{*نُودِلیــت*}
#من_و_شما فاطمه من عاشق یه دوازهمی تو مدرسم شدم چه کار کنم ----- عاشق ک البته حرف درستی نیست، ا
این امسال از مدرستون میره و تو میمونی و ی افت تحصیلی بخاطر مشغله ی ذهنی الکیییی🙂🤝
الان ک یادم میاد چقد دوران مدرسم همش درحال نجات دادن آدما بودم 🙂😂
ی مدت بود راهنمایی، هفتم بودم، ی اکیپ بودیم کل مدرسه (4تا کلاس بودیم کلن 🙂😂 ما ک 19 نفر بودیم شلوغ ترین کلاس بودیم 🙂😂😂) میخواستن با ماها باشن
بعد منم اون موقه فاز گنگ برداشته بودم اصن اوففف😂😂
یا داشتم میگفتم خانوم، فلانی عاشقه فلانی شده.
یا پیش یکی از بچه هامون بودم میگفتم فلانی این نامه رو داد بدم بهت 🙂😂😂😂
یا هی میدیدم یکی از بچه ها ی جور خاصی نگام میکنه و بعدن نامش میرسید دستم 🙂😂😂😂
{*نُودِلیــت*}
یا داشتم میگفتم خانوم، فلانی عاشقه فلانی شده. یا پیش یکی از بچه هامون بودم میگفتم فلانی این نامه رو
الان اونی ک مثلا شاخه اکیپه ما بود و بچه ها سر و دست میشکوندن براش، شده داداشمون🙂✨
و حقیقتن ازون موقه ای ک اینو فهمیدم دچار ریزش برگ و همه چی شدم🙂✨ از بعد از کنکورم بود فک کنم فهمیدم 🙂✨
خلاصه ک این مسخره بازیا برا همه بوده و نگران نباش
سعی کن حواس خودتو ازش پرت کنی
له لهه رفتن تو جایی ک اون هست و نزن، با رفیقات بیشتر باش، اگ بچه درسخونی هستی خودتو با درس بیشتر مشغول کن
کلن اینو بدون ک میگذره
{*نُودِلیــت*}
#من_و_شما فاطمه من عاشق یه دوازهمی تو مدرسم شدم چه کار کنم ----- عاشق ک البته حرف درستی نیست، ا
الان اون کنکوریه ک منم ی مدت باهاش خیلی رفیق شده بودم و حتمننن هر روز بایدددد باهاش حرف میزدم ی فاز دیگ داره من ی فاز دیگ، انقد میشد ک یهو مثلا بهش زنگ میزدم منی ک الان ک سر خونه زندگیمم ب زور ب کسی زنگ میزنم، تو دوران مدرسه یهو ی وقتایی بهش زنگ میزدم
ی جا سوییچی بهم داده بود از ادکلنی ک میزد، بهش زده بود
نمیذاشتم کسی دره جعبشو باز کنه ک بوش نپره😂😂ولی خدایی چون فقد بوی اون ادکلنو خیلی دوس داشتم اینجوری بودم و مطهره جون قربونش برم هردفه میومد خونمون میومد تو اتاقم دره جعبشو باز میکرد درش میآورد ی فوت محکممم بهش میکرد ک بوش بره🙂😂😂