه قصد دیگه ای داره و شاید ما متوجه معجزه س نیستیم. معجزه جادو جمبل نیست که درجا خودشو نشون بده! گاهی یه معجزه برای اتفاق افتادن شاید سال ها زمان ببره... اگه کم آوردین با خدا معامله کنید. فک نکنید حالا که دچار مشکل هستید باید بچه تونو سقط کنید. خدا مشکلاتو سر راهمون قرار میده تا بریم سمتش و ازش درخواست کنیم. زرنگ و با سیاست باشید. کمی هم بغلی! تا مشکلی پیش اومد خودتونو بندازید تو دل خدا بگین: خدایا من بهت اعتماد دارم؛ این مشکلمو میتونی حل کنی! من تصمیمات درست میگیرم و تلاش میکنم، تو هم خواستمو برام ممکن کن! پ.ن: حالا خیلی مامانم از این معجزه ش راضی نیست و معتقده من خیلی حرصش میدم😅 میخواستم پست آموزنده باشه اما تهش نکته اخلاقیشو نابود کرد😁 س.صامت 🥷 @ninjanote
🥷 @ninjanote رهبری، مدیریت، ریاست؛ زنانه یا مردانه؟ من خیلی برخورد میکنم با آدمایی که واسه صفات دسته زنونه مردونه درست میکنن. نمیگم از پایه و اساس همچین چیزی نیست! هست ولی نه به این شکل که بعضیا خط کشی می کنن! بیشترین خط کشی هم واسه همین صفات رهبری، مدیریت و ریاسته! اول از همه میخوام یه قانونی رو بگم و اون اینکه: هیچ قانونی درباره انسان صد در صد صادق نیست! ما روانشناسا میگیم همیشه توی قوانین روانشناسی استثناء ها هستن. یعنی یک انسان باید ذهنشو باز بذاره از این قوانینی که بهش یاد دادن و همه رو با یه چوب نرونه! بلکه باید تک به تک و هر نفر شخصا بررسی بشه. اما نکته اولی که میخوام بگم درباره تفاوت این سه تا صفته. رهبری با مدیریت با ریاست فرق داره. رهبر یعنی حضرت علی(ع). رهبر نیاز داره تا جامعه باهاش به طور خودجوش همراهی کنه تا اون بتونه وظایفشو انجام بده و جامعه رو به سمت مقصد هدایت کنه. اگه جامعه رهبر رو یاری نکنه، رهبر دست و بالش بسته ست و نمیتونه شمشیر بذاره رو گردن جامعه بگه باید منو همراهی کنید! ذاتا به خاطر همین هم امام زمان(عج) زمانی ظهور میکنن که جامعه همراهیشون کنه! یه رهبر با مردم حرکت میکنه و با مردم همدله. در کنار مردم زندگی میکنه و از بطن جامعه ای که توش قرار داره خبر داره. اون باید ضعیف ترین تا قوی ترین هارو بشناسه و درک کنه. ذاتا رهبر ها روانشناسان خوبی هستن. قابلیت شناسایی استعداد هارو دارن و مطابق با پتانسیل های هر فرد بهش مسئولیت میدن. اگه به گله گرگ ها نگاه کرده باشین، رهبرشون پشت سر بقیه راه میره نه در جلو!رهبر همیشه عقب تر وایساده تا حواسش به همه گله باشه.
خط خطی های یک نینجای شاعر
اون قوه محرک جامعه ست. همه رو حل میده به سمت مسیر البته نه به زور بلکه با قدرتی که جامعه مورد رهبری حاصل میشه و البته قدرت درونی خودش. قدرت درونی این افراد بقیه رو ناخودآگاه تحت تاثیر کاریزماشون قرار میده و کاری میکنه بهشون گوش کنن و شیفته شون بشن. افراد ضعیف تر از رهبران در برابرشون کرنش میکنن و بهشون احترام میذارن.یه رهبر دیگه به اعمال قدرت و کنترل افراد فکر نمی‌کنه بلکه سعی داره با الهام‌بخشی، آموزش، و برانگیختن شوق و اشتیاق انسانی، افراد را به پیشرفت و حرکت رو به جلو در سازمان یا جامعه هدفش تشویق کنه. رهبرا استراتژی هارو میپیچنن و وقت میذارن تا به تک تک افراد وظیفه شونو تفهیم کنن و ایراداتشونو بگیرن. دید گشتالتی و کل نگر دارن. آینده رو میبینن و کل جامعه رو در نظر میگیرن نه جزء رو. نگاه و تفکرای ورای افراده و کار تیمی رو ارزشمند میدونن نه انفرادی رو. رهبر ها اهل نوآوری و ریسک هستن و از ایده های جدید و خلاقیت استقبال میکنن. خیلی آدمای پایبند به سنتی نیستن و ممکنه حتی سنت شکن باشن! قوانین و چهارچوب ها براشون مهمه تا جایی که عملکرد رو مختل نکنه. موفقیت و رسیدن به نقصد براشون مهم تر از قوانینه. در واقع قوانین رو در خدمت موفقیت و سعادت میدونن. رهبران افراد منحصر به فرد و یونیکی هستن. خودشونن و از کسی تقلید نمیکنن بلکه الگوی بقیه هستن. خودشونو بقیه رو خیلی خوب میشناسن و به آگاهی درونی رسیدن. رک و صادقن و لزومی برای پنهان کاری و دروغ نمیبینن. ببینن هم اینقدر شجاعن که ترسی ندارن برای گفتن حقیقت و حاضرن جونشونم در این راه بدن!(البته گاهی سیاست ایجاب میکنه که جون شخصی رو با نگفتن کامل حقیقت نجات بدن و اون فرق داره). یه رهبر افق های بلندی رو مد نظر قرار میده و حتی شکست رو هم قبول میکنه چون اصلا ترسی از شکست نداره(روحیه تهوری) تسلیم نمیشه و به شدت باانگیزه ست. شخصیت کنجکاو و جست و جو گری دارن دائن در حال آپدیت کردن خودشون هستن. اصلا اگه روزی بگذره و اون ها به علم و اطلاعاتشون اضافه نکنن(حتی در حد یه نکته کوچیک) احساس عقب افتادگی و پسرفت میکنن! رهبر ها مهربون، جسور، قاطع، گاهی شوخ طبع، قوی و بی پروا،سرافراز، واقع گرای خیال پرداز، اهل اجتماع، علاقه مند به رشد دادن بقیه و قائل به ارزش دادن به افراده. 🥷 @ninjanote
🥷 @ninjanote رهبری، مدیریت، ریاست؛ زنانه یا مردانه؟بخش دوم: مدیریت ادامه پست قبل... توی پست قبلی خصوصیات صفت رهبری رو گفتیم. مدیریت اما با رهبری فرق داره. مدیر یعنی مالک اشتر! یعنی اگه کسی حرف گوش نمیداد میتونست شمشیر بذاره روی گلوش و به اجبار وادارش کنه به انجام عمل! مدیریت محدود نیست به همراهی کردن یا نکردن. میتونه از سلاح هایی مثل ترس و قدرت و اجبار استفاده کنه در پیش برد کارها. اگه کسی از اوامر مدیر سرپیچی کنه هم مجازات میشه. مدیر ها تو جامعه جابه جا میشن. گاهی در وسطن گاهی در جلو. حتی کاراکتر های مدیران و مجریان یه خط کش دستشونه(شخصیت مجری یا مهمون مدیر در MBTI). اونا به شدت منظم و قانون مدار هستن و انعطاف ندارن. اونا دستور میدن و باید از دستورشون اطاعت بشه. با اولین سرپیچی... بهتون تسلیت میگم. آبراهام زالینیک استاد رهبری دانشگاه هاروارد می‌گه: "تفاوت مدیر با رهبر در فهم و ادراک آن‌هاست و ریشه در مسائل روان‌شناختی دارد." وی ادامه میده که: "مدیران ضوابط و رویه‌ها را دوست دارند، به دنبال ثبات و کنترل شرایط هستند و سعی دارند مشکلات را خیلی سریع حل کنند (حتی گاهی اوقات بدون اینکه جزئیات مشکل را بدانند). رهبران برخلاف مدیران، بحران و نبود ساختار را تحمل می‌کنند، صبور هستند و در تصمیم‌گیری هیچ عجله‌ای ندارند، چون دوست دارند تمام جوانب مشکل را در نظر داشته باشند و پس از آن تصمیم بگیرند." زالینیک بر این باوره که رهبران بسیار شبیه به هنرمندان، دانشمندان و دیگر متفکران خلاق ان، اما مدیران این‌گونه نیستند. ادامه👇🏻👇🏻👇🏻
خط خطی های یک نینجای شاعر
سازمان‌ها یا اجتماع فارغ از تفاوت مدیر با رهبر برای موفقیت نیاز به هردوی اون‌ها داره. مدیران مدام بر هدف‌گذاری، سنجش این اهداف، و کنترل موقعیت‌ها تمرکز می‌کنن و سعی می کنن بر عملکرد تک‌تک افراد نظارت کنن. مدیر ذاتا آدم سنتی و قانونمندیه و خیلی مایل به تغییر نیست.(برعکس رهبر) چون ریسک پذیر و اهل نوآوری نیستن. به شدت مقرراتی هستن و اگه افراطی باشن میتونن افراد و هدف رو فدای قانون کنن! اصولا تقلید و داشتن یه خط مشی ثابت رو بهتر میپسندن. خیلی آدمای شفافی نیستن و سعی میکنن نقشی که بهشون واگذار شده رو بی کم و کاست اجرا کنن(حتی اگه زجر بکشن.) مدیرا ممکنه دائما از یه الگوی موفق توی اعمالشون استفاده کنن چون قبلا جواب داده. اینم از خصوصیات مدیر. ادامه در پست بعدی... 🥷 @ninjanote
🥷 @ninjanote رهبری، مدیریت، ریاست؛ زنانه یا مردانه؟بخش سوم: ریاست ادامه دو پست قبل... توی دو پست قبلی خصوصیات صفت رهبری و مدیریت رو گفتیم. اما برسیم به رییس... روسا کلا آزادن! قدرت زیادی دارن اما مسئولیت قبول نمیکنن و همه رو میندازن کردن پایین تر از خودشون! من نبودم و من نکردم حتی اگه کاری کرده باشن هم از خصوصیات این افراده. این افراد قدرت خاصی در درون و ذاتشون نیست بلکه فقط صاحب منسب هستن و قدرت رو از پول یا سمت یا به طور کل از محیط میگیرن و ممکنه حتی جمع قبولشون نداشته باشه اما چاره ای هم جز پذیرششون نداره! اونا هیچوقت در عقب یا وسط جمع قرار نمیگیرن. همیشه بالا هستن و درکی از جامعه مورد ریاستشون ندارن. خود بزرگ بینی شون باعث میشه بقیه رو نبینن. همه رو کم و کوچک و بی قدرت میبینن. اصولا روسا بی کفایتن و صلاحیت جایگاهشونو ندارن. به زور پول و ارعاب جامعه سر منسبشون میمونن. زورگو و قدرت پرستن(قدرت طلبی با قدرت پرستی فرق داره.) و براشون مهم نیست بقیه از دستشون چی میکشن! افرادی که رییس هستن یک پوسته نمایشی و خالی هستن از مدیران. این افراد از بقیه سوءاستفاده میکنن و اعتیار بقیه رو به نام خودشون تموم میکنن. چشم دیدن موفقیت بقیه رو ندارن. از رقابت بیزارن و رقبا رو از میدون به در میکنن. برنامه ریزی بلند مدت ندارن و با ایجاد ترس بر بقیه حکومت میکنن. همه رو فدا و قربانی خودشون میکنن و حمایتگر نیستن(برخلاف رهبر که خودشو فدای جمع میکنه و حامی بقیه ست) این مواردی که گفتم شاید شمارو به یاد افرادی در نزدیکان خودتون انداخته باشه. ادامه👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
خط خطی های یک نینجای شاعر
اینا صفت های ذاتی هستن(غیر ریاست که بیماریه ناشی از کمبود عزت نفس یک مدیر یا رهبره.) این صفت ها(مدیریت و رهبری) اگه درون شخصی به طور بالقوه نباشن، شما خودتم بکشی کسب نمیکنن! افراد با یه ساختمون شخصیتی خاص خودشون به دنیا میان. تو این ساختمون اگه توانایی رهبری کردن و مدیریت کردن نباشه بالکل، شما نمیتونی به زور طرفو مدیر یا رهبر کنی! تو پست بعدی بیشتر توضیح میدم... 🥷 @ninjanote
شما رو به سایر راه های ارتباطی با خودم هدایت میکنم.باشد که رستگار شوید: پیام ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4442457 اکانت ویراستی: https://virasty.com/TheHunterNinja کانال های ایتا: https://eitaa.com/ninjanote https://eitaa.com/piragard https://eitaa.com/ENTJ_club https://eitaa.com/ravan_juo کانال های بله: https://ble.ir/ENTJ_Club https://ble.ir/the_inner_hunter https://ble.ir/piragard پیج روبیکا: https://rubika.ir/page/TheHunterNinja https://rubika.ir/page/Piragard نت بین الملل که باز شد، آدرس اینستا و تلگرام و غیره رو هم می‌ذارم.