تو دقیقن برام مثل
همون لحظهای هستی که شارژم یه درصده و به موقع میرسم خونه و گوشیمو میزنم به شارژ ؛
مثل خوشحالی پیدا کردن پول ته جیب لباسای پارسالم،
مثل آخرین تیکهی پیتزا،
مثل بوی خاک بارون خورده،
مثل آخرین زنگ مدرسه روز چارشنبه،
مثل ذوق نخوابیدن شبی که فرداش میخوای بری اردو،
مثل استرس اولین قرار،
مثل خندیدن از ته دل وقتی با دوستات شوخی میکنی،
مثل قدم زدن رو ماسه های ساحل،
مثل حسی که وقتی وارد مغازه لوازم تحریری میشی و یه عالمه چیزای قشنگ میبینی،
مثل حسی که بعد از حل شدن یه سوال سخت داری،
مثل بوی یه کتاب نو یا شاید یه کتاب قدیمی که کلی سال توی قفسه ها بوده،
تو خیلی قشنگی.:)
#روحمن
خودم نویس:////