نو+جوان
🌷#با_افتخار_دخترم ✋ یک فراخوان نوجوانانه... ❓نو+جوان از شما یک سوال مهم دارد؛ چرا دختر مسلمان به خو
🌸 چرا دختر مسلمان به خود #افتخار میکند؟
😊 هزار و یک دلیل برای خوشحالی
🌀 ماجرا اصلا پیچیده نیست، راستش از همان اول همه چیز قابل پیشبینی بود، از همان وقتی که بین رنگها صورتی، بین اسباببازیها عروسک و بین کتابها شعر را بیشتر پسندیدی. تا وقتی بزرگتر شدی و همراه با تو فکر و دغدغههایت هم بزرگ شد همان وقتی که خدیجه(س)، فاطمه(س)، زینب(س) و معصومه(س) را شناختی و نسبت به زنان و دختران کشورت و حتی دنیا احساس مسئولیت کردی.
💗 چه قدر خوب است حالِ دنیا، وقتی دختران از جنس ویژه و قیمتی درون خود خبر دارند. اصلا می بینی! اگر نبودی چه بارهایی که بر زمین مانده و چه روزهایی که یکنواخت و تکراری میگذشت.
🌹 دختر بودن همیشه پاستیل و گل سرهای صورتی نیست، ولی همیشه برکت، طراوت، لطافت و یک دل گنجشکیست که برای همه میتپد. دخترها برای همه این داراییها و به هزار و یک دلیل دیگر به خودشان افتخار میکنند. شمردن هزار و یک دلیل دیگر با شما که قدر خودت را میدانی و میگویی #با_افتخار_دخترم
💌 نو+جوان زیباترین ارزشهای دخترانه ای که به @Nojavan_Contact ارسال کنید را با نام خودتان منتشر میکند
🌱@Nojavan_Khamenei
نو+جوان
🌸 چرا دختر مسلمان به خود #افتخار میکند؟ 😊 هزار و یک دلیل برای خوشحالی 🌀 ماجرا اصلا پیچیده نیست، ر
💯 از شما پرسیده بودیم چرا یک دختر مسلمان باید به خود افتخار کند؟
🙏 پاسخ های فراوانی برای ما ارسال کردید که همه را خواندیم و همچنان منتظر پاسخ های شما هستیم.
👀 برخی از پاسخ هایی که تکرار بیشتری داشتند را ببینیم...
🌱 @Nojavan_Khamenei
📯 #یادم_باشه در ایستگاه پنجم
🔍 این هفته #یادم_باشه مثالی درباره یکی از زنان بزرگ عالم است؛ بانویی که با وجود محیطی بسیار آلوده، پاک ماند و برای مردان و زنان تاریخ الگو شد...
❇️ در طرح یک ساله #یادم_باشه، ان شاءالله میخواهیم هر هفته یک آیه را بخوانیم، تامل کنیم و حفظ کنیم.
🙏 منتظر صوت های ترتیل و قرائت شما هستیم...
🌱 @Nojavan_Khamenei
☀️ برای آن ها که میخواهند از شر گناهانشان خلاص شوند
🔰 رهبر انقلاب: "ماه #ذىالقعده است. مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى (رضوان الله تعالى علیه) میفرمایند ماه ذىالقعده ماه #توبه است، ماه مراقبت از خود براى اینکه مبادا خداى نکرده با عمل خودمان، جنگ با خداى متعال و رسول خدا بکنیم. ایشان عمل معروف یکشنبهى ذىالقعده را ذکر میکنند و تأکید میکنند، اصرار میکنند که این عمل را انجام بدهیم."
شیوه خواندن این نماز👇👇👇
🔻برای خواندن این نماز لازمه یکی از یکشنبههای ماه ذی القعده:
۱. غسل کنید و برای نماز وضو بگیرید (یا قبل از غسل وضو بگیرید)
۲. دو نماز دو رکعتی مثل نماز صبح به نیت #نماز_یکشنبه ماه ذی القعده بخونید که در هر رکعت یک بار سوره حمد و سه بار سوره توحید و یک بار سوره ناس و یک بار سوره فلق خونده میشه
۳. بعد از اینکه چهار رکعت تمام شد، هفتاد بار استغفار کنید (گفتن ذکری مثل اَستَغفِرُ اللهَ و اَتوبُ إلیه)
۴. آنوقت یکبار ذکر لا حول و لا قوة الا بالله بگویید
۵. در آخر هم دعا کند: «یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ»
➖➖➖➖➖➖➖➖
💫 آيتالله سيدعلی خامنهای و نوجوانان ايران اسلامی👇
🌱 @Nojavan_Khamenei
🎤 گفتگوی نو+جوان با «نفیسه» دختر شهید مدافع حرم مرتضی عطایی
🌹 به بهانه روز دختر، همصحبت نفیسه، دختر شهید مرتضی عطایی شدیم. نفیسه از خندهها و غصههایش گفت. از خونسردیاش که به بابا مرتضی رفته. از موتورسواریهایش با بابا مرتضی، از عروسکهایی که همه اتاقش را پر کرده بوده و از علی، برادرش. نفیسه صبور است، جوری که سنگ صبور دختران شهدای دیگر هم شده است.
💞 من خیلی وابسته بابا مرتضی بودم. بابا هم همیشه من رو «نفس بابا» و «سیندرلای بابا» صدا میکرد. همه فامیل هم این رو میدونستن. یک بار یکی از دخترای فامیل به من گفت: «تو بابات رو دوست نداشتی که رفت. اگر دوستش داشتی شهید نمیشد». این قدر این حرف دلم رو شکست که خدا میدونه (بغض میکند).
🎁 رفته بودیم بازار. یک لباس دیدم که خوشم اومد ولی مامان برام نخریدش. صبح روز بعد یکی از همسفرا اومد و گفت: «نفیسه خانم! دیشب خواب بابات رو دیدم. گفت به نفیسه بگو اون لباسی که دیروز دیده نخره. قشنگه، بلنده، اما پشتش توره. من دوست ندارم».
📝 به منم کنایه میزنن که: «تو که خیالت راحته! سهمیه داری!» حتی قبل از شهادت بابا مرتضی هم همین حرفها بود که: «خوش به حال تو! زحمتی نداری برای کنکور و سهمیه داری».
- ناراحت میشی؟
آره. ولی چیزی نمیگم. باهاشون کَلکَل نمیکنم. فقط یک بار گفتم: انگشتتون رو قطع کنید و بندازید دور، عوضش سهمیه بگیرین ...
🏍 چند روز با موتور رفتیم بازار طلا. کلی مغازه رفتیم ولی چیزی که پسند هر دومون باشه ندیدیم. آخرش یک روز بابا مرتضی با ذوق و شوق اومد و گفت: «نفیسه! امروز با موتور از خیابون ابوطالب رد میشدم، چند مغازه طلافروشی بود. حاضر شو با هم بریم اونجا رو هم ببینیم». رفتیم بازار و ...
📜 متن کامل این مصاحبه را در سایت نو+جوان بخوانید👇🏻
🌐 Nojavan.khamenei.ir
💫 رسانه اختصاصی نوجوانان سایت رهبر انقلاب
🌱 @Nojavan_Khamenei