#من_و_شما
نمدونم چرا مث اسکلا پاشدم رفتم تجربی دارم به .. میرم
-----
درستهههه
ولی تجربی اگ فیزیک و زمین شناسی و نداش خیلی رشته ی جذابی بود🥲
من همیشه بچه تر ک بودم فک میکردم میرم تجربی میخونم همش زیسته و این حرفا. بعدن فهمیدم قطر کتاباش چقده ب غلط کردن افتادم و گفتم برم معارف هم راحت تره هم قطر کتاباش کمتره
بعد، اولین جلسه ی منطق کلاس دهم یادم نمیره، انقددد درسه برا مغزم و اینا بزرگ بود ک اومدم خونه واقعاااا نمیتونستم صدای بچه مچه و جیغ و داد و کلن صدای حرف زدن حتا و این حرفارو تحمل کنم
حس میکردم ی کلمه ی دیگ اندوخته ب ذهنم اضافه شه مغزم منفجر میشه 😂😂😂
ولی واقعا حس میکردم سرم پُره پُره🙂✨
#من_و_شما
استایل رفتاری توی مردا و استایل لباسی توی مردا موردعلاقت چیه
-----
رفتاری ک خب طبیعتا مردی مورد پسنده ک مرد باشه، قلدر بودن ن ها نمیتونم منظورمو بگم، ن ک حرف حرفه اون باشه ولی محکم باشه تو نظر دادن. بازم اون چیزی ک منظورمه رو نتونستم درست بگم خودتون فکر کنین بفهمین دیگه🙂😂
تیپ و ظاهرم چهره ای ک ریش و موی صافه بلند 😂 لباسای معمولی، اصن خوشم نمیاد از شلوارای خیلی جذب ولی کت و شلوار اندامی ازینا ک خیلی سایز تنه خوشم میاد
همین دیگ ن؟
#من_و_شما
فاطمه من عاشق یه دوازهمی تو مدرسم شدم چه کار کنم
-----
عاشق ک البته حرف درستی نیست، از تیپ و اخلاقش فقد خوشت میاد.
ببین این ی چیز کاملا طبیعیه. بخاطر محدودیتای مدارس و این حرفا آدم حریص میشه ک برسه ب اونی ک ازش خوشش اومده. نمیدونم این چ اخلاق گندیه مدارس دارن تو رفاقتا دخالت میکنن. درسته تا ی جایی باید تحت کنترل باشه ک ب کثافت کاری کشیده نشه ولی بازم چیز خاصی نیس.
یادمه من دهم ک بودم یکی از دوستام رفته بود با یکی از بچه های کنکوری رفیق شده بود. مدرسه جد و آبادشونو کشید جلو چشمشون ک ب چ حقی باهم رفیق شدین. منم فقد برا اینکه بفهمم مدرسه چ کرمی داشته با اون دوستم میرفتم پیش اون بنده خدا و موقه ی حرف زدن ولشون میکردم ولی حضور داشتم ک ناظم و مشاور گیر ندن😂😂😂
ولی
کلن
سعی کن فقد بگذرونی. حواستو ازش پرت کن. برو باهاش رفیق شو اگ آدمه ولی در حد رفاقت معمولی. همونجوری ک با بقیه ی دوستاتی باش.
{*نُودِلیــت*}
#من_و_شما فاطمه من عاشق یه دوازهمی تو مدرسم شدم چه کار کنم ----- عاشق ک البته حرف درستی نیست، ا
این امسال از مدرستون میره و تو میمونی و ی افت تحصیلی بخاطر مشغله ی ذهنی الکیییی🙂🤝
الان ک یادم میاد چقد دوران مدرسم همش درحال نجات دادن آدما بودم 🙂😂
ی مدت بود راهنمایی، هفتم بودم، ی اکیپ بودیم کل مدرسه (4تا کلاس بودیم کلن 🙂😂 ما ک 19 نفر بودیم شلوغ ترین کلاس بودیم 🙂😂😂) میخواستن با ماها باشن
بعد منم اون موقه فاز گنگ برداشته بودم اصن اوففف😂😂
یا داشتم میگفتم خانوم، فلانی عاشقه فلانی شده.
یا پیش یکی از بچه هامون بودم میگفتم فلانی این نامه رو داد بدم بهت 🙂😂😂😂
یا هی میدیدم یکی از بچه ها ی جور خاصی نگام میکنه و بعدن نامش میرسید دستم 🙂😂😂😂
{*نُودِلیــت*}
یا داشتم میگفتم خانوم، فلانی عاشقه فلانی شده. یا پیش یکی از بچه هامون بودم میگفتم فلانی این نامه رو
الان اونی ک مثلا شاخه اکیپه ما بود و بچه ها سر و دست میشکوندن براش، شده داداشمون🙂✨
و حقیقتن ازون موقه ای ک اینو فهمیدم دچار ریزش برگ و همه چی شدم🙂✨ از بعد از کنکورم بود فک کنم فهمیدم 🙂✨
خلاصه ک این مسخره بازیا برا همه بوده و نگران نباش
سعی کن حواس خودتو ازش پرت کنی
له لهه رفتن تو جایی ک اون هست و نزن، با رفیقات بیشتر باش، اگ بچه درسخونی هستی خودتو با درس بیشتر مشغول کن
کلن اینو بدون ک میگذره